همزه قطع ووصل

گفته شد كه در عربی همزه با الف فرق دارد. الف همیشه ساكن است (البته ساكن ذاتی نه علامتی) اما همزه همیشه با حركات گوناگون و نیز با علامت ساكن دیده می‌شود، مانند: اِسْماعیل-  بَأسٍ که گاهی قطـع و گاهی هم وصل می باشد كه ذیلاً به تعریف هر یك می پردازیم:

 1- همزه وصل

همزه‌ای است كه اگر به حرف ماقبل متّصل گردد ساقط گردیده و خوانده نمی‌شود. مانند: همزة اَللهُ در «بِسْمِ اللهِ» و «سُبْحانَ اللهِ» با اینكه همین همزه اگر در اول كلام قرار گیرد خوانده می‌شود، مانند: اَللهُ اَكْبَرُ.

2- همزه قطع

 همزه‌ای است كه در حال وقف و وصل خوانده می‌شود و هیچگاه ساقط نمی‌شود مانند: اِبْراهیمْ -   اَیْنَ-  اَقْلِعی.

 چگونگی تشخیص همزة قطع و وصل از یكدیگر و نحوه خواندن آنها

 الف) همزة قطع

باید دانست همزه های قطع بر پنج دسته تقسیم می‌شوند:

1- كلیّة ‌همزه‌هایی كه با آن اسم یا فعل یا حرف ساخته شده باشد و همزه جزو آنها باشد مانند: اِبْراهیمْ، اَساسْ، اَخَذَ، اَتاهُمْ، اِذْ، اِنَّ، اِلی و فقط هفت كلمه در قرآن كریم با اینكه اسم می‌باشند، لكن استثناءً همزة آنها وصل می‌باشند كه عبارتند از: اِمْرَءْ، اِمْرَءَةً، اِبْنْ، اِبْنَتِ، اِثْنانِ، اِثْنَتانِ، اِسْم كه همگی به‌صورت مستقل، مكسور خوانده می شوند و نیز از حروف فقط كلمة "اَلْ" استثناءً همزه اش وصل می‌باشد و در همه جا ابتدا مفتوح خوانده می‌شود.

2- همزه استفهام که معنی فارسی آن كلمة "آیا" می‌باشد، مانند: ءَاَنْتَ قُلْتَ، اَهكَذا، اَفَرَءَیْتَ  كه همیشه هم مفتوح هستند.

3- همزه های باب اِفعال در مصدر و ماضی و فعل امر حاضر مانند: اِكْرامْ، اَكْرَمَ، اَكْرِمی كه همگی قطع هستند.

4- همزة اَفْعَلُ التّفضیل که معمولاً بر وزن اَفْعَلُ می‌باشد، مانند: اَصْدَقُ و اَكْرَمُ.

5- همزه‌های مُتكلّم وحده از هر باب و هر وزن كه باشد، مانند: اَعْلَمُ و اَرْحَمُ.

توجّه: همزه های فعل تعجّب از فروعات باب افعال می‌باشد و لذا همزة آنها نیز قطع می‌باشد، مانند: اَسْمِعْ بِهِمْ وَ اَبْصِرْ (سورة مریم آیة 38).

 ب) همزة وصل

به جزء موارد یاد شده، همزه های دیگر در قرآن كریم همگی وصل می‌باشند كه اگر در ابتدا خواسته باشیم آنها را بخوانیم نحوة خواندن آنها به این شرح است:

اگر حرف سوّم فعل (با احتساب همزة وصل) مفتوح یا مكسور باشد، همزة وصل آن مكسور خوانده می شود و اگر حرف سوّم فعل، مضموم باشد، همزة وصل آن نیز مضموم خواهد شد مانند: قُلِ اِنْظُروُا، رَبِّ اغْفِرْ، مَااكْتَسَبَ، اَلَّذینَ اسْتُضْعِفوُا كه اگر خواسته باشیم بر كلمات قُلْ، رَبِّ، ما، اَلَّذینَ وقف كرده باشیم كلمات بعد به این صورت خوانده می‌شوند: اُنْظُروُا، اِغْفِرْ، اِكْتَسَبَ، اُسْتُضْعِفوُا.

در كلمات اِقْضوُا، اِبْنوُا، اِمْشوُا، اِمْضوُا اگر چه ظاهراً طبق قاعدة بالا باید در ابتدا مضموم خوانده شوند لكن چون در اصل و قبل از اعلال اِقْضیُوا، اِبْنِیُوا، اِمْشیُوا، اِمْضیُوا. بوده‌اند فلذا علی القاعده همزة وصل در همة اینها ابتدا به كسره خوانده می‌شود.