تا کی تنگ نظری؟


v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);}

Normal 0 false false false false EN-US X-NONE FA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

X

تبلیغات

آموزش و پرورش نوین

Top of Form

Bottom of Form

آیا تلفن همراه می تواند آموزش و پرورش را دگرگون سازد؟

Description: http://axgig.com/images/51103889393241994262.jpgریک آلن

برگردان : مهدی بهلولی

[توضیح : من چندی پیش،برگردان بخشی از این متن را بر این تارنگار گذاشتم. هم اکنون دوستان می توانند برگردان کامل آن را بخوانند.]

همه پسندی تلفن های هوشمند،همانند درویدها(Droids)،آیفن ها و بلک بری ها(BlackBerries)،که هم اکنون توانایی های چند رسانه ای،GPS،پیامک و صدا دارند،اصلاح گران صنعت و آموزش و پرورش را واداشته تا تلفن همراه را همچون ابزاری فراخور دگرگونی آموزش 12 پایه ای در سده ی بیست و یکم ببینند. گرچه آنها در کنار سودهای نهفته ی این تلفن ها،چالش هایی را هم مطرح می کنند با این رو کارشناسان آموزش چنین می اندیشند که این رایانه های کوچک نیرومند،به دانش آموزان انگیزه می دهند؛ دسترسی همیشگی به ثروت دانش،ابزارها،و کارشناسان اینترنتی را فراهم می سازند؛و از لپ تاپ ها یا رایانه های رومیزی،ارزان تر و فراوان ترند.   

کریستفر د ِده،استاد تکنولوژی های آموزشی در دانشکده ی تحصیلات تکمیلی آموزش و پرورش دانشگاه هاروارد می گوید : "گزینشی بزرگ پیش روی ماست : ابزاری سخت انعطاف پذیر داریم،بسیار همانندتر به چاقوی ارتش سوئیس تا یک چکش. اما ما می خواهیم برای چه کاری از آن بهره بگیریم؟" در سنجش با لپ تاپ ها و رایانه ها،تلفن های همراه ارزان ترند،آسان تر جابجا می شوند،و از نظر فیزیکی،به ویژه به هنگام کارگروهی،آزاردهندگی کمتری دارند. د ِ ده می گوید : "بچه ها دوست دارند با تلفن های همراه در دستان شان با همدیگر کار کنند تا با لپ تاپ های شان. اگر شما دور یک میز بنشینید و آنها همه لپ تاپ داشته باشند،حسی از دیوار پدید می آید."

 در پژوهشی در سال 2009 نزدیک به سیصد هزار دانش آموز،گزینه ی نخست شان را بهره گیری از تلفن های همراه بیان نمودند. در گزارش "پدیدآوردن آینده مان : دانش آموزان درباره ی یادگیری در سده ی بیست و یکم،بلندتر سخن می گویند" یک گروه آموزشی غیرانتفاعی(فردا پروژه)- که از سوی مراکز گوناگونی،همچون دانشگاه ها،گروه های انسان دوستانه،شرکت های فن آوری همانند اپل و بلک بورد،پشتیبانی می شد- روشن گشت که دانش آموزان در آموزش،و برای درگیرشدن با کارگروهی با هم سن و سالانشان،خواهان به کارگیری برنامه درسی دیجیتالی اند. این پژوهش همچنین نشان داد که آموزگاران و مدیرانی که در خانه یا در کلاس درس،فعالانه از تلفن همراه استفاده می کنند موافق اند که تلفن های همراه یا رایانه های جابجا شدنی،باید در آموزش و در مدرسه ی سده ی بیست و یکم به کار گرفته شوند. مجریان طرح دریافتند که برای رسیدن به این بینش،به موضوع هایی باید پرداخته شود،از آن میان رشد حرفه ای آموزگاران،سیاست های  برای توجه به امنیت شبکه اینترنتی،و برابری دسترسی دانش آموزان. در این پژوهش،برخی آموزگاران همچنین این نگرانی را به میان آوردند که تلفن های همراه،ذهن ها را از فرایند اصلی تدرس منحرف خواهد ساخت و درباره ی درآمیختن کارآمد و سودمند تلفن همراه با آموزش،پرسش هایی را پیش کشیدند. اما در یک جامعه ی جهانی به هم پیوسته ی دیجیتالی- با وجود چالش "چگونگی" آموزش به دانش آموزان- درک و به کارگیری ابزارهای فن آوری پیچیده،یک نیاز اقتصادی است. برنامه ملی فن آوری آموزشی در وزارت آموزش و پرورش آمریکا(NETP)،که در ماه نوامبر منتشر گردید،یادآوری می کند که "فن آوری،در عمل،هسته ی اصلی بسیاری از جنبه های زندگی و کار روزانه ی ماست". این برنامه ما را به " نیرومندسازی فن آوری[در آموزش]برای فراهم ساختن تجربه و درون مایه ی آموزشی گیرا و قدرتمند" فرامی خواند. این برنامه همچنین می افزاید که فن آوری بایستی بهتر به کار گرفته شود تا موفقیت تحصیلی دانش آموزان را با "شیوه های کامل،درست و بامعناتر" اندازه گیری نماید.

د ِده،که او نیز یکی از مشاوران NETP بود،می گوید ابزار دیجیتالی همانند رایانه ها و تلفن های همراه،می توانند درباره ی عملکرد دانش آموزان،داده ها را گردآوری نمایند و "سنجی برای ارزیابی شناختی" بدست دهند که می تواند برای نشان دادن این که چگونه دانش آموزان می اندیشند و چه چیزی را درک می کنند،واکاوی گردند. اما برخی پژوهشگران می گویند برای گسترش بیش از پیش طرح های پیچیده به کارگیری تلفن های همراه در چنین واکاوی های شناختی،نیاز به انجام کار بیشتری است.   

 از آنجایی که برخی مدرسه ها،درباره ی به کارگیری تلفن های همراه،سیاست های آسان گیرانه تری دارند،چه بسا تاکنون،شماری از آموزگاران به دانش آموزان اجازه داده باشند که برای نمونه،درس های اسپانیایی شان،یا گفت و گو درباره ی یک موضوع برای تولید نسخه صوتی برای پروژه ی تاریخ شفاهی،را ضبط نمایند. حتی برخی آموزگاران از دانش آموزان می خواهند تا پاسخ های خود به پرسش های آزمون های کوتاه را[ در تلفن های همراه] یادداشت کنند- این کار،نمودار میله ای می سازد که عکسی فوری از درک دانش آموز بدست می دهد. به هر رو،در تنوعی از پروژه های آزمایشی و نوآوری های جاری در مدرسه ها،دانش آموزان دارند تلفن های همراه را به کار می گیرند تا بسیار بیشتر به آرزوی شان دست یابند.    نوآوران       به مدرسه های ناحیه آنسلاو در کالیفرنیای شمالی،بودجه ای داده شد که به طور آزمایشی،صنعت بی سیم[wireless] برای استفاده از تلفن های هوشمند را به کار گیرند تا آموزش ریاضی ارتقاء یابد. با آغاز در سال 2008،در درس های جبر 1،جبر 2،و هندسه،به دانش آموزان دبیرستان های دیکسون و ساوس وست،تلفن های هوشمند با دسترسی به اینترنت،پیامک،امکانات ویدئو و عکس،و ماشین حساب برای به کار گرفتن در پروژه ی برنامه درسی K-Nect (برنامه ای ویژه که آموزش ریاضی را با تلفن های همراه،همبسته می سازد) داده شد.

 نمره های این دانش آموزان،در آزمون های پایان دوره ی زیر نظر دولت در کارولینای شمالی(EOC)،در درس های جبر2 و هندسه،ده درصد،و در جبر1،بیست درصد،از میانگین کشوری بالاتر بود. جالب این که،برابر گزارش ارزشیابی بنیاد "فردا پروژه"،دانش آموزان،از ارتباط افزایش یافته با آموزگاران و هم سن و سالان هم سخن گفتند. دانش آموزان همچنین از درگیر شدن بیشتر در یادگیری ریاضی گفتند،و برخی از آنها تصمیم گرفتند که درس های ریاضی بالاتر را ادامه دهند. آنهاهمچنین گفتند که دستگاه های بی سیم شان را به کار بسته اند تا اطلاعات بر روی اینترنت را جست و جو کنند و با دیگر دانش آموزان وارد گفت و گو شوند و راه حل های پیشنهادی مسآله ها را به اشتراک گذاشته یا دریافت شان از مفهوم ها را با آموزگار،توضیح دهند.

 ارتباط دادن دانش آموزان با محیط بازی خانه شان و ساختن یک مسآله برای انگیزه دادن به کسانی که با آموزش سنتی در کلاس درس درگیر نمی شوند،شش سال پیش یک مدرسه را بر آن داشت تا بهره گیری از گوشی های همراه را آزمون نماید. هم اکنون دبستان جیم استون در آرلینگتون،شماری از گوشی های همراه،از آن میان آی پد،آی پد لمسی،آی پاد،و Nintendo Ds را به کارمی گیرد تا در طول برنامه درسی،یادگیری را پشتیبانی نمایند. برابر گفته ی کامیلا گاگ لیو لو،سرپرست تکنولوژی آموزشی مدرسه،پرورش انتقال معنا،آفرینشگری[خلاقیت]،و همکاری،هدف های این پروژه هستند.

 این مدرسه،جعبه ابزاری دارد دربرگیرنده مجموعه ای هشت تایی از هر دستگاهی که می تواند در طول برنامه درسی با دانش آموزان در هر سطح آموزشی،به کار بسته شوند. ابزارها در مرکزهای یادگیری در کلاس درس با یک وایت بورد دوسویه به کار گرفته می شوند که همچنین با گوشی های همراهی در پیوند می باشند که دانش آموزان در خانه دارند؛گوشی هایی همچون Nintendo DS که دستگاه های بازی دستی همه پسندی هستند که نرم افزار آموزشی ریاضی،علوم،و مطالعات اجتماعی را در اختیار دارند. گاگ لیولو،در ضمن یادآوری می کند که این دستگاه ها،بیش از هر چیز،برای مهارت های زبانی و کارهای ریاضی به کار گرفته شده اند. او می گوید این دستگاه ها " شیوه های فراوانی برای یادگیری یک مفهوم" در اختیار دانش آموزان می گذارند و به آنها امکان فرق گذاری میان آنها را می دهد.

 برای نمونه،با نرم افزار Word Warp در آی پاد یا آی پد،دانش آموزان مهارت های املایی شان را تمرین می کنند. با کار کردن در گروه ها،هر دانش آموز باید بکوشد تا با کارگرفتن حرف های معین،هر شمار از واژه هایی که ممکن است را روی دستگاه خودش بنویسد و هجی کند. گروه ها با دو نمونه دیگر از هجی کردن ها،در بازه های زمانی 15 دقیقه،به کار خود ادامه می دهند و سرانجام با یک آزمون،روی 25 واژه برگزیده،کارشان به اوج خود می رسد. گاگ لیولو،می گوید این گوشی ها "در میان آموزگاران و دانش آموزان،شور و هیجان زیادی" پدید آورده اند و از راه بازی و سرگرمی،دانش آموزان را  با درون مایه های برنامه درسی درگیر نموده اند. اما او یادآوری می کند که یک دشواری،کارکردن با گوشی های همراه و به روز کردن آنها با نرم افزارها و برنامه های گوناگون می باشد.

افزودن به واقعیت(Augmenting Reality)

در بخش پیشرو پژوهش فنآوری آموزشی با گوشی های همراه،دانش آموزان دارند برای دست یابی به اطلاعات دیجیتالی،تلفن هایی را به کار می گیرند که به جهان واقعی پیرامون شان چیزهایی می افزایند یا بر روی آن می ریزند؛همان اصطلاح "واقعیت افزوده"(augmented reality) برای توصیف این مدل.[مترجم : خوانندگان گرامی می توانند برای اطلاعات بیشتر در این زمینه  اصطلاح "واقعیت افزوده" را در اینترنت جست و جو نمایند.] برای نمونه در TimeLab2100،ساخت موسسه فنآوری ماساچوست(MIT)،دانش آموزان باید،با گزینش و پژوهش بر پنج قانون محیط زیستی که 90 سال پیش وضع شده اند پیامدهای منفی گرم شدن جهان در سال 2100 را کاهش دهند. با آمیختن عناصری از بازی رایانه ای و مفهوم های برنامه درسی،این کار به دانش آموزان کمک می کند تا برای گردآوری اطلاعات،به کار گروهی بپردازند. آنها اغلب از ویژگی های واقعی ای یاری می گیرند که از نقطه های جغرافیایی برگزیده شده،بر گوشی های همراه شان پدیدار می گردد.

 مات دان لوِی،استاد آموزش در دانشگاه رادفورد در ویرجینیا،پروژه ی واقعیت افزوده در فضای باز را سرپرستی می کند. در این پروژه،دانش آموزان رایانه های دستی با امکانات GPS را به کار می گیرند تا اطلاعات را از جاهای گوناگون یک محیط باز،همچون یک زمین بازی یا یک کشتزار،به دست آورند. برای نمونه در یک بازی به نام شکار بوفالو،دانش آموزان دبستانی،رایانه های دستی را به کار می گیرند تا رد بوفالو را برای قبیله سرخ پوست گرسنه شان پی گیرند. بازی هایی اینچنین،که چندین بازیکن دارند،برای رسیدن به یک هدف،بازیکنان را در کاری گروهی(یا رقابت جویانه) درگیر می سازند. در شبیه سازی شکار بوفالو،دانش آموزان در زمین های مدرسه،به هدف های گوناگونی نزدیک می شوند و با به کار انداختن دستگاه های دستی شان به متن های روایی،اطلاعات دیداری،شنیداری و اضافی دسترسی می یابند- برای نمونه این که گله های بوفالو،دارند به سرعت کاهش می یابند.

 با فراهم ساختن پیش زمینه های شبیه سازی و کامل نمودن آن با گوشی های همراه،دانش آموزان،با مقایسه درون مایه دانش قبیله های گوناگون سرخ پوست به استانداردهای یادگیری رسمی از بیشه زارها و دشت های شرقی  ِ گونه گون،و منطقه های جنوب غربی دست می یابند و درباره ی این که چگونه قبیله ها در هر منطقه ای با محیط زیست سازگار می گردند،سنجشگرانه می اندیشید.

 دان لوی،بر این امید است که پژوهش اش به این پرسش پاسخ دهد که آیا به کارگیری گوشی های همراه می توانند یادگیری را افزایش دهند یا نه. او می گوید : "من از پژوهشی طرح – بنیاد بهره می گیرم تا به شرح این نزدیک شوم که چرا و چگونه یادگیری با تلفن همراه،دانش و مهارت های دانش آموزان را افزایش می دهد- البته اگر از بنیاد افزایشی انجام پذیرد. نخستین هدف من،پدید آوردن و به اشتراک گذاشتن پژوهش های موردی بسیار- تا جایی که ممکن است- می باشد؛پژوهش هایی که نشان می دهند آموزگاران نوآور در کلاس های درس با فراهم آوردن مجموعه ای از آی پاد یا آی پد های لمسی چه کارهایی دارند انجام می دهند." دان لوی همچنین می گوید : "اگر ما بتوانیم اجتماع آموزشی آنلاین دو سویه و چند رسانه ای از آموزگارانی پدید آوریم که راهبردهای کلاس های درس در به کارگیری از رایانه های همراه را،بی درنگ و یکراست،به اشتراک می گذارند این گستره[پژوهشی]بسیار تندتر حرکت خواهد نمود. به ویژه هنگامی  که با مدل های رشد و پژوهش سنتی سنجیده شود که،بنا به معمول،سال ها طول می کشند تا اطلاعات سنجیده را در دسترس درصد بسیار کوچک،و اغلب کم اهمیت،مردمی بگذارند که نشریه های نقد و بررسی مربوطه را می خوانند."

 د ِ ده می گوید خواه راستین باشد خواه قلابی و ساختگی،به کارگیری گوشی های همراه،به دانش آموزان اجازه می دهد تا یادگیری را تا آن سوی دیوارهای کلاس های درس گسترش دهند. اما هنوز پژوهش های زیادی باید انجام پذیرد تا بهترین روش به کارگیری گوشی های همراه در آموزش و پرورش روشن شود،تازه اگر از مسآله قطع و وصل شدن های گهگاهی و سرعت های پایین بگذریم. د ِده می گوید : "برجسته ترین توانمندی گوشی های همراه،می تواند در آموزش بیرون از کلاس درس باشد،که شیوه ای است ارزان تر از آموزش تک به تک،و دانش آموزان،منحنی یادگیری کوتاه تری خواهند داشت زیرا به این دستگاه ها خو گرفته اند. امیدهای فراوانی هست اما برای دست یافتن به آنها،مانع هایی هم هست که باید بر آنها چیره گشت."  آدرس متن انگلیسی :  

http://www.ascd.org/publications/newsletters/education-update/feb11/vol53/num02/can-mobile-devices-transform-education%C2%A2.aspx

راه کار های تربیتی


ررسي راهکار هاي تربيت کودکان
بچه‌هايي ‌مودب ‌والديني ‌فهيم
تمامی ‌والدین خواستار تربیت فرزندانی خوب و مودب هستند، به گونه‌ای که هم در زندگی خانوادگی براحتی با اطرافیان ارتباط برقرار کنند و هم در اجتماع افرادی محترم باشند؛ اما رسیدن به این منظور مستلزم شروع رفتارهای مناسب از سنین پایین و استمرار آن با نکات مناسب که این موارد توضیح داده می‌شود.

در دوران نوزادی شما به عنوان والدین، تنها کسی هستید که کنار کودک وجود دارید. او از هر رفتار شما چیزی می‌آموزد. از نوازش، محبت می‌آموزد و از توجه شما، درک کردن و تعامل با جهان پیرامون را یاد می‌گیرد.

کودک وقتی به یک‌سالگی می‌رسد یاد می‌گیرد شما و اطرافیان احساس و نیازهایی نیز دارید. او حالا آماده است که بیاموزد. نیازهای او با شما فرق دارد و این همان الفبای اخلاقیات است.

کارشناسان امور تربیتی معتقدند فرد باید قلبا به مواردی متقاعد شود تا تمایلات درونی به آن پیدا کند. به بیان دیگر، عادت به انجام کارهای صحیح پیدا کند چه کسی او را در حال انجام آنها ببیند و چه نبیند، بتدریج این فرد به انسانی تبدیل خواهد شد که با اختیار خود راستگویی را انتخاب می‌کند، حتی اگر به ضررش باشد یا به خاطر آن تنبیه شود. انسانی که علاوه بر نیازهای خود به احتیاجات دیگران نیز توجه دارد؛ یاد می‌گیرد در کنار دیگران زندگی کند و زندگی اجتماعی را بخوبی پیش ببرد.

والدین می‌توانند با ارتباط دادن ارزش‌ها با مفاهیم معنوی، این اراده را در وی تقویت کنند؛ اما اگر مفاهیمی ‌که مطرح می‌کنند در رفتار و اعمال روزمره قابل لمس نباشد، تبدیل به پند و موعظه شده و تاثیری نخواهد داشت. از این رو شیوه رفتار و گفتار والدین در شیوه زندگی فرزندتان اهمیت بسزایی دارد.

نخستین گام برای احترام به دیگران، ارزش قائل بودن برای خود است. وقتی او می‌پذیرد مهم است، درک می‌کند که اعمال و رفتارش بر دیگران تاثیر دارد. در غیر این صورت او می‌پندارد وقتی خودش باارزش نیست، پس رفتار خوب یا بدش نیز تاثیری ندارد و مهم نیست. بدین ترتیب مسوولیت رفتارش را نیز نمی‌پذیرد.

کودک نیاز دارد بداند آنقدر خوب و با ارزش است که شما او را دوست بدارید، حتی اگر آبمیوه را روی زمین ریخته یا نتوانسته توپش را بخوبی شوت کند یا اگر گاهی بد اخلاقی کرده است. ابراز علاقه شما برای وی حیاتی است.

در مورد کودک، رفتارهای اشتباه در برخی شرایط امری عادی است؛ اما با قرار دادن برخی محدودیت‌ها یاد می‌گیرند رفتار خود را کنترل کنند؛ البته نیاز به تنبیه شدید هنگام گذشتن از این مرزها نیاز نیست. باید قوانین روشنی وجود داشته باشد که عمل نکردن به آن عواقبی را در پی داشته باشد. برای مثال محرومیت از تماشای تلویزیون یا نرفتن به پارک و زمین بازی می‌تواند عواقب این قانون‌شکنی محسوب شود.

نتیجه شیوه صحیح برخورد

ابتدا باید به رفتارهایی که برایتان اهمیت دارند فکر کنید و سپس به موارد زیر توجه داشته‌ باشید. ما توصیه‌هایی برای کمک به شما در این راه ارائه می‌کنیم.

از نکات کوچک شروع کنید

قدم به قدم جلو بروید. برای مثال در پاسخ دادن به تلفن از «سلام« و «خداحافظی» شروع کنید. در مرحله بعد به کودک یاد بدهید که بگوید «لطفا کمی ‌صبر کنید تا پدرم را صدا کنم.» و در نهایت از او بخواهید پیغام طرف مقابل را به شما برساند.

به کودک نشان دهید که چگونه از دستمال استفاده کند. از کلمه دستمال برای یادآوری استفاده کنید از روش غیرکلامی ‌بهره ببرید. بدین ترتیب که فقط به دستمال اشاره کنید.

رفتارهای مورد علاقه‌تان را الگو قرار دهید

شما می‌توانید در مورد چنین رفتارهایی با فرزندتان صحبت کنید. برای مثال به وی بگویید «مریم برای پدربزرگش گل برد.» یا «ادب حکم می‌کند که من از او تشکر کنم.» در مقابل، اگر با دهان پر صحبت کنید به احتمال زیاد دفعه بعد فرزندتان نیز چنین می‌کند.

به فرزندتان بگویید چه انتظاری از او دارید

وقتی در یک روز تعطیل به منزل مادر بزرگ می‌روید در راه به او بگویید «وقتی مادربزرگ چیزی را به شما تعارف کرد که دوست نداری، من انتظار دارم که فقط بگویی نه متشکرم. میل ندارم.»

تشویق را فراموش نکنید

وقتی فرزندتان کار خوبی انجام می‌دهد او را تحسین کنید و این کار را با گفتن جمله‌ای به او نشان دهید. برای مثال بگویید «من متوجه شدم که برای بازی کردن در حیاط از آقای باغبان تشکر کردی. این کار بسیار مودبانه است.»

ایده‌الی نباشید

اگر همواره به بهترین‌ها فکر کنید دائم با خود در جنگ خواهید بود. الگوی خوبی را در نظر بگیرید، اما انتظار نداشته باشید فرزندتان دقیقا همان‌طور که شما دوست دارید رفتار کند. از او به اندازه سن و توانایی‌هایش توقع داشته باشید.

هرگز فرزندتان را مسخره نکنید

وقتی فرزندتان با دهان پر صحبت می‌کند ادای او را در نیاورید، بلکه به آرامی‌ از او بخواهید که غذایش را قورت دهد، سپس صحبت کند.

برای فرزندتان توضیح دهید که رعایت قوانین و آداب اجتماعی برای زندگی و بودن در کنار دیگران اهمیت دارد.

مراقب گفتار و رفتار خود باشید

کودکان با تقلید از شما زبان و ادب را یاد می‌گیرند. وقتی آنها ببینند والدینشان در مورد آنها و دیگران بسیار مودبانه صحبت می‌کنند، در گفتارخود کلماتی مانند «سلام،‌ لطفا،‌ متشکرم و...» دارند و همیشه تمیز و مرتب هستند آنها نیز سعی می‌کنند همین طور باشند؛ البته در مواردی لازم است نکاتی را یادآوری کنید، اما به خاطر داشته باشید این یادآوری‌ها بسیار خصوصی و آرام انجام شود.

آرامش خود را از دست ندهید

توجه داشته باشید هنگام خشم و عصبانیت نیز خود را کنترل کرده و رعایت ادب را فراموش نکنید و در مواردی مانند وقتی فرزندتان نمره خوبی نمی‌گیرد یا حرکت زشتی می‌کند، شروع به داد و فریاد نکنید.

البته مودب بودن بسیار مهم است، اما به معنی صرف‌نظر از حقوق نیست. پس باید به او یاد دهید که محکم بایستد و با رعایت ادب حق خود را بگیرد.

توجه به شرایط

وقتی فرزندان به مدرسه می‌روند، شرایط متفاوت از منزل را تجربه می‌کنند و ممکن است برخی رفتارهای غیرمودبانه‌ای را نیز بروز دهند. در این زمان نیاز به آموزش بیشتر شده و باید حمایت بیشتری به عمل آورید. نکته قابل توجه این است که والدین باید با تدبیر خود در هر دوره سنی با شیوه‌ای خاص و متناسب با آن سن عمل کنند تا نتیجه مطلوب حاصل شود.

ناسزاگویی کودکان

هیچ مادر یا پدری نمی‌خواهد کلمه یا عبارت زشتی از دهان فرزندش بشنود؛ اما کودکان در تعامل و روابط با دیگران گاهی کلمات زشتی را می‌شنوند و در شرایطی آن را تکرار می‌کنند.

وقتی کودک در منزل یا مکان‌های عمومی ‌دشنام می‌دهد بیش از حد به او توجه نکنید اما با قاطعیت به او بگویید که نمی‌خواهید چنین کلماتی را بشنوید

از آنجا که اصولا اطرافیان و بزرگ‌تر‌ها با شنیدن این‌گونه کلمات به هیجان آمده و واکنش نشان می‌دهند کودکان تصور می‌کنند می‌توانند از آن به عنوان وسیله‌ای برای جلب توجه و مشغول کردن اطرافیان استفاده کنند. پس بارها و بارها آن را به کار می‌برند.

گفتنی است که در برخی خانواده‌ها وقتی کودک حرف زشتی می‌زند فلفل در دهانش می‌ریزند یا حتی دهانش را با صابون می‌شویند که این کار به هیچ‌وجه منطقی نیست و تاثیر بسیار موقتی و کوتاه‌مدتی دارد. برخی کودکان نسبت به صابون حساسیت دارند یا حتی ممکن است آن را قورت دهند که در این صورت نیز والدین با مشکل روبه‌رو خواهند شد، بنابراین چنین روش‌هایی را به کار نبرید.

شیوه بازدارنده

برای کودک بوضوح توضیح دهید که استفاده از کلمات زشت و دشنام دادن کار پسندیده‌ای نیست و افراد نباید این کار را انجام دهند. چنانچه کودک دشنام داد عصبانی نشوید، اما با آرامش به او خاطر نشان کنید که دیگر این کار را نکند. سپس بکوشید به اعضای خانواده نیز تذکر دهید که در هیچ شرایطی از کلمات زشت استفاده نکنند تا امکان شنیدن مجدد این کلمات توسط کودک به حداقل برسد.

شرایط را بدتر نکنید

وقتی کودک در منزل یا مکان‌های عمومی ‌دشنام می‌دهد بیش از حد به او توجه نکنید؛ اما با قاطعیت به او بگویید که نمی‌خواهید چنین کلماتی را بشنوید.

برخورد عصبانی و شتابزده فقط توجهی را که او می‌خواسته به او می‌دهد و موجب تقویت این کار در وی می‌شود. چنانچه کودک در مکان‌های عمومی‌ دشنام داد بهترین کار این است که عواقب تنبیهی برایش قائل شوید؛ اما اگر دیگر تکرار نکرد از او تشکر و او را به خاطر رفتار خوبش تحسین کنید.

بازی با کلمات

هرگاه کودک دشنام داد به او توجه نکنید، اما در عوض کلماتی را که بار معنایی زشتی ندارند، اما خودتان انتخاب می‌کنید به جای آن بگذارید تا برای کودک نیز جالب باشد. برای مثال وقتی می‌خواهید کلمه‌ای را برای تنبیه استفاده کنید می‌توانید با جدیت به جای کلمه «بی‌تربیت» بگویید «بادمجان».

او خواهد خندید، اما منظور شما را درک می‌کند. بدین ترتیب هر بار کلمه بدی بگوید توجه شما را جلب نمی‌کند، اما با کلماتی از این قبیل و حرف‌های خوب توجه شما را جلب می‌کندو بدین ترتیب کم‌کم چنین کلماتی را جایگزین دشنام خواهد کرد.

تقلید کردن را کنار بگذارید

اگر کودک در حال تقلید از فرد دیگری بود و خواست با دشنام‌هایی که می‌دهد به اصطلاح ادای فرد دیگری را در بیاورد. برایش توضیح دهید که به جای تکرار آنچه دیگران می‌گویند بهتر است از زبان و کلمات خودش استفاده کند و به طور قطع کلمات و جملاتی که خودش می‌سازد زیباتر خواهد بود. پس از زبان زیباتری که خود دارد، استفاده کند.

تخلیه احساسات از راه‌های دیگر

چنانچه فرزند شما در زمان عصبانیت از دشنام و کلمات زشت استفاده می‌کند برایش توضیح دهید که روش‌های دیگری نیز برای ابراز احساسات وجود دارد و اشکالی ندارد که گاهی عصبانی بشود، اما می‌تواند در مورد علل عصبانیت خود و آنچه او را ناراحت کرده صحبت کند نه این‌که دشنام بدهد تا دیگران را نیز آزرده کند.

حتی می‌تواند در این مواقع به اتاقش برود و به بالشش مشت بزند و بگوید که من عصبانی هستم، اما فحش ندهد.

الگوی او باشید

این موضوع اهمیت قابل ملاحظه‌ای دارد که به فرزندتان نشان دهید خوب و مهربان بودن چگونه است و انسان با کمی ‌ملایمت می‌تواند به فردی بسیار دوست داشتنی تبدیل شود. به او کمک کنید که بتواند احساسات دیگران را نیز درک کند و بداند کلمات خوب یا بدی که استفاده می‌کند چه تاثیری بر احساسات دیگران دارد؛ اما او را برای اشتباهش تنبیه نکنید.

فرزندان ما بیشتر از آنچه می‌بینند، یاد می‌گیرند نه آنچه می‌شنوند. وقتی ببیند اعضای خانواده و اطرافیان با هم بسیار مهربان و خوشرفتار هستند و به یکدیگر احترام می‌گذارند دیگر جایی برای دشنام نخواهد ماند.

برای فرزندتان داستان و حکایت نقل کنید

به منظور این‌که کودکتان بهتر به عواقب رفتار بد و حرف‌های زشت آگاه شود برایش حکایاتی از عاقبت و سرنوشت افراد بداخلاق و افرادی که زیاد دشنام می‌دادند نقل کنید تا او بداند در قبال رفتار و گفتارش مسوول است و از طرفی این گونه رفتار و گفتار عاقبت خوبی برایش ندارد.

از طرفی کودکان بسیار مایل هستند محبوب باشند و وقتی احساس کنند استفاده از کلمات و عبارات زشت مانع از محبوبیت آنها در میان اطرافیان و جمع می‌شود بتدریج آن را کنار می‌گذارند.

مترجم : سحر کمالی‌نفرمنبع: family. org


املا نویسی


املا یكی از مواد درسی مهم در برنامه ی آموزش رسمی كشور بوده واز اركان مهم زبان آموزی در دوره ی ابتدایی است ،و مهمترین هدف آن آموزش صحیح نوشتاری كلمه ها وجمله هاست.از آموخته های املا فراگیران در سراسر زندگی در قالب ارتباط نوشتاری استفاده می كنند. چنانچه ارتباط نوشتاری بین افراد با غلط املایی همراه باشد ارتباط زبانی  بین آنها به خوبی بر قرار نخواهد شد.
نظام نوشتاری فارسی به جهت ویژگی ها و خصوصیات خاص خود از جمله حروف مختلف در مقابل یك صدا،دندانه ،نقطه و اتصال و انفصال.... نیازمند توجه خاص برای آموزش نوشتن (املا) می باشد.
املا نیز همانند درس های دیگر دارای دو بعد می باشد:
الف- بعد آموزشی          
       ب-   بعد آزمونی      
بعد آموزشی املا در كلاس ها كمتر مورد توجه معلمان است وتاكید عمده آنها بر آزمون املا است. این مشكل از این ناشی می شود كه به  روش های آموزشی املا در كتاب های مراكز تربیت معلم به صورت گذرا اشاره شده است، ودر دوره های آموزشی معلمان نیز به آموزش املا توجه نشده است.

اصول و مبانی املا

مراحل آموزش نوشتن به پنج مرحله زیر تقسیم می شود:

1- آموزش نوشتن غیر فعال ( رونوسی )

2- آموزش نوشتن نیمه فعال ( املا )

3- آموزش نوشتن فعال پایه یك    ( كلمه سازی )

4- آموزش نوشتن فعال پایه دو     ( حمله سازی )

5- آموزش نوشتن فعال ( خلاق )    انشا و انواع آن

با توجه به مشكل دانش آموزان که در مرحله آموزش نوشتن نیمه فعال (املا) است به آموزش املا می پردازیم. مهارت املا نویسی به معنی توانایی جانشین كردن صحیح صورت نوشتاری حروف , كلمات و جمله ها به جای صورت آوایی آنهاست . دانش آموزان بـایـد به این مهارت دست یابند تا بتوانند بخوبی بین صورت تلفظی كلمه ها و حروف سازنـده آن ها پیـونـد مناسبی بـرقـرار كنند بدین ترتیب زمینه لازم برای پیشرفت آنان در درس های جمله نویسی , انشا و به طور كلی مهارت نوشتن بهتر فراهم می شود , دانش آموزان هنگام نوشتن املا باید نكاتی را در باره صداهایی كه بوسیله معلم در قالب كلمات و جمله ها بر زبان جاری می شود رعایت نمایند :

الف)  آنها را خوب بشنوند + تشخیص دقیق كلمه + ادراك كلمه

ب) آنها را خوب تشخیص دهند + یادآوری و مجسم ساختن تصویر + بازشناسی كلمه صحیح در ذهن.

ج) آنها را درست بنویسند + نوشتن صحیح حروف سازنده كلمه + بازنویسی كلمه و توالی مناسب آنها. اشكالات املایی دانش آموزان كه از دیدگاه زبان شناختی بر اثر اشكالات رسم الخطی , تاثیر لهجه و گویش محلی دانش آموزان و فرایندهای آوایی حذف , تبدیل , افزایش و قلب به وجود می آیند از دیدگاه روان شناختی از موارد زیر سرچشمه می گیرند :

الف) ضعف در حساسیت شنوایی , مثال : ژاله -  جاله

ب) ضعف در حافظه شنوایی , مثال جا انداختن كلمات

ج) ضعف در حافظه دیداری , مثال حیله – هیله

د) ضعف در حافظه توالی دیداری , مثال مادر – مارد

هـ) قرینه نویسی , مثال دید –

و) وارونه نویسی , مثال دید -

ز) عدم دقت , مثال : گندم – كندم

ح)نارسا نویسی (كلمه قابل خواندن نباشد یا ساختار صحیح خود را از دست بدهد

تعریف املا :

املا واژه ای است عربی و معنای آن نوشتن مطلبی است كه دیگری بگوید یـا بخـوانـد . درس املا در بـرنـامـه آمـوزشـی دوره ابتدایی اهداف زیر را در بر می گیرد.

1- آموزش صورت صحیح نوشتاری كلمه ها و جمله های زبان فارسی

2- تشخیص اشكالات املایی دانش آموزان و رفع آنها

3- تمرین آموخته های نوشتاری دانش آموزان در رونویسی.

بدیهی است با نوشتاری كه با غلط های املایی همراه باشد ارتباط زبانی بین افراد جامعه بخوبی برقرار نمی شود . بنابراین , لزوم توجه به این درس كاملاً روشـن اسـت عـلاوه بـر اهـداف فـوق , امـلا نـویسی , دانـش آمـوزان را یـاری می كند تا مهارت های خود را در زمینه های زیر تقویت نمایند.

1- گوش دادن با دقت

2- تمركز و توجه داشتن به گفتار گوینده ( معلم )

3- آمادگی لازم برای گذر از رونویسی ( نوشتن غیرفعال ) جمله نویسی و انشا (نوشتن فعال)

نكات برجسته روش آموزش املای فارسی :

1- توجه بیشتر به وجه آموزشی درس املا نسبت به وجه آزمونی آن

2- انعطاف پذیری در انتخاب تمرینات  در هر جلسه املا

3- توجه به كلمات به عنوان عناصر سازنده جمله های زبانی

4- ارتباط زنجیر وار املاهای اخذ شده در جلسات گوناگون

معیارهای ارزشیابی :

عناصر دیگر روش آموزش املا را به صورت زیر هم میتوان مرحله بندی كرد :

گام اول, انتخاب متن املا  و نوشتن آن روی تخته سیاه و خواندن آن

گام دوم , قرائت املا توسط معلم و نوشتن آن توسط دانش آموزان

گام سوم , تصحیح گروهی املاها و تهیه فهرست خطاهای املایی

گام چهارم , تمرینات متنوع با توجه به اولویت بندی اشكالات املایی استخراج شده.

گام اول , انتخاب متن :

در انتخاب متن املا به موارد زیر توجه شود :

- متن مورد نظر حاوی جمله باشد و از انتخاب كلمه به تنهایی خودداری شود.

- كلمات سـازنـده جمـلات متـن از حـروفـی تشكیل شده باشند كه قبلاً تدریس شده اند.

- كلمات خارج از متن كتاب های درسی , از 20 درصد كل كلمات بیشتر نباشد.

- علاوه بر جملات موجود در كتاب های درسی , با استفاده از كلمات خوانده شده , جملات دیگری هم در نظر گرفته شوند . - در هر جلسه از كلماتی كه در جلسات قبلی برای دانش آموزان مشكل بوده اند نیز استفاده شود تا بتوان درجه پیشرفت شاگردان را اندازه گیری كرد.

گام دوم

معلم متن املا را از روی تابلو پاك كرده , پس از آماده شدن دانش آموزان , آن را با صدایی بلند و لحنی شمرده و حداكثر تا دو بار قرائت می كند . البته هنگام قرائت متن املا از خواندن كلمه به كلمه خودداری كرده , متن را به صورت گروههای اسمی و فعلی یا جمله كامل قرائت می كند تا دانش آموزان با بافت جمله و معنای آن آشنا شوند . متن املا را با سرعت مناسب تكرار می كند تا كند نویسان هم , اشكالات خود را بر طرف نماند .

گام سوم

این گام با مشاركت كامل دانش آموزان انجام می شود و معلم بدون اشاره به نام آنان تك تك املا ها را بررسی و مشكلات را استخراج می كند . به این ترتیب كه معلم املای اولین دانش آموز را در دست می گیرد و به كمك دانش آموز كلمات یاد شده را رونویسی می كند. سپس املای دومین , سومین و .... در دست می گیرد و به كمك همان دانش آموز یا دانش آموز دیگری , صورت صحیح غلط های املایی را روی تابلو ثبت می كند . البته هر جا كه غلط ها تكراری بودند جلوی اولین مورد آن یك علامت ( مثلاً * ) می زند . در پایان با شمردن غلط ها , اشكالات املایی دانش آموزان را اولویت بندی می كند .

گام چهارم

در ایـن گام معلـم با توجه به مهمترین و پر تعداد ترین اشكالات املایی دانش آموزان با بكار گیری انواع تمرینات حرف نویسی و كلمه نویسی و همچنین تمرینات كلمه سازی و جمله سازی به تقویت توان نوشتاری دانش آموزان می پردازد .

با توجه به اهداف در یاد گیری املا ی  یك كلمه سه عامل موثرمی باشد :

الف- شنیدن  ب- دیدن وتجسم ذهنی كلمه  ج- نوشتن كلمه

باتوجه به این سه عامل زمانی دانش آموز كلمه را به درستی خواهد نوشت كه آن كلمه را خوب بشنود , بتواند در ذ هن خود آن را تجسم كند و در نهایت كلمه را بنویسد (حركتی)

در زیر توالی آن توضیح داده می شود:

الف – شنیدن كلمه            تشخیص دقیق كلمه                            تدراك كلمه

ب- تشخیص كلمه           یادآوری و مجسم ساختن تصاویر             بازشناسی كلمه صحیح در ذهن

ج- نوشتن درست كلمه               نوشتن صحیح حروف سازنده كلمه       بازنویسی كلمه و توالی مناسب آنها

بطور خلاصه مدل نگارش كلمات دراملا عبارت است از:

ادراك كلمه                      باز شناسی كلمه                                  باز نویسی كلمه

هر یك از این توالی در مدل، مربوط به یك یا چند فرآیند ذهنی است،

ادراك كلمه مربوط به حافظه شنیداری و تمیز شنیداری است . بازشناسی كلمه مربوط به حافظة دیداری وتوالی دیداری است. و باز نویسی كلمه مربوط به حافظه حركتی است. باتوجه به مطالب ارائه شده مدل آموزشی املا به شرح زیر ارائه معرفی می گردد:

بر اساس مدل ارائه شده كلیه برنامه های آموزشی املا بایستی به سه ركن آن یعنی ادراك , بازشناسی و بازنویسی توجه كنند . بررسی نقادانه برنامة درسی املا در دورة ابتدایی مؤید این نكته است كه برنامه های درسی تنها برباز نویسی محدود بوده و دو بعد دیگر چندان مورد توجه نیست لذا برنامه های درسی املا از وجه آموزشی به وجه آزمونی تبدیل شده است . برنامة درسی مبتنی بر این مدل كه هر سه ركن را شامل شود . براساس الگوی زیر معرفی می شود :

الگوی برنامة درسی املا

 انتخاب متن املا و نوشتن آن روی تخته كلاس و خواندن آن توسط دانش آموزان

پاك كردن متن از تخته و قرائت آن توسط معلم ونوشتن آن توسط دانش آموزان  -

تصحیح املا به صورت گروهی( توسط خود دانش آموزان) -

استخراج فهرست خطاهای دیكته ای

-تمرین , توضیح و آموزشی بر مبنای عمده ترین غلطهای املایی , توضیح اینكه غلطهای املایی هر جلسه مبنای آموزشی برای جلسه بعدی املا قرار می گیرد .

 

مهمترین محاسن این الگو عبارت از:

1-توجه به بعد آموزشی املا ، چون در مراحل پنجگانه بالا هدف آزمون نیست

2-انعطاف پذ یری در متن املا

3-توجه به سه ركن برنامه درسی املا از طریق دیدن متن , خواندن آن و بازشناسی و یاد آوری

4-كاهش مشكلات و خطاهای دیكته ای دانش آموزان , بتدریج با اجرای كامل برنامه

5-كاهش اضطراب و ترس دانش آموزان از برنامه های درسی دیكته

6-ایجاد اعتماد به نفس در دانش آموزان برای نگارش كلمات

7-چون خطاهای دیكته ای توسط خود دانش آموزان با راهنمایی معلم استخراج می شوند . لذا دانش آموزان در رفع آن مصمم می شوندلازم به توضیح است كه از تعداد جلسات اختصاص یافته در طول هفته به عنوان مثال 3جلسه می توان 2 جلسة آن را برای آموزش و 1 جلسة آن برای ارزشیابی و آزمون اختصاص داد. اجرای این الگودر سال تحصیلی 83 –1382 در بیش از6 كلاس دورة ابتدایی مدارس روستایی كه عمده تا ً دارای مشكلات خاصی دراملا بودند نشان داد كه الگو در كاهش مشكلات املای بشی از 80 درصد موفق بوده است. متن املا بایستی از كلمات آشنای دانش آموزان انتخاب شود و به تدریج درجلسات بعدی به كلمات دشوار بینجامد . مرحله اول این الگو نسبت به سایر مراحل آن از اهمیت بیشتری برخوردار است

زیرا برای درست نویسی كلمه لازم است كه دانش آموز بتواند كلمه را بدرستی بخواند و تلفظ آن را  بدرستی یاد بگیرد ،تا آن را درك نماید. نوشتن متن املا و خواندن آن توسط معلم و دانش آموزان كلاس در بازشناسی و حافظه دیداری برای بازخوانی كلمه بسیار مؤثر می باشد . چون الگو بر پایه آموزش املا طراحی شده است لذا توصیه می شود كه از نمره دادن به دانش آموزان خودداری شود و ارزشیابی از كمی و عددی به كیفی تغییر یابد . واین فرآیند تا زمانی ادامه یابد كه غلط های املایی به حداقل برسد. نمره دادن به املا بر اساس این الگو تنها در املای امتحانی پیشنهاد می شود . نكتة قابل توجه دیگر كلاس بایستی از حالت سنتی خود به كارگاه آموزشی تبدیل شود و همة فراگیران در نقش یاد گیرنده و یاد دهنده باشند وتعامل های بین فردی گسترش یابد

برای قرائت متن املا با توجه به اینكه متن چندین بار خوانده شده و توضیحاتی توسط معلم بر آن داده شده است . توصیه می شود هر بند از متن املا فقط دوبار تكرار شده و مدت زمان تقریرمتن حداكثر 25 دقیقه باشد ، حداكثر متن املا در هر جلسه بر اساس توان دانش آموزان و نوع متن از لحاظ دشواری كلمات و عبارات، متغیر می باشد . ولی به جهت هماهنگی مقدار متن املا در پایه های مختلف بدین شرح پیشنهاد می شود :1-     برای كلاس اول ابتدایی – در نیمسال اول 8 جمله حداكثر 35 كلمه ودر نیمسال دوم 10 جمله حداكثر 40 كلمه2-     برای كلاس دوم ابتدایی حد اكثر10 سطر حدود 100 كلمه

3-     برای كلاس سوم ابتدایی حداكثر 12 سطر حدود 120 كلمه 4-  برای كلاس چهارم و پنجم ابتدایی  حداكثر 15 سطر حدود 150 كلمه

برای درك بهتر كلمات , گاهی نیاز است كه كلمه برای دانش آموزان به همراه تصویر آموزش داده شود. همچنین برای تجسم ذهنی یك كلمه بهتر است دانش آموزان آن را با انگشت خود در هوا بنویسند. برای یاد گیری بهتر می توان تمرینات فرعی دیگری همچون دنباله نویسی و كامل كردن كلمات ناقص نوشته شده ، تعیین تعداد حروف كلمه، تعیین تعداد نقطه ها ، دندانه ها و..... انجام داد. برای تصحیح املا در این الگو بایستی كلمات مشكل در تخته نوشته شود و سپس دانش آموزان با كنترل و نظارت معلم متن خود را با آن مطابقت نموده و غلط های خود را استخراج نمایند. این مورد می تواند با عوض كردن دفاتر دیكته و یا تصحیح توسط یك عدة خاص از دانش آموزان انجام شود.

در پایان معلم به كمك دانش آموزان مهمترین مشكلات دیكته ای آن جلسه را در تخته كلاس نوشته و به دانش آموزان در آن مورد آموزش می دهد.چنانچه وقت آن جلسه اجازه ندهد می توان آموزش را به جلسه بعدی موكول كرد.



انشاء چیست و چرا نوشتن آن لازم است؟

در بیان هنرهای موجود، هنر نوشتن مقامی بسیار والا دارد و در این عصر که به قولی عصر ارتباطات است اهمیت آن مضاعف می گردد. انشاء ذرات فکر انسان نشست گرفته از تخیل و خودباوری است. زمانی که این ذرات پیوندیابند ، فکر ها جان می گیرد و انشاء به وجود می آید. بیشتر انسان ها فکر می کنند که نمی توانند انشاء بنویسند؛ مخصوصاً دانش آموزان که قطره های دریای فکر و اندیشه اند. مگر سخنان ما زایده ی فکر ما نیست و ما آنها را نیافریده ایم؟ پس چرا نمی توانیم آنها را برروی کاغذ بیاوریم؟ شاید تا کنون به این مسئله به طور عمیق نیندیشیده ایم یا اصلاً به فکرمان نرسیده یا کسی طریقه ی نوشتن را به ما نیاموخته است. پس ما انسان ها چون استعداد سخن گفتن را دارا هستیم، می توانیم استعداد نوشتن را هم داشته باشیم و لازمه ی این کار تمرین است که باید همراه با آموختن باشد. فرهنگ های موجود و معتبر و دقیق امروز برای واژه ی انشاء معانی ارائه داده اند که اگر به یک یک این معانی توجه لازم شود و این معانی را در ساعت انشاء محقق سازیم و آن را از جهان ذهنی به جهان عینی منتقل کنیم بسیاری از مشکلات این درس حل خواهد شد.

هویت انشاء:

انشاء به معنی « آفرینش » ، « ایجاد » ، « سخن آفرینی » ، « سخن پردازی » و « نویسندگی » ، « از خود چیزی گفتن » و « هر نوع نوشته ای که مراد از آن نمایاندن قدرت نویسندگی و تعیین ارزش نوشته باشد. »

انواع انشاء:

1- گاه ، انسان تحت تأثیر عواطف و احساسات سرشار خود قرار می گیرد و انگیزه ی نوشتن را در خود می یابد. این گونه نوشتن را می توان « نوشته ی عاطفی » نامید.    نوشته ی عاطفی

2- زمان تخیلی و جریان جوشان ذهن انسان را به نوشتن وا می دارد که این گونه نوشتن را می توان « تخیلی » نامید.    نوشته ی تخیلی

3- نوعی دیگر از نوشتن « توصیفی » است که با استفاده از تشبیهات و استعارات می توان به وصف طبیعت یا ... پرداخت. دانش آموزان این نوع انشاء را بهتر از گونه های دیگر انشاء می نویسند و اگر قدرت خلاقیت و تخیل قوی نیز در آنها وجود داشته باشد، به خوبی می توانند از عهده ی انجام آن برآیند.  

نوشته ی توصیفی

4- گونه ی دیگر نوشتن به صورت « گزارش » است. ممکن است اینگونه انشاء به صورت مصاحبه انجام گرفته باشد یا حاصل بازدید از جایی باشد یا نویسنده آن را در جایی خوانده باشد.    گزارش یا خبری

5- برای نوشتن انشای اجتماعی باید به بیان مردم رفت و نیازهای آنان را حس کرد و واقعیت ها را دریافت.    انشای اجتماعی

6- « انشای تاریخی » به مطالعه ی فراوان نیاز دارد. اگر اطلاعات دانش آموزان کافی و صحیح نباشد ، از عهده ی نوشتن این گونه مطالب به خوبی بر نمی آیند.       انشای تاریخی

7- اگر نوشتن سرشار از کلمات و تعبیرات ادبی باشد، می توان آن را « ادبی » نامید.    نوشته ی ادبی

8- معمول ترین نوع نوشتن که در بین دانش آموزان رایج است ، نوشتن خاطره است. اگر آنها درست یاد بگیرند که خاطرات روزانه ی خود را بنویسند، هم در نوشتن بهتر به آنها کمک می شود و هم راستگویی در آنها تقویت می گردد.    نوشتن خاطره

 

9- اگر به دانش آموزان بگوییم ، در مورد مطلب یا موضوعی تحقیق کنند و سپس مطالب خود را با توجه به استدلال جمع آوری نمایند و به صورت انشاء بنویسند، می توان نوشته ی آنها را « تحقیق » یا « استدلالی » نامید. آنها می توانند مطالب خود را از کتاب های گوناگون یا گفته های دیگران جمع آوری کنند. 

   انشاء تحقیقی

10- باید به دانش آموزان توضیح داده شود که برای نوشتن یک نامه ی خوب چه نکاتی را رعایت کنند، چگونه شروع کنند و چطور مطالب را به پایان رسانند.        نوشتن نامه

11- زمانی انسان می خواهد با نوشته های خود نکات اخلاقی و پند آموز بیان کند. این نوع انشاء را می توان « اخلاقی » نامید.    انشاء اخلاقی

12- علم نیز پیوسته در جهان در حال پیشروی است. هر روز اختراعات جدید یا صنعت و گونه های دیگر پیشرفت به وقوع می پیوندد. باید دائم در این مورد اطلاعات به دست آورد. نوشتن این گونه اطلاعات را می توان « انشاء علمی » نامید.    انشاء علمی

13- نوع دیگر انشاء به صورت طنز است.      انشاء طنز

14- و انواع دیگر انشاء سفر نامه ، زندگی نامه و ... می باشد.    سفر نامه و زندگی نامه

مقدمه نویسی چیست؟

در انشاء کلمه ها و حبله هایی که در ابتدا نوشته می شوند، مقدمه انشاء هستند. « اصل ، نقطه ی شروع انشاء مقدمه ی آن است. البته این مقدمه نویسی در بین دانش آموزان مشکل اساسی به شمار می آید ؛ چون آنها نمی دانند نوشته ی خود را چگونه آغاز کنند. مرسوم ترین نوع مقدمه نویسی در بین دانش آموزان این است که چند مقدمه ی کلیشه  ای را حفظ می کنند و در ابتدای هر انشایی می نویسند. این کار بسیار غلط است ؛ حتی اگر بخواهند مقدمه ای جدا از متن اصلی بنویسند، باید به موضوع مرتبط باشد.

انشاء باید در چند سطر نوشته شود؟ آیا ده خط کافی است؟

این سؤالی است که اکثر دانش آموزان از ما می پرسند. مگر می شود برای فکر و اندیشه اندازه ای در نظر گرفت و آنرا اندازه گیری کرد. نوشته اگر در چند خط بتواند مفهوم و منظور اصلی را برساند، بسیار پسندیده است. حال ممکن است دانش آموزی ده صفحه بنویسد ولی نتواند مفهوم مورد نظر خود را برساند.

نحوه ی بارم بندی در انشاء چگونه است و چه نکاتی را باید رعایت کرد؟

هر دانش آموز نسبت به توان خود می نویسد. هم چنین باید به تفاوت های فردی و روحیه ی دانش آموزان هم توجه داشت و آنها را در نظر گرفت. نکاتی از قبیل : درک موضوع و هماهنگی جملات ، شنوایی و روانی کلمات و استفاده از تخیلات و خلاقیت ، رعایت نکات دستوری، پاکیزگی و خوانا بودن و نداشتن غلط املایی ، استفاده از لحن بزرگان ، تمثیل ، ضرب المثلها و ... ، پاراگراف بندی ، حاشیه گذاری و نکاتی از این قبیل باید رعایت شود و نمره ای برای آنها اختصاص یابد.

موانع موجود در راه اجرای مطلوب و مناسب درس انشاء

- کافی نبودن و مناسب نبودن ساعات تدریس انشاء در برنامه ی درسی دانش آموزان.

- استفاده از ساعات درس انشاء برای جبران کمبود زمان و عقب ماندگی دروس دیگر.

- نداشتن توجه لازم و مطلوب ، به درس انشا خصوصاً در پایه های ابتدایی و راهنمایی تحصیلی.

- کم توجهی و بی علاقه بودن تعداد قابل توجهی از دبیران و معلمان ادبیات به درس انشا.

- استفاده از نیروهای غیر متخصص و بی علاقه به درس انشا.

- دوری معلم و دانش آموز از مطالعه ی کتب و منابع غیر درسی.

- نبودن ملاک و معیار مشخص و سنجش در ارزشیابی درس انشا.

- تراکم زیاد دانش آموزان در کلاسهای درس.

- پرهیز معلم و دانش آموز از تقابل مستقیم فکر و اندیشه به دلایل مختلف.

- شناخت محدود و ناآگاهی معلم و دانش آموز از انشاهای مختلف از نظر محتوا.

چه باید کرد؟

* چون لازم است پیشرفت یا عدم پیشرفت علمی – ذوقی دانش آموز ارزش یابی گردد و نقاط ضعف و قوت او در مسیر حرکت علمی اش مشخص شود، باید در همان جلسات اولیه و شروع کار میزان و سطح توانایی علمی – ذوقی دانش آموزان مشخص گردد و متناسب با آن ، برنامه ریزی هایی صورت گیرد.

* استفاده از پیشنهادهای مفید و همکاریهای سازنده ی دانش آموزان در هنگام بررسی و ارزشیابی موضوعات هم باعث ایجاد فرصت های نیکو جهت پرورش و رشد استعداد آنها می شود و هم روحیه و اعتماد به نفس و قدرت ارزیابی آنان را تقویت می کند. ضمن اینکه تکرار غیر مستقیم نکات مباحث درسی را نیز برای آنان در بر دارد.

* استفاده از روشهای تدریس انشا باید با زمان تدریس و تعداد دانش آموزان هم خوانی و تناسب داشته باشد. لازم است دانش اموزان با اهداف مورد انتظار در هر موضوع آنشا شوند تا هم بهره گیری از ساعات درس انشا به گونه ای مناسب باشد و هم ارزشیابی آن بطور مبهم و صد در صد سلیقه ای صورت نگیرد.

چگونه می توان کلاس انشا را برگزار کرد؟

به صدها روش می توان کلاس انشا را برگزار کرد. ساعت انشا آشتی کردن با ادبیات و برگشتن به درون است. هدف ادبیات بیان اندیشه های زیباست. چشاندن لذت های ادبی است. از راههای مختلف می توان کلاس انشا را برگزار کرد و از آن نتیجه نیکو گرفت؛

 

1- کلمه سازی

2- استفاده از تصویر

3- ابتدای متنی را در کلاس می خوانیمو از دانش آموزان می خواهیم که آنرا به دلخواه کامل کنند.

4- استفاده از شعر: شعری را می خوانیم و از دانش آموزان می خواهیم با دقت گوش کنند؛ سپس درک و دریافت خود را از شعر بصورت انشا بنویسند. اینکار به دقت آنها در گوش کردن بسیار کمک می کند.

5- داستان نویسی: نوشتن انشا بصورت داستان است.

6- خلاصه نویسی: می توان از دانش آموزان خواست کتاب یا متنی را بخوانند و آنرا خلاصه کنند.

7- جمع آوری مطالب به صورت تحقیق

8- گزارش نویسی

9- در کلاس شیئی را به دانش آموزان نشان می دهیم ( مثلاً کتاب ) و از تک تک آنها می خواهیم در مورد آن جمله ای بگویند. بعد دانش اموزان تمام جمله ها را کنار یکدیگر قرار می دهند و انشایی با موضوع « کتاب » می نویسند.

10- نوشتن با کلمات هم خانواده

11- استفاده از سخنان بزرگان: اگر دانش آموزان عادت کنند که نوشته ی خود شاهد مثال بیاورند، انشا جالب تر خواهد شد. مثالها را می توان از میان شعرها، ضرب المثلها، گفته های بزرگان ، حدیث ها و ... انتخاب کرد.

12- مطرح کردن سؤال: در مورد موضوعی در کلاس سؤالهایی طرح می کنیم و دانش آموزان جواب می دهند. آنها جوابها را کنار یکدیگر قرار می دهند و بصورت انشا می نویسند.

13- انشای شفاهی : بهترین نوع انشا شفاهی است؛ چون این روش قدرت تکلم و حافظه ی دانش آموزان را تقویت می کند و باعث ایجاد شور و شوق در آنها می شود. برای مثال ، در کلاس موضوعی را مطرح می کنیم. امکان دارد اولین بار، معلم شروع کند یا یکی از دانش آموزان. به همین طریق بحث ها را ادامه می دهیم. این باعث می شود که به بچه های کم حرف و گوشه گیر نیز وارد بحث شوند.

14- نشانه گذاری: بکار بردن نشانه در نوشته باعث سهولت در خواندن و درک بهتر مطالب می شود. نشانه گذاری را برای دانش آموزان در ساعتهای انشاء بصورت تمرین انجام می دهیم. و با این کار درست خواندن را هم به دانش آموزان می آموزیم.

15- اجرای نمایش: دانش آموزان موضوع ، داستان یا شعری را در کلاس بصورت نمایش اجرا می کنند و در پایان یافته های خود را بنویسید.

16- اجرای پانتومیم: یکی از دانش آموزان موضوعی را در کلاس بصورت پانتومیم ( حرکت بدون صدا ) اجرا می کند و دیگران دقت می کنند و در پایان در مورد آن مطالبی می نویسند. البته اینکار را می توان بصورت گروهی هم انجام داد.

17- استفاده از ضرب المثل: از ضرب المثل در نوشتن استفاده کنند و آنرا موضوع قرار دهند.

18- شعرخوانی در کلاس: اینکار را می توان هم بصورت تک خوانی و هم بصورت مشاعره در کلاس انجام داد. حفظ شعر بر تقویت حافظه ی دانش آموزان بسیار مؤثر است و اگر آنها عادت کنند هر شعری را که می خوانند حفظ کنند، به زودی شعرهای زیادی ملکه ی ذهن آنها می شود و اگر قریحه ی شعر در آنان پنهان باشد، آشکار می گردد و شاعرانی در کلاس انشا زاده می شوند.

19- خواندن کتاب در کلاس: ( قصه ، شعر ، فیلم نامه و ... ) این کار را هم معلم می تواند انجام دهد و هم دانش آموز.

20- موضوعهای متفاوتی را در روی تکه های کاغذ می نویسیم. کاغذها را تا می کنیم و از دانش آموزان می خواهیم یکی زا بردارند و درباره ی آن بنویسند. اینکار چون با تفریح همراه است، آنها را سرشوق می آورد و هر کس میل دارد بداند برای دیگران چه موضوعی نوشته شده است.

21- خواندن رمان در کلاس: در ابتدای سال رمانی مطابق سن دانش آموزان و مناسب کلاس خوانده می شود. اینکار بصورت ممتد انجام می گیرد و در هر جلسه قسمتی از رمان خوانده می شود. اینکار را هم معلم و هم دانش آموز می تواند انجام دهند. با استفاده از این روش حس کتاب خوانی در دانش آموزان تقویت می شود و آنها با کتابها و نویسندگان مختلف آشنا می شوند.

22- روش اسم – فامیل: یکی از بازیهای متداول میان بچه ها بازی اسم – فامیل است که می توان از آن در کلاس انشا استفاده کرد؛ مثلاً حرفی مانند ( م ) به دانش آموزان می گوئیم و از آنها می خواهیم چند کلمه با حرف (م) بنویسند. در پایان آنها باید کلمه ها را به هم ربط دهند و انشا بنویسند.

23- نوشتن شغلهای مختلف: دانش آموزان می توانند در کلاس از شغلهای مختلف صحبت کنند یا به ایفای نقش هایی در حوزه ی مشاغل بپردازند و در پایان در مورد آنها انشا بنویسند.

24- مطرح کردن عبارت یا جمله ای بصورت داستان: ما می توانیم جمله ای کوتاه از ابتدای داتسانی را برای کلاس نقل کنیم و از دانش آموزان بخواهیم دنباله ی داستان را خود بنویسند. با این روش می توان داستانهای زیادی را جمع آوری کرد.

25- جمع آوری تازه ترین خبرها: دانش آموزان می توانند خبرهای تازه ای را که شنیده اند جمع آوری کنند و بصورت مقاله یا انشا بنویسند و در کلاس بخوانند. اگر آنها اینکار را بصروت گروهی انجام دهند، بهتر است؛ چون حس همکاری هم در آنها تقویت می شود.

26- چند موضوع مختلف را روی تخته سیاه می نویسیم و از دانش آموزان می خواهیم بین آنها یکی از انتخاب کنند و درباره ی آن بنویسند.

27- معلم نیز همراه دانش آموزان در کلاس انشا بنویسد و برای آنها بخواند.

28- به چه می اندیشند: می توان از آنها خواست فی البداهه درباره ی هرچی می اندیشند بنویسند.

29- مسابقه: موضوع یا موضوعهایی را در کلاس بنویسند و بخوانند و بهترین انشا با رأی و نظر دانش آموزان انتخاب گردد.

30- می توان دانش آموزان را آزاد گذاشت تا در مورد کسانی که دوست دارند بنویسند؛ مثلاً مارد ، پدر ، دوست و ... آنها حتی می توانند نام فرد مورد نظر خود را هم ذکر کنند.

31- دانش آموزان می توانند در مورد افراد و اقوام گوناگون بنویسند؛ مثلاً روستائیان، کردها، ترکها و ...

32- به اطراف خود بنگرند و هرچه را زیبا می بینند بنویسند.

33- می توان از آنها خواست با جان بخشی به اجسام از زبانها آنها و حتی از زبان دیگر موجودات ( غیر از انسان ) سخن بگوید.

34- زمانی که در کلاس ، انشا خوانده می شود، به دانش آموزان می گوئیم جمله ها و عبارات زیبا را یادداشت کنند. آن گاه، بصورت جمعی یا فردی آنها را کامل کرده انشا بنویسند. این روش امکان دارد چند جلسه طول بکشد.

35- هر کس با نام خود انشا بنویسد.

36- لیست کتابهای خود را بنویسد و در مورد هر کدام توضیح مختصری بدهند.

37- کارهای روزانه ی خود را شرح دهند: این روش به دانش آموزان بسیار کمک می کند و باعث تقویت آنها در زمینه ی نگارش می شود.

38- فرهنگ لغت بنویسند: دانش آموزان می توانند فرهنگ لغات کتابهای خود را به صورت الفبا جمع آوری کنند. این کار بر وسعت دایره ی لغات آنها می افزاید.

39- انشای مشورتی بنویسند: می توان دانش آموزان را به گروههای دو یا چند نفری تقسیم کرد و از آنها خواست درمورد موضوعی خاص بنویسند.

40- یک جلسه از کلاس انشا را به این موضوع اختصاص می دهیم: درمورد هر موضوعی که توانایی بیشتری دارید، انشا بنویسید.

41- آرزوهای خود را بنویسید.

42- انشای عامیانه یا گفتاری بنویسید ( با توجه به گویش های محلی ).

منابع:

 قاسم پور مقدم، حسین. تابستان۱۳۷۷-در قلمرو آموزش زبان و ادب فارسی.

تهیه کننده: ریحانه ذاکری

استاد: سرکارخانم حسینی لر

زمین



در سال 1912 میلادی دانشمند آلمانی بنام وگنر اظهار داشت که حدود 200 میلیون سال پیش تمام خشکی ها به هم متصل و یک تکه بوده اند این خشکی رفته رفته به دو قسمت تقسیم شده و پس از آن هر قسمت نیز قطعه قطعه شده و قاره های امروزی را بوجود آمده اند سپس وگنر نظریه زمین ساخت ورقه ای را مطرح کرد.

نظریه زمین ساخت ورقه ای:
بر اساس این نظریه سنگ کره زمین یک تکه نیست بلکه از تعدادی ورقه های بزرگ و کوچک تشکیل شده است.


نکته: بعضی از ورقه ها در زیر قاره ها و بعضی دیگر در زیر اقیانوس ها و برخی هر دو را در بر می گیرد.

 






نکته: به هر یک از ورقه های سنگ کره یک پلیت می گویند

 

بر اثر حرکت پلیت ها در حاشیه ورقه ها زلزله ایجاد می شود.

زلزله
حرکت ناگهانی قسمتی از زمین را زلزله گویند که این حرکت موجب تخریب ساخمان ها و رانش زمین     می شود و گاهی خسارت جانی و مالی زیادی را به بار می آورد.

ریشتر
واحد شدت زلزله است که دانشمند آمریکایی به نام چالز فوانسیس ریشتر اولین بار شیوه اندازه گیری شدت زلزله را پیشنهاد داد او شدت زلزله را 1 تا 12 ریشتر بیان کرد.

 

 

نکته انرژی زمین لرزه ای که شدت آن یک ریشتر است برابر انرژی حاصل از انفجار 170 گرم تی ان تی (TNT) است. به ازای افزایش هر درجه ریشتر شدت زمین لرزه 31 برابر عدد قبلی است.

سؤال: چه عاملی در زیر سنگ کره موجب شکل پذیری و خمیر مانند بودن نرم کره می شود؟
جواب: دما و فشار بسیار زیاد در زیر سنگ کره

سؤال: چگونه قسمت خمیری گوشته ممکن است جا به جا شود؟
جواب: چون قسمت زیرین دما بیشتر از قسمت بالایی بخش خمیری شکل است این اختلاف دما باعث تغییر چگالی مواد شده و سبب جابه جایی ماده خمیری شکل می شود.

سؤال: چه موقع ورقه های سنگ کره جا به جا می شوند؟
جوابوقتی مواد نرم کره به آرامی بالا بیایند و به طرفین کشیده شوند ورقه ها روی هم می خزند.


حرکت ورقه ها در مجاورهم به سه صورت ممکن است باشد.


1- دو ورقه از هم دور می شوند.

 


2- دو ورقه به هم برخورد کرده و نزدیک می شوند.


3- دو ورقه در کنار هم می لغزند.


پدیده های حاصل از حرکت ورقه ها:
1- ورقه های دور شونده:

بیش تر محل ورقه های دور شونده در میان اقیانوس ها قرار دارند در این مناطق مواد مذاب از بین دو ورقه خارج شده و بین دو ورقه سخت می شود و پوسته جدید حاصل می گردد.


به همین دلیل هر ساله چندین سانتی متر بر وسعت اقیانوس ها افزوده می شود.

 

2- ورقه ها های نزدیک شونده:
چون ورقه های نزدیک شونده خصوصیات فیزیکی و شیمیایی مختلفی دارند پدیده های حاصل به یکی از صورت های زیر می باشد.
الف: برخورد ورقه اقیانوسی با قاره ای:
چون ورقه های اقیانوسی نسبت به ورقه های قاره ای سنگین تر می باشند به زیر ورقه های قاره ای کشیده می شوند و باعث ایجاد گودال اقیانوسی- کوه های آتش فشان و زلزله می شوند.


ب: برخورد دو ورقه اقیانوسی:
یک ورقه به زیر ورقه دیگر فرو می رود و با خم شدن لبه ورقه ها گودال عمیق اقیانوسی ایجاد می شود. ورقه فرو رونده ذوب شده و مواد مذاب از بستر دریا خارج می گردند و بر اثر آتش فشان جزایری سر از آب بیرون آورده و جزایر قوسی تولید می گردند.



ج: برخورد دو ورقه قاره ای
هیچ کدام از ورقه ها زیر دیگری فرو نمی رود چون جرم هر دو مساوی است بر اثر چنین برخوردی کوه و زلزله شدید ایجاد می شود.

 
3- ورقه ها در کنار هم می خزند
در این محل ها نه پوسته جدید تولید می شود و نه ورقه ای تخریب می شود بلکه فقط ورقه ها کنار هم حرکت می کنند در این صورت زلزله های شدید ایجاد می گردد.



 

 

 

 

مردم سالهای متمادی است حرکت مکانیکی را برای تولید برق مورد نیاز خود بکار می‌برند. می‌دانید اساس کار یک دستگاه مولد برق (ژنراتور) ، اعم از مولد جریان مستقیم یا متفاوت ، حرکت نسبی یک‌ هادی در میدان مغناطیسی است. ولی مولد یک عیب دارد آن این است که مانند باطری نمی‌تواند انرژی الکتریکی ذخیره کند، به عبارت دیگر برقی که مولد تولید می‌کند باید در حین تولید مصرف شود.

در همه مولد‌ها یک چیز مشترک است، همه آنها نیاز به منبع قدرت دارند تا استوانه حامل‌هادی‌ها را ، یا آهنربای مولد میدان مغناطیسی را بچرخاند یعنی حرکت مکانیکی سیم‌ها را در میدان مغناطیسی ثابت ( یا حرکت آهنربا را در مقابلسیم پیچ‌ها ثابت) تامین کند. منابع قدرت مورد استفاده انواع مختلف دارند. چهار نوع از آنها که اغلب مورد استفاده قرار می‌گیرند عبارتند از توربین آبی ، توربین بخار ، توربین گازی و موتور‌های درون سوز.

توربین آبی

در نیروگاه‌های هیدرولیک برای چرخاندن مولد برق (ژنراتور) از توربین آبی استفاده می‌شود. این طریقه تولید برق از لحاظ اقتصاد با صرفه است ولی محدودیت جغرافیایی محل از لحاظ سد سازی دارد.

توربین گازی

استفاده از توربین گازی برای به کار انداختن مولد‌های برق روز افزون است. اساس کار توربین‌های گازی مانند کارموتور‌های جت است. سوخت می‌سوزد و گازهای حاصل از سوختن در توربین منبسط می‌شود. ساختن توربین‌های گازی کم خرج است ولی بهره برداری از آنها پرخرج می‌باشد، علاوه بر این ابعاد آنها محدود است. به همین جهت اغلب آنها را به عنوان واحد‌های اضافی برای تدارک الکتریسیته بیش از معمول ، بویژه هنگامی که مصارف اختصاصی مورد نیاز است ، بکار می‌روند.

توربین بخار

توربین بخار وسیله متداولتری برای تامین توان مکانیکی جهت چرخاندن القاء کن مولد برق از نیروگاه است. تفاوت یک نیروگاه بخار با نیروگاههای دیگر در چگونگی تولید بخار است. هر روشی که بکار می‌رود باید مقدار زیادی گرما برای تولید بخار لازم جهت بکار انداختن توربین‌های بخار تهیه شود. در نیروگاههای با سوخت فسیلی این گرما از سوختن زغال سنگ ،نفت ، یا گاز طبیعی حاصل می‌شود. در نیروگاه هسته‌ای گرما از شکافت اتمهای سوخت اورانیوم به دست می‌آید.

نیروگاه با سوخت فسیلی

نیروگاههای با سوخت فسیلی مدرن پیچیده و پراجزایند، ولی در همه آنها شش مرحله زیر انجام می‌گیرد:

1.   تهیه سوخت و تزریق آن

2.   سوختن

3.   تولید بخار

4.   کارکردن توربین

5.   مولد

6.   چگالیدن بخار

7.   برگشت آب حاصل از چگالیدن بخار به دیگ

مکانیسم مراحل نیروگاه با سوخت فسیلی

در نیروگاه با سوخت فسیلی ، اول باید سوخت را آماده کرد. مثلا اگر سوخت زغال سنگ است باید به صورت گرد درآید، چنانچه نفت است باید گرم شود ، سپس سوخت آماده شده ، به داخل کوره تزریق یا پاشیده شود. در کوره سوخت با هوا مخلوط شده می‌سوزد و گرمای حاصل از سوختن آن برای تولید بخار بکار می‌رود و چرخه تولید بخار آغاز می‌شود، بخار در توربین منبسط شده و آن را می‌چرخاند و چون محور توربین به محور مولد برق اتصال دارد القاء کن مولد نیز به چرخش در می‌آید و برق تولید می‌شود، بخار پس از خروج از توربین باید متراکم شده دوباره به صورت آب در آید بطوریکه بتوان آن را بوسیله تلمبه به دیگ برگردانده دوباره از آن استفاده کرد.

 

دانستنی های ریاضی


دانستنیهای ریاضیات ابتدایی

یک کیلوگرم = 1000گرم            یک متر=100سانتی متر                یک متر = 1000 میلی متر  

یک سانتی متر = 10 میلی متر            یک هکتار= 10000 مترمربع          یک کیلومتر=1000متر

یک لیتر=1000سی سی             یک لیتر = 1000 سانتی مترمکعب          یک سی سی=30قطره

یک مترمکعب = 1000 لیتر          یک مترمکعب = 1000000 سانتی مترمکعب

یک کیلومتر مربع= 1000000 مترمربع               یک کیلومترمربع= 100 هکتار

 

 برای تبدیل کیلو گرم به گرم عددمربوطه رادر1000 ضرب می کنیم.

برای تبدیل گرم به کیلو گرم عددمربوطه رابر1000 تقسیم می کنیم.

برای تبدیل متربه سانتی متر عددمربوطه رادر100 ضرب می کنیم.

برای تبدیل سانتی متربه مترعددمربوطه رابر100 تقسیم می کنیم.

برای تبدیل متر به میلی مترعددمربوطه رادر1000 ضرب می کنیم.

برای تبدیل میلی متربه متر عددمربوطه رابر 1000تقسیم می کنیم.

برای تبدیل سانتی متربه میلی متر عددمربوطه رادر10 ضرب می کنیم.

برای تبدیل میلی متربه سانتی متر عددمربوطه رابر10 تقسیم می کنیم.

برای تبدیل هکتار به مترمربع عددمربوطه رادر10000 ضرب می کنیم.

برای تبدیل مترمربع به هکتار عددمربوطه رابر10000 تقسیم می کنیم.

برای تبدیل کیلو متر به مترعددمربوطه رادر1000 ضرب می کنیم.

برای تبدیل متربه کیلومتر عددمربوطه رابر1000 تقسیم می کنیم.

برای تبدیل لیتربه سی سی عددمربوطه را در1000 ضرب می کنیم.

برای تبدیل سی سی به لیتر عددمربوطه رابر1000 تقسیم می کنیم.

برای تبدیل لیتربه سانتی مترمکعب عددمربوطه رادر1000 ضرب می کنیم.

برای تبدیل سانتی مترمکعب به لیترعددمربوطه رابر1000 تقسیم می کنیم.

برای تبدیل سی سی به قطره عددمربوطه رادر30 ضرب می کنیم.

برای تبدیل قطره به سی سی عددمربوطه رابر30تقسیم می کنیم.

برای تبدیل مترمکعب به لیتر عددمربوطه رادر1000ضرب می کنیم.

برای تبدیل لیتربه متر مکعب عددمربوطه رابر1000 تقسیم می کنیم.

برای تبدیل مترمکعب به سانتی متر مکعب به متر عددمربوطه رادر1000000 ضرب می کنیم.

برای تبدیل سانتی متر مکعب به مترمکعب عددمربوطه رابر1000000 تقسیم می کنیم.

برای تبدیل کیلومتر مربع به کیلومتر به مترمربع عددمربوطه را 1000000 ضرب می کنیم.

برای تبدیل مترمربع به کیلومترمربع عددمربوطه رابر1000000 تقسیم می کنیم.

برای تبدیل کیلومترمربع به هکتار عددمربوطه رادر100 ضرب می کنیم.

برای تبدیل هکتار به کیلومتر مربع عددمربوطه رابر100 تقسیم می کنیم.

 

همزه


همزه قطع ووصل

گفته شد كه در عربی همزه با الف فرق دارد. الف همیشه ساكن است (البته ساكن ذاتی نه علامتی) اما همزه همیشه با حركات گوناگون و نیز با علامت ساكن دیده می‌شود، مانند: اِسْماعیل-  بَأسٍ که گاهی قطـع و گاهی هم وصل می باشد كه ذیلاً به تعریف هر یك می پردازیم:

 1- همزه وصل

همزه‌ای است كه اگر به حرف ماقبل متّصل گردد ساقط گردیده و خوانده نمی‌شود. مانند: همزة اَللهُ در «بِسْمِ اللهِ» و «سُبْحانَ اللهِ» با اینكه همین همزه اگر در اول كلام قرار گیرد خوانده می‌شود، مانند: اَللهُ اَكْبَرُ.

2- همزه قطع

 همزه‌ای است كه در حال وقف و وصل خوانده می‌شود و هیچگاه ساقط نمی‌شود مانند: اِبْراهیمْ -   اَیْنَ-  اَقْلِعی.

 چگونگی تشخیص همزة قطع و وصل از یكدیگر و نحوه خواندن آنها

 الف) همزة قطع

باید دانست همزه های قطع بر پنج دسته تقسیم می‌شوند:

1- كلیّة ‌همزه‌هایی كه با آن اسم یا فعل یا حرف ساخته شده باشد و همزه جزو آنها باشد مانند: اِبْراهیمْ، اَساسْ، اَخَذَ، اَتاهُمْ، اِذْ، اِنَّ، اِلی و فقط هفت كلمه در قرآن كریم با اینكه اسم می‌باشند، لكن استثناءً همزة آنها وصل می‌باشند كه عبارتند از: اِمْرَءْ، اِمْرَءَةً، اِبْنْ، اِبْنَتِ، اِثْنانِ، اِثْنَتانِ، اِسْم كه همگی به‌صورت مستقل، مكسور خوانده می شوند و نیز از حروف فقط كلمة "اَلْ" استثناءً همزه اش وصل می‌باشد و در همه جا ابتدا مفتوح خوانده می‌شود.

2- همزه استفهام که معنی فارسی آن كلمة "آیا" می‌باشد، مانند: ءَاَنْتَ قُلْتَ، اَهكَذا، اَفَرَءَیْتَ  كه همیشه هم مفتوح هستند.

3- همزه های باب اِفعال در مصدر و ماضی و فعل امر حاضر مانند: اِكْرامْ، اَكْرَمَ، اَكْرِمی كه همگی قطع هستند.

4- همزة اَفْعَلُ التّفضیل که معمولاً بر وزن اَفْعَلُ می‌باشد، مانند: اَصْدَقُ و اَكْرَمُ.

5- همزه‌های مُتكلّم وحده از هر باب و هر وزن كه باشد، مانند: اَعْلَمُ و اَرْحَمُ.

توجّه: همزه های فعل تعجّب از فروعات باب افعال می‌باشد و لذا همزة آنها نیز قطع می‌باشد، مانند: اَسْمِعْ بِهِمْ وَ اَبْصِرْ (سورة مریم آیة 38).

 ب) همزة وصل

به جزء موارد یاد شده، همزه های دیگر در قرآن كریم همگی وصل می‌باشند كه اگر در ابتدا خواسته باشیم آنها را بخوانیم نحوة خواندن آنها به این شرح است:

اگر حرف سوّم فعل (با احتساب همزة وصل) مفتوح یا مكسور باشد، همزة وصل آن مكسور خوانده می شود و اگر حرف سوّم فعل، مضموم باشد، همزة وصل آن نیز مضموم خواهد شد مانند: قُلِ اِنْظُروُا، رَبِّ اغْفِرْ، مَااكْتَسَبَ، اَلَّذینَ اسْتُضْعِفوُا كه اگر خواسته باشیم بر كلمات قُلْ، رَبِّ، ما، اَلَّذینَ وقف كرده باشیم كلمات بعد به این صورت خوانده می‌شوند: اُنْظُروُا، اِغْفِرْ، اِكْتَسَبَ، اُسْتُضْعِفوُا.

در كلمات اِقْضوُا، اِبْنوُا، اِمْشوُا، اِمْضوُا اگر چه ظاهراً طبق قاعدة بالا باید در ابتدا مضموم خوانده شوند لكن چون در اصل و قبل از اعلال اِقْضیُوا، اِبْنِیُوا، اِمْشیُوا، اِمْضیُوا. بوده‌اند فلذا علی القاعده همزة وصل در همة اینها ابتدا به كسره خوانده می‌شود.


پند بگیریم


گاوس:ریاضیات ملکه ی علوم است و نظریه ی اعداد سلطان آن!

انیشتین:ما در فیزیک تا زمانی که اثبات های ریاضی هستند چیزی را آزمایش نخواهیم کرد!

پیر سیمون لاپلاس:تمام آثار طبیعت نتایج ریاضی چند قانون تفسیر ناپذیرند.

انیشتین:مسائلی که بدلیل سطح فعلی تفکر ما بوجود می‌آیند، نمی‌توانند با همان سطح تفکر حل گردند.

نیوتن : کسی که فکر نمی کند ، به ندرت دم فرو می بندد .

انیشتین :تخیل مهمتر از دانش است.علم محدود است اما تخیل دنیا را دربر می‌گیرد.

ژرژ کانتور :جوهر ریاضی در آزادی آن نهفته است این علم فارغ از تمام سیاست های جهان به توسعه

خود ادامه می دهد و برخلاف سایر موارد توسعه با اقبال جهانی مواجه شده است.

 انیشتین:نگران مشکلاتی که در ریاضی دارید نباشید. به شما اطمینان می‌دهم که مشکلات من در این زمینه عظیم‌تر است.

افلاطون:خداوند در کار ریاضی است.

 انیشتین:همزمان با گسترش دایرهٔ دانش ما، تاریکی‌ای که این دایره را احاطه می‌کند نیز گسترده می‌شود.

گالیله:ریاضیات زبان طبیعت است.

انیشتین:یک فرد باهوش یک مسئله را حل می‌کند اما یک فرد خردمند از رودررو شدن با آن دوری می‌کند.

لایبنیتز:راه حل خوب است به شرطی که از همان آغاز بتوان به شرطی که از همان آغاز پیشبینی کرد که با به

دنبال کردن آن میتوان به هدف رسید.

انیشتین: از وقتی که ریاضی‌دانان از سرو کول «نظریه نسبیت» بالارفته‌اند، دیگر خودم هم از آن سر در نمی‌آورم!

میگل دو سروانتس:علت را بر طرف کنید تا معلول خود به خود بر طرف شود.

انیشتین:در دنیا خط مستقیم وجود ندارد و تمام خطوط بدون استثنا منحنی و دایره وار است و اگر این خط کوچکی

که در نظرما مستقیم جلوه میکند در فضا امتداد یابد خواهیم دید که منحنی است.

هنری دیوید بیچر:هر احمقی میتواند قانونی وضع کند که احمق دیگری به آن اهمیت دهد.

انیشتین:اگر واقعیات با نظریات هماهنگی ندارند، واقعیت‌ها را تغییر بده.

گاوس:ریاضیات ملکه ی علوم است و نظریه ی اعداد سلطان آن!

ارسطو:کارهای تکراری ما نشان دهنده ی شخصیت ماست.

انیشتین:علم زیباست وقتی هزینهٔ گذران زندگی از آن تامین نشود.

 ژان کوکتو:ما باید به شانس ایمان بیاوریم ،‌ تا کی میتوانیم موفقیت کسانی را که دوستشان نداریم تفسیر کنیم!

انیشتین:دستهایت را برای یک دقیقه بر روی بخاری بگذار ، این یک دقیقه برای تو مانند یک ساعت میگذرد .

با یک دختر خوشگل یک ساعت همنشین باش ، این یک ساعت برای تو به سرعت یک دقیقه میگذرد

و این همان قانون نسبیت است!

مارک تواین: بهتر است دهانت را ببندی و احمق بنظر برسی ، تا اینکه بازش کنی و همه بفهمند که واقعاً احمقی!

انیشتین:هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت توضیحش بدی!

 ارنست همینگوی:انسان ها شکست نمیخورند بلکه تنها تلاش کردن شان را متوقف می سازند!

انیشتین:در سقوط افراد در چاه عشق، قانون جاذبه تقصیری ندارد.

 پاسکال: دیوانگی بشر آنچنان ضروری است که دیوانه نبودن خود شکل دیگری از دیوانگی است.

انیشتین:کسی که تا به حال عمل اشتباهی انجام نداده ، هیچ کار تازه ای انجام نداده است.

جرج برنارد شاو:مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید بدست‌آورید وگرنه ناچارخواهید بود چیزهایی

 را که بدست آورده‌اید دوست داشته‌باشید.

 آلبرت اینشتین : من هرگز به آینده فکر نمی‌کنم، چرا که خودش به زودی خواهد آمد.

اسکار وایلد: وقتی همه با من هم‌عقیده می‌‌شوند تازه احساس می‌کنم که اشتباه کرده‌ام.

 آلبرت انیشتین :تفاوت بین نابغه و کودن بودن در این است که نابغه بودن محدودیت های خودش را دارد

وینستون چرچیل بزرگترین درس زندگی اینست‌که گاهی احمق‌ها هم درست می‌گویند!

 آلبرت انیشتین :انسانهای باهوش مسائل را حل میکنند ، نوابغ آنها را اثبات میکنند.

رنه دکارت :در بین تمامی مردم تنها عقل است که به عدالت تقسیم شده زیرا همه فکر می‌کنند

به اندازه کافی عاقلند.

آلبرت انیشتین:به جای این که سعی کنید مرد موفقیت باشید، سعی کنید مرد ارزشها باشید.

مارک تواین: وقتی جوانتر بودم همه چیز را به خاطر می‌آوردم، حالا می‌خواست اتفاق افتاده باشد یا نه!




آشنایی با قالبهای شعری

قالب شعری چیست؟ به شکلهای گوناگون شعر که درادبیات فارسی مشاهده می شوندقالب شعری می گویند.

هر قالب شعری ازنظر تعداد بیت-موضوع وطرز قرارگرفتن ردیف وقافیه مورد بررسی قرار می گیرد.

بیت: به هرخط شعری بیت می گویند.

مصراع: به هرنیمه ی یک بیت مصراع گفته می شود.

ردیف:کلمه ای که درآخرمصراع ها ویابیت های بعضی از شعرها تکرارمی شود ردیف نامیده می شود.

قافیه:  کلمه هایی که درآخر مصراع ها ویابیت ها قرارمی گیرند وازنظروزن وحرف آخرشبیه هم هستند وگاهی  قبل ازردیف وگاهی به تنهایی می آیند قافیه می باشند.

قالبهای مهم

1-  قطعه : دراین قالب شعری فقط درمصراع های زوج ردیف وقافیه دیده می شود.وتعاد ابیات حداقل 2 بیت وحداکثرمشخص نیست.وبیشتر پیرامون موضوع های مربوط به مفاهیم اخلاقی واجتماعی بحث می شود.

2-   قصیده: دربیت اول هردومصراع ودربیت های بعدی فقط مصراع های زوج ردیف وقافیه دارد. وتعداد ابیات بین 15 تا 75 مب یاشد. وبیشترپیرامون ستایش پروردگار ومدح امامان پیامبران وپند واندرز است.

3- دوبیتی ورباعی: رباعی که به آن ترانه ودوبیتی نیز می گویند دوبیت است که قافیه درهردومصراع بیت اول ومصراع چهارم رعایت شود ومعروفترین دوبیتی ها مربوط به باباطاهراست.

4- غزل: بین 5 تا 12 بیت است وبیشتر درباره ی موضو عهای محبت – عشق لطف دوستی است ودربیت اول هردومصراع وسپس دربیت های بعدی مصراع های زوج ردیف وقافیه دیده می شود.

تخلص بیشتردرقصیده وغزل به کارمی رود به این طریق که درابیات آخر غزل شاعر نام یا اسم مستعالر خود رامی آورد ویا به مدح وستایش ممدوح خود می پردازد.

5- مثنوی : ازنظر تعداد بیت محدودیتی ندارد وبرای بیان حکایت ها وداستانهای تمثیلی که نتیجه ی اخلاقی واجتماعی دارند استفاده می شود. هربیت ردیف وقافیه جداگانه ای دارد مثنوی های معروف : شاهنامه فردوسی- مثنوی مولوی

6- شعرنو(شعرنیمایی): دربیان موضوع محدودیت خاصی ندارد وتوسط آقای علی اسفندیاری بنیان گذاشته شده است.



چگونه کاغذ پی اچ بسازیم


کاغذ لیتموس(پی اچ) بسازیم!

موادی وجود دارد که قابلیت تغییر رنگ دربرخورد با محیط‌های اسیدی و بازی دارند. این مواد اصطلاحا «PH indicator» ، یا معرف PH  نامیده می شوند. برای مثال «فنول فتالئین» و «بروموتیمول بلو» استفاده می‌شود. معمولا برای اندازه‌گیری PH از کاغذهای مخصوص آغشته به معرف استفاده می کنند. این کاغذ‌ها وقتی که در محلول‌های اسیدی یا بازی فرو برده می‌شوند، بلافاصله دچار تغییر رنگ می‌شوند. در این مورد کاغذ لیتموس (یا ترنسل) برای همه شناخته شده است. . امروزه اندازه‌گیری PH بوسیله‌ی ابزارهای الکترونیکی مثل‌ «PH متر» امکان‌پذیر شده است 


کاغذ لیتموس لیتموس ماده‌ای است که از گلسنگ‌های خاصی بدست می‌آید.لیتموس قابلیت این را دارد که در مقابل مواد اسیدی به رنگ قرمز و در مقابل مواد بازی به رنگ آبی در آید. در بسته‌بندی کاغذ لیتموس یک مقیاس رنگی وجود دارد که رنگ کاغذ در PH مورد نظر را نشان می‌دهد.

استفاده از کاغذ لیتموس:
استفاده از کاغذ لیتموس بسیار ساده است. ابتدا گوشه‌ی انتها‌ی کاغذ را در مایعی که می‌خواهید آزمایش کنید فرو ببرید و به سرعت خارج کنید.
PH مایع با مقایسه رنگ کاغذ با جدول رنگی یا مقیاس در اختیارتان مشخص می‌شود.

PHمتر وسیله‌ای الکترونیکی است که بخش حبابی شکل آن حساس به غلظت یون هیدروژن موجود در محلول مورد آزمایش است. سیگنالی که بوسیله‌ی حباب ایجاد می‌شود تقویت شده و به نمایشگر فرستاده می‌شود. قبل از استفاده از PHمتر باید آن را ست (استاندارد) کرد. برای این کار الکترود آن را در محلول بافربا  PH معلوم قرار می‌دهیم. اگر PH دقیق رانشان ندهد دستگاه را روی PH اسمی بافر، به کمک دکمه‌های روی نمایشگر تنظیم می‌کنیم .

عصاره‌ی کلم قرمز یک معرف!
همان‌طور که دیدیم اسید و باز قابلیت تغییر رنگ مواد مشخصی را دارند. این مسئله در مورد عصاره‌ی کلم قرمز هم صادق است. این مایع دارای رنگ آبی مایل به بنفش است، ولی در مقابل مواد اسیدی به رنگ قرمز و در مقابل مواد بازی به رنگ سبز و حتی زرد  در می‌آید. بگذارید ببینیم چطور می‌توان از عصاره‌ی کلم برای اندازه گیری
PH مواد مختلف استفاده کرد.


کلم قرمز را می‌توانید در فصل زمستان و بهار به راحتی پیدا کنید. آن را به قطعات کوچک برش بزنید . و در ظرفی بریزید. مقداری آب بر روی آن بریزید تا اندازه‌ای که سطح کلم‌ها را بپوشاند. حدود نیم ساعت آن را بجوشانید و بگذارید سرد شود. عصاره کلم را در ظرف کوچک‌تری بریزید. کلم‌ها هم قابل مصرف هستند و می‌توانید در غذا مصرف کنید.
از عصاره‌ی کلم قرمز به عنوان معرف در فاز مایع استفاده کنید.

چند قطره از مایع را روی یک سطح سفید بریزید و تغییر رنگ آن را هنگامی که با سرکه و جوش شیرین ترکیب می‌شود ببینید. می‌توانید مشاهده کنید که این مایع در مقابل سرکه یا آب لیمو، قرمز و در مقابل جوش شیرین به رنگ سبز در می‌آید.

یک سانتیمتر عصاره را در لیوان شفافی بریزید. لیوان را تا نصفه از آب پر کنید. حالا مقداری سرکه در آن بریزید و تغییر رنگ آن را مشاهده کنید. آزمایش را دوباره تکرار کنید و این بار به جای سرکه از جوش شیرین استفاده کنید.


آماده‌سازی کاغذ PH با عصاره ی کلم قرمز
مقداری کاغذ صافی سفید (porous) ببرید و آنها را در عصاره غوطه‌ور کنید تا کاملا عصاره به خورد کاغذ برود. بعد از نیم ساعت کاغذها را خارج کنید و کنار بگذارید تا خشک شود. بعد آنها را بصورت نوارهای کوچک ببرید. می‌توانید آنها را ماه‌ها نگه دارید. اگر می‌خواهید عصاره کلم را نگه دارید آن را در یخچال بگذارید چون بعد از مدتی فاسد خواهد شد.
خوب حالا زمان آن رسیده که از کاغذهای PH دست‌سازمان استفاده کنیم


برچسب‌ها: ساخت کاغذ ترنسل, کاغذ PH, محیط اسیدی, محیط بازی, کاغذ لیتموس چیست, کاربرد کاغذ ترنسل, اندازه گیریPH, وسیله ی PH متر, عصاره ی کلم قرمز, ساخت کاغذ پی اچ با عصاره ی کلم قرمز, روش ساخت کاغذ ترنسل یالیتموس

[ چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391 ] [ ] [ مجتبی پاک نژاد ]

[ آرشیو

عوامل بهداشتی وروانی

عوامل موثر دربهداشت رواني دانش آموزان


بهداشت رواني همان سلامت فکر و قدرت سازگاري فرد با محيط و اطرافيان است. همچنان که از جسم خود مراقبت مي کنيم روح خود را نيز بايد مقاومت تر کنيم تا زندگي بهتري داشته باشيم. در زندگي «چگونه بودن» خيلي مهم تر از «بودن يا نبودن» است. ايجاد فرصت براي شکوفايي استعدادها، توانايي ها و کنار آمدن با خود و ديگران يکي از اهداف مهم و اساسي بهداشت رواني است. جوامع مختلف سعي مي کنند تا سياست هاي مربوط به بهداشت رواني و سازماندهي کنند. اصل کلي در اين تلاش، سالم سازي محيط فردي و اجتماعي است که افراد جامعه را در بر مي گيرد. اين نگرش حکم مي کند که خانواده ها بيش از پيش با بهداشت رواني خانواده و چگونگي پيشگيري و درمان بيماري هاي روحي آشنا شوند.
چون در مواجهه با چالش ها و مشکلات روزمره، ما براساس ويژگي هاي رواني خود با آنها برخورد مي کنيم، هر چه از سلامت رواني بيشتري برخوردار باشيم به يقين آسيب پذيري ما کمتر خواهد بود. اميد است با برخورداري از سلامت فکر و روان به موفقيت هاي بيشتري رسيده و بيش از پيش بر مشکلات غلبه کنيم.
«سلامت باشيد» www.zibaweb.com
تعريف بهداشت رواني :
سازمان جهاني بهداشت مي گويد بهداشت رواني عبارتست از «توانايي کامل براي ايفاي نقش هاي اجتماعي، رواني و جسمي» . اين سازمان معتقد است که بهداشت رواني فقط عدم وجود بيماري و يا عقب ماندگي نيست، بنابراين کسي که احساس ناراحتي نکند از نظر رواني سالم محسوب مي شود.
اهداف بهداشت رواني د رخانواده :
- تأمين سلامت جسماني، رواني، عاطفي، اجتماعي و اخلاقي اعضاي خانواده
- تلاش براي شناخت رفتار خود و افراد خانواده .
- برقراري روابط حسنه بين اعضاي خانواده .
- ايجاد ارتباط صميمانه و حفظ اسرار خانواده، به طوري که اعضاي خانواده در داخل خانه به يکديگر تذکر بدهند ولي در بيرون مدافع هم باشند.
- تقويت اعتماد و عزت نفس اعضاي خانواده و احترام به شخصيت ديگران
- به وجود آوردن احساس رضايت از زندگي
- آموزش خانواده ها براي کمک به پيشبرد اهداف صحيح اجتماعي
ويژگي هاي فردي که بهداشت رواني دارد:
- نسبت به خود، خانواده و جامعه بي تفاوت نيست.
- با ديگران سازگاري دارد.
- شاد و مثبت انديش است.
- به خود و ديگران احترام مي گذارد.
- بد بين نيست.
- به نقاط ضعف و قدرت خود آگاهي دارد.
- انعطاف پذير است.
- شناخت او از واقعيت نسبتاً دقيق است و براي رسيدن به هدفهاي خود براساس عقل و احساس عمل مي کند.
- نسبت به خود نگرش مثبت دارد و ناکامي ها را تحمل مي کند.
- توانايي حل مشکلات خود را د ارد.
- از اوقات فراغت خود به نحو مطلوب استفاده مي کند.
- در مواجهه با مشکلات اجتماعي، کنترل و تعادل خود را از دست نمي دهد.
- استعدادهايش به طور هماهنگ و به خوبي رشد مي کند.
- نه بنده کسي است، نه کسي را بنده خود مي کند، مي داند که خدا او را آفريده و براي خود ارزش قائل است.
- دنيا را گذرگاهي براي رسيدن به آخرت مي داند.
- رابطه اش با ديگران سازنده و مثبت است.
- نيازهايش را از طريقي برآورده مي کند که با ارزش هاي اجتماعي منافات نداشته باشد.
- صابر، صادق ، درستکار بخشنده، استغفار کننده و فرزند خويشتن خويش است.
- در نظر ديگران فرد موجهي محسوب مي شود، زيرا در همه کارها متعادل است.
عوامل مؤثر در بهداشت رواني:
«تغذيه»
حالات روحي ما در انتخاب نوع غذايي که مي خوريم مؤثرند. ما در حالات مختلف غذاهاي متفاوتي را طلب مي کنيم، هنگام احساس قدرت و پيروزي به غذاهاي گوشتي، هنگام احساس تنوع و تحول به غذاهايي با انواع سس و هنگام اضطراب يا پرخاشگري به خوراکي هاي گاز زدني تمايل داريم در حالي که وقتي خسته هستيم چاي و قهوه را ترجيح مي دهيم. بنابراين با شناخت خود و سوخت و ساز بدن مي توانيم با انتخاب مواد خوراکي مناسب به آرامش بيشتري دست يافته و از خوردن لذت ببريم:
«ايمان»
اعتقادات و باورهاي مذهبي قادر است در مصيبت هاي زندگي، از فرد افسرده و مأيوس ، انساني اميدوار و محکم بسازد، چنانکه هرگز خود را تنها و بيمناک احساس نکند. او باور دارد که خدا پيوسته با اوست، در رويارويي با سختي هاي زندگي تنها نيست و خداي مهربان به او علاقه و توجه دارد. اين باور موجب مي شود که فرد عليه انزوا طلبي و گوشه گيري که بسياري از مبتلايان به امراض خطرناک را از پاي در مي آورد، ايمن شود.
«مدرسه»www.zibaweb.com
مسؤوليت اولياي مدرسه فقط در پرورش نيروي عقلي و آشنا کردن دانش آموزان به مسائل اجتماعي و اخلاقي خلاصه نمي شود. مدرسه مسؤول تغيير و اصلاح رفتارهاي ناسازگارانه و تأمين بلوغ عاطفي و سلامت رواني دانش آموزان نيز مي باشد.
در مدرسه فرزندان دوست داشتن و دوست داشته شدن را تجربه مي کنند، معلم با تکريم شخصيت، محبت و توجه، آنان را در مسير صحيح هدايت مي کند، دانش آموز در مدرسه چگونگي برقراري روابط درست عاطفي، سازگاري با ديگران و مسئووليت پذيري را مي آموزد و راههاي مبارزه با کينه توزي، ديگر آزاري و حسادت را ياد مي گيرد.
«ورزش»
ورزش يکي از رموز سلامت جسماني و رواني است. افراد داراي آمادگي جسماني از لحاظ احساسات، عواطف ، شخصيت اجتماعي و نوعدوستي کاملتر و در فعاليتهاي شغلي و حرفه اي موفق ترند. ورزش موجب تقويت اعتماد به نفس در فرد شده ، او را متعادل، متفکر و سازگار با محيط مي کند. با ورزش، شخص کمتر دچار حسادت ، حقارت و ستيزه جويي مي شود و در نتيجه از سلامت رواني بهتري برخوردار خواهد بود.
راههای تقويت بهداشت رواني فرزندان:
- اگر با ناراحتي هاي رواني کودکان ، نوجوانان و جوانان روبرو شديم با حوصله و متانت آن ها را رفع کنيم و از تصميم هاي عجولانه بپرهيزيم.
- در ناراحتي هاي شديد، درد دل و گريه کردن باعث تخليه رواني و آرامش مي شود، در اين شرايط از يک دوست صميمي مي توانيم کمک بگيريم.
- مشارکت جو باشيم تا دوستان جديد بيابيم.
- از مشاهده فعاليت هاي جديد فرزندانمان لذت ببريم.
- با پرورش ابعاد روحي، معنوي و مذهبي شخصيت خود و فرزندانمان به سلامت رواني بالاتري دست يابيم.
- با احترام به ديگران به بهداشت رواني خود و ديگران کمک کنيم.
- زمينه هاي اعتماد را فراهم کنيم.
- به احساسات فرزندانمان توجه کنيم و ويژگي هاي آنها را بشناسيم.
- محيط زندگي را در حد توان جذاب و پرنشاط کنيم.
- فرصت هاي مناسب براي بروز احساسات و شخصيت فرزندانمان ايجاد کنيم.
- به دست آوردن بهداشت رواني منوط به روبرو شدن با واقعيت، سازگار شدن با تغييرات، ظرفيت داشتن براي مقابله با اضطراب ها، کم توقع بودن، احترام قائل شدن به ديگران و ... ا ست، بکوشيم اين شرايط در خانواده فراهم شود.
- رفتار والدين در خانواده بگونه اي باشد تا فرزندان خود را در زندگي شاد، خوشحال و فارغ از گرفتاري هاي احساس کنند.

 

 

 

خلاقیت در کودکان و دانش آموزان وآشنايي باخصوصيات دانش آموزان خلاق و نکاتی در مورد پرورش خلاقيت و ايده پردازي

همه کودکان  در اطلاع از اينکه  دنيا چگونه کار مي کند خلاق  هستند. اما در اين ميان  به نظر مي رسد بعضي  از بچه ها  از ديگران  خلاق ترند.بعضي  از بچه ها خلاقيت  را در زمينه هاي خاصي به نمايش مي گذارند.معمولا گفته مي شود  که اين بچه ها در زمينه هايي به شد ت خلاق  هستند. 

پرکينز( Perkins ) (1984  ) به شش ويژگي خاص در اشخاص به شدت خلاق اشاره کرده است . با توجه به نظريه پرکينز کودکان خلاق مترصد  زيبايي  هستند.کودکان  خلاق مي توانند  به راحتي  مسايل را شناسايي کنند.آنها مسايل را با انعطاف پذيري از ميان برمي دارند.

انديشمندان خلاق ، عيني  هستند.آنها نه تنها کارشان را تحليل مي کنند،بلکه به انتقاد ديگران توجه دارند.کودک خلاق تن به قبول  ريسک مي دهد؛  از انگيزه فراوان برخوردارست و براي ارضاء نيازهاي  شخصي  ميل به خلاقيت دارد.

اغلب  اوقات اگر کمي  وقت و حوصله  کنيم  متوجه وجود خلاقيت در بچه ها مي شويم . بهترين زمان براي اطلاع از خلاقيت کودکان ، تماشاي آنها به هنگام بازي  است. کودک را در حالي که آزادانه و فارغ البال  با مواد و اسباب بازيهايش  سرگرم بازي  است تماشا کنيد.کودکان خلاق اغلب براي هر يک  از وسايل بازي خود  موارد استفاده متفاوتي پيدا مي کنند و قبل از اينکه  از وسيله اي  به سراغ وسيله ديگر بروند از آن  به انواع مختلف استفاده مي نمايند.

کودک خلاق اغلب از منابع خود به انواع و اشکال  مختلف و گاه حيرت انگيز  استفاده مي کند.ممکن است  يک جعبه خالي براي کودک خلاق  ارزشي به مراتب بيش  از بهترين  و پيچيده ترين اسباب بازيها داشته باشد.

بزرگترها مي توانند از کودک سوال کنند و بعد  به دقت  و با حوصله  به جوابهايش  گوش  بدهند.کودکان خلاق اغلب با آب  و تاب حرف مي زنند. ذکر جزييات يک ماجرا  و به تفضيل سخن گفتن  مي تواند نشانه قدرت  خيال و تصور زياد باشد .بزرگترها بايد به اين  مهم توجه داشته باشند  که کودکان  خلاق ممکن  است  رفتارهايي را به نمايش  بگذارند که گاه چالش  برانگيز  هستند .

 

دانش آموز خلاق چه ویژگیهایی دارد ؟

1- ايده ها  و نظرات  خود را بدون ترس  در کلاس  مطرح مي کند.

2-معمولا  براي  مسائل  راه حل ها  و پاسخ هايي  متفاوت  از  ساير  دانش آموزان  ارائه  مي کند.

3-به فعاليت  هنري علاقه ي زيادي  دارد  و در اين زمينه  داراي  تجربه  و مهارت  است . 

4-غالبا  ايده ها  و راه حل هاي  بيش  تري  نسبت  به  ساير  هم کلاسي هاي  خود پيشنهاد مي کند.

5-معمولا  قادر است  با طنز  پردازي ها و شوخي  هاي  جالب ديگران  را بخنداند.

6-تمايل  زيادي  به  تغيير نظرات  معلم و يا مطالب  کتاب دارد.

7-در کلاس  اغلب  سوالاتي غيرعادي و گاه عجيب و غريب  مي  پرسد.

8-علاقه ي  زيادي  به نقاشي  و ترسيم  افکار و  ايده هاي  خود دارد.

9-انتقاد گر است  و هر  نظر  و عقيده اي را به راحتي نمي  پذيرد.

10-گاهي  به خاطر  بيان نظرات  و ايده هاي  عجيب و غريبش  در نظر  دانش آموزان  ديگر  فردي  غيرعادي جلوه مي کند.

11-از قوه ي تخيل خوبي  برخوردار است.

12- معمولا  در کلاس با آب  و تاب  صحبت مي کند و سعي مي کند ايده هايش  را با جزئيات کامل  شرح  دهد.

13-داراي ابتکار  است و غالبا  ايده ها  و پاسخ هاي  منحصر  به  فرد ارائه مي کند.

14-حساس ،باريک  بين و نکته سنج  است .

15-بسيار  فعال  است  و غالبا در آن واحد  چند طرح و ايده  در زمينه هاي مختلف را در سر  مي  پروراند.

16-به تجربه و آزمايش علاقه ي  فراواني  دارد.

17-در نفوذ  و تاثير گذاري  بر دوستان  خود از توانايي  زيادي برخورداراست.

18-آمادگي  طرد  شدن  و عدم تاييد  از طريق  ديگران  را داراست .

19-به مطالعه ي موضوعات  متنوع و گوناگون علاقمند  است و زمان  قابل  توجهي  را به  اين امر  اختصاص  مي دهد.

20-از اطلاعات  عمومي  زيادي  برخوردارست  و سعي مي کند که از آنها  استفاده ي  عملي  و کاربردي  کند

آشنايي باخصوصيات دانش آموزان خلاق

 دقت و توجه شديد در گوش دادن ، مشاهده کردن يا انجام دادن کاري

  • استفاده از قياس در صحبت کردن
  • ابراز هيجان در اثر يک اکتشاف
  • عادت به پرسيدن سوال و آزمودن نتايج
  • يادگيري از روي ابتکار شخصي
  • عادت به گلچين و وارسي منابع مختلف (کتاب، تلويزيون، سوال از استاد، رايانه و...)
  • صداقت و ميل شديد به اطلاع يافتن از امور
  • طرح سوالات عجيب و غير معمول بالاتر از سطح علمي و سن دانش آموزان
  • نگاه کردن با دقت به اشيا .
  • اشتياق در صحبت کردن در مورد کشفيات ديگران
  • مستقل عمل کردن و حس استقلال طلبي بالا
  • شور و نشاط و مشغوليتهاي شديد جسماني

 ادامه کار بعد از تمام شدن وقت (نقاشي کردن بعد از زنگ تفريح ، گوش دادن به موسيقي و ...)

  • دقت نظر فوق‌العاده و الگو برداري در نگاهها
  • استفاده از نظرات و اشيا براي دستيابي به يک هدفي معين

 پي بردن به روابط در اموري که به ظاهر از هم بي‌ارتباطند.

  • طرح رابطه‌ها مانند اينکه وقتي برف آب مي‌شود رنگ سفيد آن کجا مي‌رود.
  • ميل به اطلاع يابي و کشف احتمالات
  • علاقه مندي به چيستان و معماها و يافتن پاسخشان
  • فکر کردن به چيزي که در تلويزيون ، رايانه و ساير رسانه‌ها نشان داده مي‌شود.
  • استفاده از اکتشاف يا تجربه
  • بررسي و مطالعه الگوهاي اختراعي دانشمندان
  • مطالعه خاطرات و سخنان دانشمندان و بزرگان
  • معاشرت و صحبت با بزرگان و دبيران و احساس لذت از این صحبتها
  • دست کاری روابط ریاضی برای ایجاد رابطه جدید
  • علاقه‌مندی به فشرده‌سازی و خلاصه‌نویسی مطالب

 دانش آموزان خلاق اغلب با آب وتاب حرف مي زنند.

  • جزييات را مي‌گويند و رفتارهايشان را به نمايش مي‌گذارند.
  • مي‌خواهند مطرح شوند.
  • دنبال سوژه مي‌گردند تا برنامه ريزي بکنند.


پرورش خلاقيت و ايده پردازي


صاحب نظران در زمينه روش هاى آموزش و پرورش خلاقيت نظرياتى را ابراز كرده اند. به عنوان نمونه، تورنس، دانشمند معروف، براى رشد و پرورش خلاقيت توصيه هايى را به والدين و مربيان مى نمايد تا از اين طريق بتوانند زمينه را براى بروز خلاقيت فرزندان و متربيان خود آماده نمايند.
. تجسم([29]) قوى: توانايى تصور و تجسم اشيا، مفاهيم و فرايندها امكان بروز خلاقيت را بيشتر مى كند. بهتر است تصويرها زنده، متنوع، روشن و قوى باشند. تحريك كنجكاوى، انواع بازى هاى فكرى، نقاشى، تجسم آنچه بيان يا خوانده مى شود و دستكارى تصاوير روش هاى مفيدى براى اين مهارت مى باشد.
2. درك مطلب: در اين زمينه بايد مطلب اصلى فهميده شود و موارد غيراساسى و بى مورد را كنار گذاشت. براى آموزش اين مهارت به عنوان نمونه مى توان داستانى را براى كودكان خواند و از آن ها خواست تا اصل مطلب را به تصوير بكشند و يا آن را به شعر درآورند و يا خلاصه نمايند. هرچه مطلب ساده و روشن باشد، دريافت اصل مطلب راحت تر است.
3. توجه به عواطف: در نظر گرفتن احساسات و عواطف نقش بسزايى در رشد و يا عدم رشد خلاقيت دارد. عواطف مى تواند باعث شور و شوق شود و يا در جنبه منفى عامل بازدارنده باشد.
4. قدرت تخيل: در اين روش فرد خود را جاى چيز ديگر قرار مى دهد. روش هاى پرورش تخيل بسيار متنوع است; مثل خواندن و نوشتن داستان هاى تخيلى و علمى. اختراعات و ابداعات بسيار زيادى وجود دارند كه نتيجه قدرت تخيل افراد است.
5. ابتكار:([30]) در اين روش بايد از فرد خواست تفكر عادى و آنچه را كه عادت كرده است كنار بگذارد و به تفكر غيرمعمولى توجه نمايد. او نبايد از اينكه تفكرى متفاوت با ديگران دارد اضطراب داشته باشد.
6. توانايى درونى: رشد و پرورش تجسم مسائل پنهانى و درونى مى تواند نقش مؤثرى در خلاقيت داشته باشد. تمركز، دقت و توجه به مسائل درونى فرايند خلاقيت را تسهيل مى نمايد.
7. بررسى راه هاى متفاوت: والدين و مربيان بايد از كودكان بخواهند راه حل هاى گوناگونى را براى حل مسائل در نظر گيرند. يافتن راه حل هاى متفاوت و دورى از انتقاد([31]) نسبت به ايده ها و عدم محدوديت در ارائه انديشه ها زمينه را براى خلاقيت مهيا مى نمايد.
8. شوخ طبعى:([32]) از ويژگى هاى افراد خلاق شوخ طبعى است. شوخ طبعى به اين معناست كه فرد مسائل بى ربط و نامناسب را كه بر خلاف آداب معمول است به هم مربوط مى سازد. بنابراين، بايد آن را تقويب و تأييد نمود.
9. زود قضاوت نكردن: بايد به كودكان آموزش داد كه از قضاوت عجولانه بدون تفكر و پيشداورى و تعصب خوددارى نمايند و در داورى تفكر و استدلال را مدنظر قرار دهند.
10. نگاهى دوباره: از مسائل مهم خلاقيت، داشتن نگرشى متفاوت است. فرد خلاق به دنبال جنبه هاى جديدى است.
تغيير نقش از روش هاى مؤثر در خلاقيت است; مثلا، جابه جايى نقش ها مانند معلم ـ دانش آموز، والدين ـ كودك مى تواند نقش ها را تغيير داده و انديشه هاى جديدى به وجود آورد.
نقش معلم در پرورش خلاقيت
بررسى و مطالعه زندگى انسان هاى خلاق حاكى از آن است كه هنگامى خلاقيت به شكوفايى مى رسد كه شخص بتواند بين آنچه در درون دارد و آنچه از محيط مى آموزد ارتباط برقرار نمايد; بدين معنا كه طبيعت يا فطرت با تربيت هماهنگ باشد. بنابراين، براى رشد و گسترش خلاقيت، بايد مربيان تربيتى به نكات زير توجه كافى مبذول دارند: سؤالات بحث انگيز مطرح نمايند، از وسايل كمك آموزشى بهره بگيرند، ارتباط مسائل درسى را با واقعيت هاى زندگى بيان نمايند، از محركات مختلف مثل تصاوير و نمودار استفاده كنند، به تخيلات دانش آموزان اهميت دهند، اعتماد به نفس دانش آموزان را تقويت كنند، در دانش آموزان احساس آرامش ايجاد نمايند، مطالب درسى را با مطلب قبلى و تجارب دانش آموزان تنظيم كنند، فعال بودن دانش آموزان در جريان درس را مورد توجه قرار دهند، فرصت فكر كردن به دانش آموزان بدهند، تحقيق و جستوجو را تقويت كنند، به درك و فهميدن بيش از حفظ كردن([33]) عنايت داشته باشند، به افكار و عقايد دانش آموزان احترام بگذارند، از پاسخ ها و سؤالات عجيب و غريب و بى ربط دانش آموزان ناراحت نشوند و از آن استقبال نمايند، به كيفيت يادگيرى اهميت بدهند، روش بحث و گفتوگو را انتخاب نمايند، برخى مواقع از خود دانش آموزان بخواهند مسائلى را مطرح كنند، به راه ها و جواب هاى مختلف توجه كنند نه اينكه فقط يك راه حل مشخص و معين را مدنظر داشته باشند، و قدرت تجزيه و تحليل و انتقادى بودن را در دانش آموزان رشد دهند.
روش تدريس معلم از نكات قابل اهميت در پرورش خلاقيت است. بنابراين، روش تدريس او بايد اكتشافى و فعال باشد، يعنى روش هايى را به كار بندد كه دانش آموزان را به فعاليت وادارد، جلسات بحث و گفتوگو تشكيل دهد و آن ها را با مسائل روبه رو سازد. معلم بايد دانش آموزان را به خطرپذيرى معقول تشويق نمايد. منظور از خطرپذيرى به مخاطره انداختن زندگى نيست. دانشمندانى همچون شكسپير (نمايش نامه نويس)، داستايوسكى (داستان نويس) و پيكاسو (نقاش) با خطرپذيرى، به چنين موفقيت هايى دست يافتند. بنابراين، شكيبايى و صبر در برابر شكست را بايد به دانش آموزان آموخت.
دانشمندان، دنيا را فقط سياه و سفيد نمى بينند و فعاليت هايشان را به صورت قانون همه يا هيچ تنظيم نمى كنند، آن ها بارها تغيير عقيده مى دهند و سبك خود را عوض مى كنند و مكرر آثارشان را بازبينى مى كنند تا نتيجه مطلوبى بگيرند و هيچ گاه آن را تكميل شده تلقّى نمى كنند.
به دانش آموزان بايد فرصت آزمايش و خطا داد و نبايد به خاطر اشتباه در شيوه تفكر، آن ها را تنبيه و جريمه نمود. برخى مواقع پاسخ دانش آموزان فقط به خاطر آنكه مورد انتظار معلم نيست و با انديشه او همخوانى ندارد اشتباه تلقّى مى شود. در صورتى كه خطا زمينه ساز چالش فكرى و ابزارى براى تكوين انديشه است. از اين رو، به دانش آموزان بايد اجازه داد از خطا كردن نهراسند; زيرا همه افراد خطا مى كنند و بهتر است آن ها شهامت، شجاعت، تهوّر و جوشش فكرى براى ابداع و خلاقيت داشته باشند و هنگام اشتباه به جاى تنبيه و سرزنش، هدايت و ارشاد شوند.



تجربیات آموزشی

 

مقدمه :

معلم امانت دار نسلی است که تمام مقدرات کشور به ان نسل سپرده می شود و تربیت شما باید همراه تعلیم باشد .

(امام خمینی )

یکی از کارهای واجب ما این است که آحاد ملت ما ،از کوچک وبزرگ ،از مقامات عالی تا آحاد مردم ،قدر معلم رابدانند ، معلم را درک کنند ،حرمت معلم را بشناسند ،این از کارهای بسیار  اساسی است.

 (مقام معظم رهبری)

 

جایگاه رفیع معلم همواره در منظر دین و فرهنگ ملی ما جایگاهی بی نظیر و مقدسی است . خداوند به شرافت و ارزش دانش   و معرفت و شان مقام عالم ومتعلم عنایت خاصی مبذول داشته وآنان رابر سایر طبقات ممتاز ساخته است .

تا جایی که در سوره مائده آیه 32 می فرمایدهرکس نفسی را زنده کند به واقع تمام جهانیان رازنده کرده است. ودرمیان احادیت وروایات معصومین  اعتبار علم ومعلم ومتعلم چنان فراوان است که بیان تمامی آنها نزدیک به محال است .بدین سبب است که معلم پیر انقلاب یعنی امام خمینی می فرماید: مقام معلم مقام والایی است و مقامی بالاتر ازمقام معلم نیست.

 

 

 

به نام خداوند جان وخرد

تخيل، زمينه خلاقيت در كودكان و ارتباط تخيل با خلاقيت در كودكان:

در دنياي پيچيده كنوني كه شاهد رقابتهاي بسيار فشرده جوامع مختلف براي دستيابي به جديدترين تكنولوژي و منابع قدرت هستيم، افراد تيزهوش و خلاق و صاحبان انديشه نو به مثابه‌ گرانبهاترين سرمايه‌ها، از جايگاه بسيار والا و ارزشمندي برخوردار هستند.‌

امروز جامعه ما بيش از هر زمان به افراد هوشمند و خلاق نياز دارد. هر قدر جهاني كه در آن زندگي مي‌كنيم پيچيده‌تر مي‌شود، نياز به شناسايي و پرورش ذهنهاي خلاّق و آفريننده بيشتر و شديدتر مي‌گردد.

از آن جا كه به نظر غالب روان‌شناسان خلاقيت در سالهاي اول زندگي كودك ظهور مي‌كند و در آغاز با تخيل همراه است، بدون ترديد تخيل از مهمترين عواملي است كه تفكر خلاق را ممكن مي‌سازد. در اين جا سعي مي‌شود به طور اجمالي مسأله تخيل و خلاقيت در كودكان و نوجوانان مورد بررسي قرار گيرد.

پژوهشگران مختلف برداشتهاي متفاوتي از خلاقيت داشته و بالطبع تعاريف متنوعي از آن ارائه كرده‌اند.
وجود چنين اختلاف نظري در اين زمينه، ناشي از ماهيت بسيار پيچيده و مركب كنشهاي مغزي است.
به نظر بعضي از روان‌شناسان، <خلاقيت تركيبي است از قدرت ابتكار، انعطاف‌پذيري و حساسيت در برابر نظرياتي كه يادگيرنده را قادر مي‌سازد خارج از نتايج تفكر نامعقول به نتايج متفاوت و مولد بينديشد كه حاصل آن رضايت‌ شخصي و احتمالاً خشنودي ديگران خواهد بود>.
متداولترين برداشت از خلاقيت را مي‌توان با توليد يا خلق اثر نو و متفاوت ارزيابي كرد، اما بايد به خاطر داشت كه هر خلاقيتي لزوماً منجر به توليد اثر قابل مشاهده نمي‌گردد. به عنوان مثال در عالم تخيل، كودك يا نوجوان چيز نو و متفاوتي را خلق مي‌كند، اما آفرينش ذهني او براي ديگران قابل مشاهده و بالطبع ارزيابي و قضاوت نيست.‌
بنابراين خلاقيت يك فرآيند ذهني است كه در فرد معيني و در يك زمان مشخص ديده مي‌شود فرآيندي كه در نتيجه آن يك اثر جديد اعم از ايده يا چيز نو و متفاوت توليد مي‌شود.

خلاقيت و شخصيت‌

‌1- برخورداري از قدرت تخيل فوق‌العاده: كودكان خلاق از قدرت تخيل فوق‌العاده‌اي برخوردار هستند.

2- كنجكاوي: كنجكاوي برجسته‌ترين ويژگي كودكان خلاق است.

3- انعطاف‌پذيري: افراد خلاق سرسختي از خود نشان نداده، عمدتاً شخصيت انعطاف‌پذيري دارند.

4 -ابتكار و اصالت: كودكان خلاق در زندگي روزمره، نوآوريهاي بسياري از خود نشان مي‌دهند.‌

‌5 - سلاست و رواني كلامي: كودكان خلاق از بيان سليس و رواني بهره‌مند هستند.

6- صراحت و قاطعيت: كودكان خلاق، بدون شبهه و تكلف، استوار و صريح هستند.

7-هوشمندي: از نظر هوشي، كودكان خلاق بالاتر از سطح متوسط قرار دارند.

8 - پيرويا همنوا نبودن: كودكان خلاق از نوعي استقلال رفتاري برخوردار هستند و كمتر تمايل به تقليد ساده دارند.

9 - برخورداري از تفكر منطقي: در برخورد با مسائل و حل آنها از تفكري روشن و منطقي بهره‌مند هستند.

10- حساسيت نسبت به نوآوريها: كارهاي نو خيلي زود توجه آنها را به خود جلب مي‌كند.

11-بلندانديشي (برخورداري از افكار فوق‌العاده متفاوت و متعالي)

12- خودانضباطي: كودكان خلاق از نظم خاصي برخوردارند.

13- خوش رويي و شوخ طبعي: كودكان خلاق افرادي خودجوش، خوش‌خلق، صادق و راحت هستند.‌

‌14- قضاوت مستقل: پيرامون پديده‌هاي مختلف بطور آزاد و مستقل قضاوت مي‌كنند.

15 - مورد سؤال قرار دادن نُرم‌ها و ايده‌هاي موجود: پيوسته از وضع موجود سؤال مي‌كنند.

16 - نياز به استقلال و خودمختاري: دوست دارند آزادانه تلاش كنند.

17 - اعتماد به نفس: كودكان خلاق از اعتماد به نفس،‌ اراده‌ قوي و قدرت رهبري قابل توجهي برخوردارند.

18 - آزادانديشي: افراد خلاق از استقلال راي و انديشه مستقل بهره‌مند هستند.

19- پايداري در فعاليتهاي ذهني: در فعاليتهاي موردعلاقه خودشان سماجت زيادي دارند.‌

‌20 - تمايل به فعاليتهايي كه موفقيت در آن بستگي به توانمنديهاي فردي دارد.

21-محبوب‌بودن در موقعيتهاي اجتماعي: اين كودكان از نظر اجتماعي رفتاري مطلوب دارند.‌

‌22-ترجيح دادن بازيها و فعاليتهاي تخيلي به رويدادهاي واقعي: اين كودكان از اوقات فراغت بهترين بهره را مي‌برند.

23- بهره‌گيري از موضوعات و تصورات ذهني متنوع: اين كودكان به فعاليتهاي ذهني، بخصوص مسائل مذهبي و فلسفي علاقه خاص دارند.

24 - متهور بودن: كودكان خلاق از شجاعت خوبي برخوردار هستند و آماده‌اند فعاليتهاي مختلفي را تجربه كنند.

25- سماجت در موضوعات مورد علاقه.

26 - پرانرژي بودن: كودكان خلاق بسيار فعال و پرانرژي هستند.

بديهي است هر كودك خلاق لزوماً همه ويژگيهاي فوق‌الذكر را ندارد، اما همه اين ويژگيها در همه كودكان خلاق قابل مشاهده است. آنچه كه مهم است، شناخت و پرورش چنين استعدادهاي برجسته‌اي مي‌باشد و بالطبع در اين كار، بيشترين مسئوليت برعهده اولياء و مربيان است.

تخيل و خلاقيت‌

تخيل نوعي تفكر آزاد است كه ضمن آن ذهن فرد متوجه حل يك مسأله واقعي به گونه‌اي كه در عالم خارج وجود دارد، نمي‌باشد. در تخيل، فرد خارج از قيود و نرمهاي موجود، آزادانه آنچه را كه تمايل دارد در ذهن خود متصور مي‌شود. با بهره‌گيري از تخيل كه ضرورت اساسي خلاقيت است، دنيايي بزرگ و پهناور در مقابل چشمان كودك گشوده مي‌شود و او قادر مي‌گردد آزادانه خيال پردازي كند. ‌

در اين شرايط كودك هرگز خود را محدود و محبوس در حصار واقعيتها و امور مشهود و ملموس نديده، فارغ بال هر آنچه را كه دلش مي‌خواهد تصور مي‌كند.

اشكال مختلف تخيل

همراه با تخيل، خلاقيت در سال‌هاي اول زندگي كودك ظهور مي‌كند و اين فرآيند ذهني ابتدا در بازي‌هاي كودك و سپس در ساير زمينه‌ها و فعاليت‌هاي او قابل مشاهده است. مطالعه انجام شده حاكي از آن است كه اوج خلاقيت در حدود سي سالگي است و پس از آن در همان حد باقي مانده، يا بتدريج كاهش پيدا مي‌كند. لذا توجه به مسأله آفرينش‌هاي ذهني در دوره‌ كودكي، نوجواني و جواني فوق العاده حائز اهميت است.
كودكان در سنين مختلف جلوه‌هايي از خلاقيت را از خود نشان مي‌دهند در اين جا سعي مي‌شود به برخي از فعاليت‌ها و بازي‌هاي كودكان درآن تخيل و خلاقيت تواماً ظهور مي‌يابند، اشاره شود. ‌

جان دارپنداري

جان دارپنداري تمايلي است كه ضمن آن كودك سعي مي‌كند به اشياي بي‌جان شعور بدهد. در واقع كودكان خردسال اطلاعات و تجارب زيادي ندارند تا تفاوتي بين اشياي جان‌دار و بي‌جان قائل شوند. ‌كودك تصور مي‌كند همان گونه كه خودش محيط اطراف را درك نموده، با آن ارتباط برقرار مي‌كند، اشياء و پديده‌هاي ديگر نيز همانند او عمل مي‌كنند. خيلي مشكل است كه بگوييم تفكر جان دار پنداري به اين دليل شروع مي‌شود كه كودكان خردسال قادر نيستند تصورات ذهني خود را به زبان بياورند، لذا بايد افكار آنان در عمل به نمايش درآيد. انديشه جان دار پنداري در حدود 2 سالگي شروع شده، در سنين 4 تا 5 سالگي به اوج خود مي‌رسد و پس از آن با سرعت كاهش يافته، در آستانه ورود كودك به مدرسه از بين مي‌رود. مسلماً كودكان سنين كودكستاني و پيش دبستاني، در خانواده از زمينه مساعدي براي تمايل به داشتن انديشه جاندار پنداري برخوردارند.

خانواده كودكان را تشويق مي‌كند كه برنامه‌هاي تلويزيوني، بخصوص برنامه‌هاي كودك را تماشا نمايند، برنامه‌هايي كه در آن اسباب‌بازي‌ها، گلها، حيوانات، ستاره‌ها و اشياي مختلف مثل آدمها رفتار كرده، حرف مي‌زنند. زماني هم پدر و مادر كودكان را از لگد زدن به در و ديوار منع كرده، يا مثلاً مي‌گويند: استكان را پرت نكن، دردش مي‌آيد، جاندار پنداري را در آنها تقويت مي‌كنند. بدون ترديد جاندار پنداري يا حيات بخشي به پديده‌ها يا اشياي بي‌روح، براي كودكان نوعي احساس خوشايند و رضامندي دروني را همراه دارد. جاندارپنداري بازي‌هاي آنها را با نشاط‌تر مي‌كند، بخصوص در دوراني كه كودكان نمي‌توانند با اطرافيان بازي كنند. زماني كه كودك با كسب مهارتهاي اجتماعي مي‌تواند با ديگران ارتباط بيشتري برقرار كند، رغبت او به بازي با اسباب‌بازي كمتر مي‌شود.

جاندارپنداري نه تنها مانعي براي رشد مهارتهاي اجتماعي نيست، بلكه كودك با نشان دادن احساس همدلي و همدردي با اشيايي كه آنها را در تخيل خود جاندار مي‌پندارد، مي‌آموزد كه با ديگران در موقعيت‌هاي مختلف چگونه رفتار كند. وقتي كه كودك با لالايي عروسك خود را مي‌خواباند، ترس او از تنهايي كاهش مي‌يابد.

بازي نمايشي ‌

در بازي نمايشي كه اغلب به بازي ساختگي و قصه گونه معروف است، كودك از اسباب بازي‌ها به جاي آدمها و حيوانات استفاده مي‌كند. بازي نمايشي همانند جاندارپنداري است و به هنگام شروع مدرسه، كودكان رغبت كمتري به اين بازي نشان مي‌دهند. در واقع زماني كه قدرت استدلال كودك بيشتر مي‌شود، گرايش او به بازي هاي ساختگي به حداقل مي‌رسد و تخيل و انديشه‌ خلاق كودك به طرف چيزهاي ديگر سوق مي‌يابد.
1- براي كودك 2 ساله يك قطعه آجر مي‌تواند به جاي عروسك، قطار، ساختمان يا گاو باشد.

2- براي بچه‌ 5 ساله يك قطعه آجر از وسايل ساختمان سازي محسوب مي‌شود و با آن ايستگاه قطار يا ماشين درست مي‌كند.

در بازي‌هاي نمايشي، كودك با خلاقيت خود از هرچيزي استفاده مي‌كند صداي افراد موردنظر را هم از خودش در مي‌آورد.

بازي‌هاي نمايشي كودكان خردسال بيشتر در زمينه ساختن خانه، پختن غذا، خوردن غذا، بچه‌داري، پدر و مادر شدن، تقليد از حيوانات، دكتر و بيمار و پرستار شدن، مسافرت رفتن، ماشين سواري، پليس بازي، آتش‌نشاني، عروسي و نظاير اينهاست.
بازي‌هاي نمايشي به كودكان لذت و نشاط رواني مي‌دهد در بازي‌هاي نمايشي، كودكان به شرايط و موقعيت‌هايي كه نيل به آنها در عالم واقعي و زندگي روزمره دشوار است، دست پيدا مي‌كنند. به ديگر سخن در بازي‌هاي نمايشي كودكان با تخيل و خلاقيت‌هاي ذهني به خواسته‌هاو آمال دروني‌شان دست مي‌يابند و احساسات خودشان را تقويت نموده، سازگاري اجتماعي بيشتري پيدا مي‌كنند. ‌

بازي‌هاي سازنده

بازي‌هاي سازنده شكل بسيار مطلوبي از خلاقيت كودكان است. عمدتاً به هنگام ورود به مدرسه علاقه كودكان به بازي‌هاي نمايشي بتدريج كاهش يافته، به بازي‌هاي سازنده بيشتر روي مي‌آورند. البته اين بدان معنا نيست كه بازي‌هاي سازنده با خاتمه يافتن بازي‌هاي نمايشي آغاز مي‌گردد، بلكه بازي‌هاي سازنده خيلي زود و حتي غالباً زودتر از بازي‌هاي نمايشي شروع مي‌شود.
يكي از دلايل اين امر كه بازي‌هاي سازنده بخصوص در سنين قبل از دبستان از اشكال بسيار جالب و دوست داشتني خلاقيت مي‌باشد، اين است كه در اين بازي كودك مي‌تواند بدون همبازي مدتها سرگرم بوده، لذت ببرد. در بازي‌هاي نمايشي غالباً كودك نياز به همبازي‌هايي دارد كه بعضي از نقش‌ها را عهده‌دار شوند، مثلاً نقش پدر يا مادر را بازي كنند. گرچه كودكان از عروسك‌ها نيز براي همين منظور بهره‌مي‌گيرند، اما اين بازي‌ها در صورتي لذت بخش‌تر خواهد بود كه كودك لااقل يكي دو نفر همبازي داشته باشد. از متداولترين اشكال بازي سازنده مي‌توان از كشيدن نقاشي و ساختن چيز‌هاي مختلف نام برد. انتخاب موضوع نقاشي يا ساختن چيزهاي مختلف از گل، خمير، آجر، سنگ، كاغذ، تخته و غيره به عوامل گوناگون از جمله قدرت تخيل و خلاقيت كودكان بستگي دارد. كشيدن تصاوير چيزهايي كه كودك به ياد مي‌آورد و يا چيزهايي كه دوست دارد، بيانگر ذهن خلاق اوست.
بازي‌هاي سازنده قدرت تخيل و خلاقيت كودك را تقويت نموده، موجبات بهداشت رواني و لذت حياتي او را فراهم مي‌كند.

همبازي‌هاي تخيلي

دوست يا همبازي تخيلي مي‌تواند، يك شخص، يك حيوان و يا چيزي باشد كه كودك در ذهن خود خلق كرده، تا همدم و همبازي او باشد. در بسياري از بازيها، كودك دوست دارد كه يك همبازي داشته باشد تا از بازي لذت بيشتري ببرد. زماني كه كودك همبازي دلخواه ندارد، در مخيله خود يك همبازي تخيلي بوجود مي‌آورد. در شرايطي نيز كه كودك تجارب ناخوشايندي از بازي كردن با ساير كودكان دارد و يا اين كه به لحاظ كمرويي فوق العاده قدرت برقراري ارتباط با ديگران را ندارد، همبازي تخيلي را به همبازي واقعي ترجيح مي‌دهد. غالباً دوستان تخيلي بچه‌ها، كودكاني هستند همجنس و همسن و سال خودشان كه براي آنها اسم‌هايي هم تعيين مي‌كنند. ويژگي دوست يا همبازي تخيلي اين است كه هر وقت كودك بخواهد حاضر است.
همبازي تخيلي كاملاً مطيع كودك است، هر چه او بخواهد انجام مي‌دهد و هر زمان كه اراده كند حضور دارد. همبازي‌هاي تخيلي در نزد كودكان فوق‌العاده تيز هوش، بيشتر از كودكاني است كه از نظر هوشي در حد متوسط قرار دارند. در واقع داشتن يك همبازي تخيلي، خود نشانه‌اي از قدرت خلاقيت كودك است و به همين دليل براي كودكان عقب مانده ذهني، اين مسأله نمي‌تواند مورد چنداني داشته باشد. از سوي ديگر براي كودكاني كه از نظر ذهني فوق‌العاده برجسته هستند، معمولاً يافتن همبازي‌هايي كه وجوه مشتركي با آنها داشته باشند، بسيار دشوار است؛ اما در هر حال بايد توجه داشت كه برخورداري از دوستان تخيلي نمي‌تواند راه حل مناسبي براي رفع تنهايي كودكان باشد. همچنين بايد به كودكاني كه اشتياق بيشتري براي داشتن دوستان تخيلي دارند كمك كرد تا در زمينه كسب مهارت‌هاي اجتماعي، برقراري ارتباط دوستانه و بازي با همسالان توفيق بيشتري داشته باشند.
* به نقل از روزنامه اطلاعات ٢٨/٧/١٣٨٧

ارتباط تخيل با خلاقيت در كودكان:

بخش دوم‌:

‌اشاره:در بخش نخست اين مقاله ضمن تعريفي از تخيل و خلا‌قيت ، خلا‌قيت و شخصيت،تخيل و خلا‌قيت،اشكال مختلف تخيل ،نقش بازيهاي سازنده به عنوان شكل بسيار مطلوب خلا‌قيت در كودكان و همبازيهاي تخيلي اشاره شد اينك ادامه مطلب را مي خوانيم:



خيالبافي

خيالبافي شكل ديگري از بازي ذهني است كه در آن كودك خودش را در عالم خيال رها مي‌كند. در اين بازي ذهني كودك خود را به گونه‌اي مي‌پندارد كه دوست دارد. اگر خيالبافي كودكان كه عمدتاً موضوعات آن از رسانه‌هاي جمعي، راديو، تلويزيون و سينما سرچشمه مي‌گيرد، كنترل نشود مي‌تواند خطرناك باشد.



دروغ‌هاي عجيب و غريب (تخيلي)

يكي ديگر از جلوه‌هاي بسيار متداول خلاقيت در ميان كودكان، گفتن دروغ‌هاي عجيب و غريب يا به اصطلاح دروغ‌هاي شاخ دار است. بديهي است اين نوع دروغ‌ها با دروغ گفتن آدمهاي بزرگسال كاملاً متمايز و متفاوت است.

در اين جا كودك هرگز نيت تقلب، كتمان حقيقت يا فريب ديگران را ندارد و به آنچه كه مي‌گويد واقعاً و بروشني باور دارد.

بسياري از اين قبيل دروغ‌هاي بچگانه‌ و باور نكردني، از خيالبافي سرچشمه مي‌گيرد. در عالم خيال كودك خودش را در هر موضعي كه تمايل دارد، قرار مي‌دهد و به لحاظ لذتي كه از اين حالت مي‌برد بسيار مشتاق است تصورات او در عالم واقع نيز رخ دهد، لذا آنچه را كه مي‌خواهد باشد به زبان مي‌آورد و نه آنچه را كه واقعاً هست!

اين نوع دروغ‌هاي تخيلي در سنين 4 و 5 سالگي به اوج رسيده، بتدريج همراه با رشد ذهني كودك و گسترده شدن دامنه اطلاعات وي بطور قابل ملاحظه‌اي كاهش مي‌يابد و بندرت پس از ورود به مدرسه قابل مشاهده است. در هر حال واكنش بزرگسالان نسبت به اين رفتار كودكان كه بسيار مهم و نشاني از قدرت تخيل و خلاقيت آنهاست، هرگز نبايد تنبيه گرانه باشد، و هيچ وقت نيز نبايد دروغ‌هاي تخيلي كودكان را حمل بر نيت سوء آنها كرد. ‌



تخيل و زمينه‌هاي شكوفايي خلاقيتها

عوامل متعددي در رشد خلاقيت كودكان مؤثر است و بدون شك خانواده مهمترين نقش را در كنترل و هدايت تخيل و ظهور خلاقيت‌ها دارد.

اگر خانواده‌ها فرصت‌هاي لازم را براي سؤال كردن، كنجكاوي و كشف محيط به كودكان بدهند و هرگز آنان را تنبيه و تهديد نكنند، زمينه رشد خلاقيت فراهم مي‌گردد. تنبيه و تهديدهاي مكرر آفت خلاقيت‌هاي ذهني است و بچه‌هاي خلاق نياز به آرامش رواني، اطمينان خاطر و اعتماد به نفس قوي دارند.

اگر خانواده‌اي خيال پردازي كودكان را درست نمي‌داند و غالباً كودك را به خاطر خيال پردازي‌هايش سرزنش مي‌كند، در واقع خلاقيت او را محدود مي‌سازد، در حالي كه از خانواده‌ انتظار مي‌رود با تشويق و تأييد رفتار كودك و فراهم آوردن زمينه‌هاي مساعد و تدارك لوازم بازي‌هاي دلخواه او كه مجموعاً بسيار ساده هستند، قدرت تخيل و خلاقيت كودك را تقويت كند.

در كنار خانواده، مدرسه نيز نقش بسيار مهمي در شكوفايي خلاقيت‌هاي كودكان دارد. سن ورود به مدرسه، سن بسيار بحراني و حساس در ارتباط با خلاقيت‌هاي ذهني است. عواملي همچون تكاليف زياد، تأكيد بر محفوظات، اجراي برنامه‌هاي هماهنگ و انتظار رفتارهاي يكسان از دانش آموزان، عدم توجه به تفاوت‌هاي فردي، وجود كلاس‌هاي پرجمعيت، اعمال انضباط و مقررات فوق‌العاده شديد، تشويق به كسب نمرات بالا و ايجاد جو قوي رقابت‌هاي فردي براي ممتاز شدن، و سرانجام عدم شناخت يا بي‌توجهي به ويژگي‌هاي كودكان خلاق، سبب مي‌شود كه قدرت خلاقيت آنان بتدريج كاهش يابد.

به عبارت ديگر وقتي كه كودك مجبور شود نرم‌هاي موجود را بپذيرد و رفتارهايش را مطابق خواست‌ها و معيارهاي مدرسه سازگار نمايد و يا بناگزير از رفتارهاي همسالان پيروي كند (بخصوص در سنين 10-8 سالگي)، خلاقيت‌هاي او كمتر مي‌شود.

به همراه خانه و مدرسه، رسانه‌هاي جمعي، بخصوص تلويزيون بيشترين نقش را در چگونگي پرورش تخيل و شكوفايي خلاقيت عهده‌دار است، زيرا آنچه كه تفكر كودكان و نوجوانان را خلاق مي‌سازد، قدرت تخيل، رهايي از جمود فكري و فراهم بودن محرك‌هاي حسي و ارائه اطلاعات جديد به آنهاست.

زماني كه در خانواده‌ها به دليل عديده از جمله عدم شناخت كافي اغلب اولياء از اهميت و حساسيت پديده تخيل و خلاقيت و فقدان برنامه‌هاي تربيتي جامع در پرورش استعدادهاي كودكان و بالطبع وجود بازخوردهاي ابهام آميز نسبت به اشكال مختلف تخيل و خلاقيت و فقدان برنامه‌هاي تربيتي جامع در پرورش استعدادهاي كودكان، زمينه مطلوب پرورش خلاقيت فراهم نمي‌گردد، ناگزير بيشترين نقش و مسئوليت متوجه صدا و سيما، به عنوان كانون مؤثرترين و پايدارترين يادگيري‌ها و مهمترين عامل در احياء و پرورش خلاقيت است. (يادگيري مشاهده‌اي)



نتيجه‌گيري

بايد تلاش شود كه خلاقيت‌هاي بالقوه در نزد كودكان و نوجوانان شناسايي شده، فرصت‌هاي لازم براي رشد و توسعه آن فراهم گردد. در نيل به اين هدف نيز بها دادن به تخيل كودكان و حساس بودن نسبت به آن فوق‌العاده مهم است.

در حقيقت تخيل در رشد و توسعه تكنولوژي جديد نقش بسيار مهمي دارد. اگر تخيل و آگاهي با هم توام شوند، زمينه خلاقيت و نوآوري‌ها به معناي دقيق آن فراهم مي‌گردد، به شرط آن كه بتوانيم به تخيل شكل داده، آن را پرورش دهيم.

اين كه تخيل و پديده خلاقيت در كودكان امري است همگاني و در نزد بزرگسالان بندرت مشاهده مي‌شود، بيانگر مسئوليت خطير مربيان، صاحب‌نظران تعليم و تربيت و فرهنگ جامعه در پرداختن به اين مهم و ارائه طريق براي احياء و توسعه خلاقيت‌ها در جامعه است. مهمترين وظيفه و رسالت پدران و مادران در ارتباط با پرورش قدرت تخيل كودكان، ارائه اطلاعات لازم و مفيد و همراه نمودن فعاليت تخيلي كودكان با شناخت و آگاهي و فعاليت‌هاي تجربي است. مسلماً از كودكاني كه صرفاً غرق در تخيل شده، از واقعيات زندگي دور مي‌مانند و تمايل به گوشه‌گيري و انزوا دارند، نمي‌توان تفكر خلاق و مولد انتظار داشت. بنابراين، ارزشمندي تخيل در هدايت و پرورش آن است.




دستور زبان فارسی

دستور زبان فارسی

سال ها بودکه در اندیشه فراهم    کردن مجموعه ای از قواعد و نکات دستور زبان فارسی بود م و این میسر نمی شد  تا اینکه د رکلاس ششم سعی نمودم تا گوشه ای از دستور زبان فارسی را جمع آوری نمایم . هرچند که اگر آدمی تمام عمر خویش را صرف کند نمی تواند تمام واژه هاو اصطلاحات و قواعددستوری را فرا آورد .اما آنچه رالازم است داش آموزان و دبیرستانی ها بدانند درا این مقوله فراهم نموده ام شاید مقبول قرار گیرد.

بهار 1392برخودار

زبان :

در تعریف زبان گفته اند :دستگاهی است که ازنشانه های اختصاری و قرار دادی که برای ارتباط انسانی به کار می رود .

سه شاخصه مهم زبان :دستگاه ،نشانه ، ارتباط انسانی

دستگاه:زبان دستگاهی نظام یافته وشبکه ای درهم بافته از روابط میان آواها و واژه ها و این نظام یافتگی درذات زبان است واگر زبان فاقد این ساخت می بود

آدمی قادر به فراگیری آن نبود.منظوراز دستگاه روابط بین آواها و کلمه ها وترکیبات جمله ها است.

نشانه :هر واژه در زبان فارسییک نشانه است که به صورت گفتاری نوشتاری یا تصویری بیان می شود .نشانه دارای مفهوم خاص است .رابطه ی میانلفظ و معنی اختیاری است .

ارتباط انسانی :زبان خاص  انسان است و هیچ یک ازموجودات دیگر از چنین ارتباطی پیچیده بهرمند نیستند .ممکن است بعضی جانوران از برخی جهات از برخی نشانه ها بهره ببرندولی محدود است و فاقد نظام وشبکه مرتبط است .گونه های زبان و لهجه:


جمله مجموعه اى است به هم پیوسته از کلمات که پیامى را بیان مى کند. جمله داراى اجزاءو ارکان است . ارکان جمله آن قسمتهایی هستند که اگر حذف شوند،ساختمان جمله از هم میپاشد. اجزاى جمله آنها هستند که حذفشان به ساختمان جمله آسیبى نمى رساند.


اقسام جمله از لحاظ ارکان


1. نهاد(مسندالیه یا فاعل) + فعل خاص: محمد آمد.
2. نهاد+ مفعول + فعل خاص :محمد کتاب را آورد.
3. نهاد + مسند + فعل ربطی: محمد با هوش است.

هر یک از این سه هسته، معمولا اجزایى مى پذیرند از قبیل متمم، قید، بدل، و مضاف الیه.


اقسام جمله از لحاظ پیام


1. خبرى: جمله اى که به یکى از صورت هاى اِخبارى یا التزامى و مثبت یا منفى، درباره تحقق کار یا حالتى سخن مى گوید : هوا گرم است.

2. پرسشى: جمله اى که به وسیله آن، ظاهراً یا حقیقتاً درباره امرى پرسش شود : حال شما چطور است؟

3. امرى: جمله اى که به وسیله آن، راجع به تحقّق کار یا حالى درخواستى صورت پذیرد :عصبانی نشوید.

وجه امرى شامل هر دو صورت امر و نهى (مصطلح در عربى) است. در جمله هاى امرى خطابى، معمولا نهاد حذف مى شود.

4. عاطفى: جمله اى که با آن، یکى از عواطف و احساسات انسانى بیان شود، از قبیل تحسین، تعجّب، آرزو، و افسوس . شما چقدر خوش ذوق هستید.



اقسام جمله از لحاظ نظم


1 . جمله مستقیم: جمله اى که ارکان یا اجزاى آن، در جاى خود قرار دارند:

مریم دیروز مارا به خانه خود دعوت کرد.
2. جمله غیر مستقیم: جمله اى که نظم دستورى یک یا چند رکن یا جزء آن به هم خورده است:

«مکّه پر است از کوه هاى سنگى کوچک و بزرگ.»

نکته : کاربرد جمله غیر مستقیم معمولا براى تنوع بخشیدن به نوشته است. البته از آن جا که چنین جمله اى، نوشته را به زبان محاوره نزدیک مى کند، باید در کاربرد آن به سبک و حال و هواى اثر توجه داشت. از نمونه هاى خوب کاربرد چنین جمله هایى، آثار «جلال آل احمد» است.


اقسام جمله از لحاظ فعل


1. جمله فعلى = جمله اى که داراى فعل تام است . ماه تابید.

2. جمله اِسنادى = جمله اى که داراى فعل ربطى است.امین با هوش است.

3. جمله بى فعل = جمله اى که فعل ندارد.

حذف جمله حتماً باید با قرینه لفظى یا معنوى، و یا ساختارى باشد .


اقسام جمله هاى داراى فعل


1. جمله ساده = جمله اى که داراى یک فعل است .امین خوابید.

2. جمله مرکب = جمله اى که داراى بیش از یک فعل است .همین که به خانه رسیدم، مهمانان آمدند.

اقسام جمله مرکب

1. ترکیب شده از جمله هاى کامل:

«و مى دانستیم که با نخستین چراغ، شادى ها همه باز خواهند گشت و ما بازخواهیم خندید.»

2. ترکیب شده از جمله هاى ناقص و کامل:

جمله ناقص آن است که به تنهایى داراى معنایى روشن و کامل نیست و معمولا به شکل جمله پیرو به کار مى رود. در این حال، جمله کامل را جمله پایه مى نامند.به درماندگان یاری کن تا خدا مدد کارت باشد.

جمله پایه مقصود اصلى نویسنده را بیان مى کند، در حالى که جمله پیرو به جمله پایه وابسته است و معمولا مفهومى از قبیل علّت، شرط، نتیجه، زمان، و مکان را به آن مى افزاید. جمله پیرو همواره ناقص است و معمولا با حرف ربط مى آید. جمله پیرو گاه پیش و گاه پس از جمله پایه قرار مى گیرد.


جمله معترضه


جمله معترضه جمله اى است که حذف آن به مفهوم اصلى جمله آسیب نرساند.این گونه جمله معمولا مفهومى از قبیل دعا، نفرین، آرزو.

یا توضیح را به مفهوم اصلى جمله مى افزاید. جمله معترضه گاه پس از حرف ربط مى آید و گاه به طور مستقل میان دو خطّ تیره قرار مى گیرد:
استادم- که روانش شاد باد-در عرفان بی نظیر بود.


حذف ارکان یا اجزاى جمله


حذف باید به یکى از سه قرینه زیر صورت پذیرد:

1. قرینه ساختارى (= عرف زبانى): «به چپ، چپ!»، «برپا!».

2. قرینه لفظى:

«یک طرفم دریاست و طرف دیگرم، دشت بى انتها (است).»

3. قرینه معنوى:

« ـ چه کسى در بستر پیامبر به استقبال خطر رفت؟

ـ على (رفت)!»

به نام خدا

1- در ماضي مستمر و مضارع مستمر "تکيه در کجا قرار مي گيرد؟

جواب: حقيقت اين است که درباره­ي فعل و ساختمان آن در زبان فارسي تحقيق دقيقي صورت نگرفته است. از يک سو فعلها را به ساده و پيشوندي و مرکب تقسيم کرده­اند و فعلهاي مرکب را داراي دست کم دو جزء اسمي و فعلي (پايه و همکرد يا جزء غيرصرفي و جزء صرفي ) دانسته­اند و جز آنها را اگر پيشوندي نباشد ساده دانسته­اند.از سوي ديگر، فعل­ها را در همه­ي انواع آن، يک واژه به شمار آورده­اند و مثلاَ فعل مركب "روي داد" را يک واژه شمرده­اند.همچنين گفته­اند: واحد تکيه­دار در زبان فارسي واژه است... و هر واژه­ي مرکب فقط يک تکيه دارد.1يعني واژه­هاي فارسي چه ساده و چه مرکب- فقط يک تکيه دارند.اگر اين مقدمات را بپذيريم بايد بگوييم:

الف: هر واژه چه ساده و چه مرکب- در زبان فارسي يک تکيه دارد.

ب: ماضي مستمر يا مضارع مستمر، يک واژه است.

ج: پس ماضي مستمر يا مضارع مستمر، يک تکيه دارد.

ولي آقاي وحيديان کاميار در کتاب "نواي گفتار" ص 31 نوشته­اند:" ماضي مستمر يا ماضي درجريان در حکم يک کلمه نيست، زيرا شکاف­بردار است و هم مکث بالقوه در ميان دو اجزاي آن ميسر است و لذا هر جزء يک تکيه دارد، تکيه­ي هر جزء روي هجاي اول است : داشتم مي رفتم

در ماضي مستمر نقلي، تکيه­ي فعل، "داشتن" روي هجاي آخر است، مثل: داشته­مي­رفته

مضارع مستمر يا در جريان نيز مانند ماضي مستمر، دو واحد است و لذا داراي دو تکيه. تکيه­ي جزء اول روي هجاي دوم است و تکيه­ي جزء دوم روي هجاي اول:دارم­مي­خورم

اکنون بايد پرسيد: آيا ماضي يا مضارع مستمر يک واژه­اند يا دو واژه؟

اگر يک وازه­اند، پس بايد يک تکيه داشته­باشند. اگر دو واژه­اند پس چگونه آنها را جزء فعل­هاي ساده به شمار­مي­آوريم؟از اين گذشته، اگر دو واژه­اند نقش هر يک چيست؟سرانجام "دارم­مي­روم" يک فعل است يا دو فعل؟

به نظر بنده، ماضي مستمر و مضارع مستمر يک فعل هستند و يک واژه­ي چند تکواژي به شمار مي­روند و يک تکيه دارند، جاي تکيه روي هجاي پيشوند،مي، است: داشتم­مي­آمدم دارم­مي­آيم

2- اسمهايي که نشانه­ي صفت نسبي "ي" مي­گيرند، در ترکيب­ها اسم هستند يا صفت ؟

افزودن"ي" نسبت به اسم دو حالت پيش مي­آورد:

خانه+ گ+ ي= خانگي

خانواده + گ + ي= خانوادگي

اسم + پسوند + پسوند:

مرد + انه + گ+ي = مردانگي

صفت + ه + گ + ي= هفتگي

قيد + گ + ي= هميشگي

پيشوند+ اسم + ميانجي+ پسوند:

بي+ برنامه + گ + ي= بي برنامگي

نتيجه:

ساختمان حاصل مصدر:

1- صفت مفعولي + ميانجي + ي = گرفتگي (مشتق)

2- صفت فاعلي+ ميانجي + ي = گويندگي (مشتق)

3- اسم + ميانجي + ي = خانگي، بچگي (مشتق)

4- قيد + ميانجي + ي= هميشگي (مشتق)

5- پيشوند + اسم + ميانجي + ي = بي­برنامگي، بي­مزگي (مشتق)

6- پيشوند + بن ماضي + پسوند+ ميانجي + ي = هم­بستگي (مشتق)

7- اسم + بن ماضي + پسوند+ ميانجي + ي = تورفتگي، برق­گرفتگي، ضرب­ديدگي ( مشتق- مرکب)

8- اسم + پسوند + ميانجي + ي = مردانگي (مشتق)

9- صفت + پسوند + ميانجي + ي = آزادگي، بردگي، جاودانگي، پارگي ( مشتق)

10- صفت + بن ماضي+پسوند + ميانجي + ي = حلال­زادگي (مشتق مرکب)

3. چگونه مي­توان بدون قرار دادن واژ‍ه در جمله جاي تكيه را مشخص نمود؟

همان­گونه كه در كتاب "زبان فارسي 3" صفحه­ي 36 آمده است:

در زبان فارسي جاي هجاهاي تكيه­دار مشخص است... تكيه­ي واژه­هايي كه اسم يا صفت هستند، بر هجاي پاياني واقع مي­شود."البته وقتي وا‍‍‍‍ژه­ها را به طور معمولي و پشت سر هم به كار مي­بريم، اصلا متوجه نمي­شويم كه برخي از هجاها را با فشار بيشتر تلفظ مي­كنيم. تنها درحالت­هاي آگاهانه يعني وقتي قصد شناخت تكيه را داريم- و يا در آزمايشگاه صداشناسي مي­توان جاي تكيه و فشار مورد نظر بر يك هجاي واژه را معلوم كرد.پس بهتر است كه قواعد تكيه را به خاطربسپاريم و بگويم كه هجاي پاياني اسم­ها و صفت­ها تكيه دارند. يا مثلاًَ تكيه­ي سوم شخص ماضي ساده روي هجاي پاياني آن است.جاي تكيه فعل­ها و انواع آن، در كتاب راهنماي معلم زبان فارسي3 ص 69 (چاپ1381) آمده است.

4. در باره­ي تتابع مضاف­اليه و مضاف­اليه مضاف­اليه توضيح دهيد:

تتابع اضافات يعني اينكه دو يا سه يا . . . مضاف اليه براي هسته در يك گروه اسمي. مانند:خانه­ي همسايه­ي من

مضاف­اليه مضاف­اليه، وابسته­ي وابسته است و به هسته­ي گروه اسمي مربوط نيست. مانند:باغ روستاي احمدآباد

در تتابع اضافات همه­ي مضاف­اليه­ها وابسته­ي هسته به شمار مي­آيند و به آن مربوطند.

متمم اسم

5. چه نوع اسمهايي نياز به متمم دارند؟

همان گونه كه برخي از فعل­ها گذرا به متمم هستند و با داشتن حرف اضافه­ي اختصاصي به متمم نياز دارند، بعضي از اسم­ها نيز از چنين خصوصيتي برخوردارند. فعل مركب "آشتي كردن " از جمله فعلهايي است كه حرف اضافه­ي اختصاصي دارد:"آشتي كردن با" و بدون متمم، معناي فعل و در نتيجه مفهوم جمله ناقص مي­ماند. واژه­ي "جدايي" هم از جمله اسم­هايي است كه با داشتن حرف اضافه­ي اختصاصي "از" به متمم نياز دارد و بدون آن، معناي "جدايي" ناقص خواهد بود:جدايي از دوست دشوار بود." از دوست" متمم است ولي نه متمم فعل ؛ زيرا فعل اسنادي "بود" نيازي به متمم ندارد، بلكه متمم اسم "جدايي" است كه در جمله­ي بالا نقش "نهاد" دارد.

متمم اسم درباره­ي اسم پيش از خود و به ندرت پس از آن- توضيح مي­دهد و معناي آن را تمام مي­كند؛ يعني اسمي كه در جمله نفش نهادي، مفعولي، مسندي يا متممي دارد، بدون متمم خود ناقص مي­ماند و حرف اضافه هم جزء ذات آن اسم است:«انتقاد از نارسايي­ها لازم است.»نارسايي­ها متمم است ولي نه متمم فعل، بلكه متمم اسم" انتقاد" كه در اين جمله نقش نهادي دارد.

نمونه­هاي ديگر:

كاسه پر از آب است. ( آب متمم صفت كه در جاي اسم نشسته و نقش مسندي دارد)

مبارزه با استعمار تاريخ طولاني دارد. ( متمم مبارزه در نقش نهاد)

او به جنگ با دشمن پرداخت. (دشمن متمم اسم جنگ است كه در اين جمله نقش متمم دارد ----- متمم اسم)

جدايي از او براي من دشوار بود. ( او متمم اسم "جدايي" است كه نقش نهادي دارد و "من" متمم "او" است كه نقش متممي دارد----- متمم متمم است.)

رييس جمهور مصاحبه با خبرنگاران را پذيرفت.(خبرنگاران متمم اسم "مصاحبه" است كه نقش مفعولي دارد---- متمم مفعول)

نكته­ي مهم: متمم اسم با اسم خود مجموعاً يك نقش دارد و در جايگاه يك نقش اصلي مي­نشيند. به همين دليل، با وجود اجباري بودن متمم اسم و لزوم آن در جمله، مستقل به حساب نمي­آيد و از اجزاي اصلي جمله شمرده نمي­شود.

جمله­ي : كاسه پر از آب است.

سه جزئي مسندي است و متمم "آب" با حرف اضافه جزئي از گروه اسمي "پر" به شمار مي­رود كه نقش مسندي دارد. هم­چنين:«انتقاد از نارسايي­ها لازم است.»"انتقاد از نارسايي­ها" نهاد جمله است و متمم "نارسايي­ها" جايگاه مستقل ندارد.

تعداد اجزاي جمله را فقط فعل تعيين مي­كند.گاه متمم اسم را مي­توان به وابسته­ي يسين (صفت يا مضاف اليه) تبديل نمود:رئيس جمهور در يك مصاحبه­ي مطبوعاتي اعلام كرد....

مصاحبه­ي مطبوعاتي= مصاحبه با مطبوعات.

انتقاد از نارسايي­ها لازم است.

انتقاد نارسايي­ها لازم است.

مضاف­اليه

تعدادي از اسم­هاي متمم­خواه:

نزاع با گفتگو با صلح با مناظره با جنگ با مناقشه با نبرد با سازش با رو بوسي با مقابله با وداع با دعوا با مدارا با مسابقه با معامله با

فعل مركب

۶- راه تشخيص فعل مركب از ساده چيست؟

ج- براي تشخيص فعل مركب از ساده چند راه وجود دارد كه هر يك در جاي خود مفيد و كارگشا است. قبل از ذكر اين شيوه­ها نكته­اي به تأكيد تمام يادآوري مي­كنيم و آن توجه به فعل در زنجيره­ي جمله است. فعل را به طور مجرد و خارج از جمله بررسي نكنيم، چه بسا فعلي در يك جمله ساده باشد و همان فعل در جمله­ي ديگر، در هم نشيني با اجزاي متفاوت، مركب به شمار­آيد. اما راه­هاي تشخيص :

1. در جمله­هاي چهار­جزئي مفعولي- متممي، اگر پيش از فعل اسم يا صفتي باشد كه نه مفعول است و نه متمم،قطعاًباجزء فعلي، يك فعل مركب به شمار­مي­آيد. مثال:

1. احمد پول را از من قرض گرفت.

نهاد مفعول متمم فعل مركب

تهمينه نام سهراب را براي پسرش انتخاب كرد.

نهاد مفعول متمم فعل مركب

سارق پول­ها را از بانك سرقت نمود.

فعل مركب

2- در جمله­هاي چهار جزئي متمم مسندي يا مفعولي مسندي نيز اگر جزء غيرصرفي (پايه) نقش متمم يا مسند نداشته­باشد، حتماً جزئي از فعل مركب است:

مردم از پورياي­ولي به عنـــــوان پهلوان نام مي­بردند.

نهاد متمم گروه حرف اضافه مسند فعل مركب

من او را عاقل گمان كرده­بودم.

نهاد مفعول مسند فعل مركب

3- عبارت­هاي كنايي داراي فعل- كه اجزاي آن امروزه تك تك معناي خاصي دارد كه با معناي كل عبارت كاملاً متفاوت است- هميشه فعل مركب هستند.

او دست به عصا راه مي­رود (= احتياط مي­كند)

نهاد فعل مركب

جمله­ي بالا دو جزئي است.

او به من فخر مي­فروشد. (=ناز مي­كند يا غرور دارد)

نهاد متمم فعل مركب

4- مفعول­پذيري : اگر در جمله­اي مفعول همراه با نشانه­ي خود بيايد، فعل داراي جزء اسمي يا صفتي حتماً مركب است:

احمد اين كتاب را مطالعه كرد.

فعل مركب

دزد پول­ها را سرقت نمود.

فعل مركب

در جمله­ي «دزد پول­ها را به سرقت برد.»فعل جمله ساده است و "به سرعت" متمم قيدي و قابل حذف است: دزد پول­ها را برد.

5- هم معنايي با "گرداند"

اگر بتوانيم فعل يك جمله را با " گرداند" عوض كنيم به طوري كه معناي جمله تغير نكند، فعل حتماً ساده و جزء پيش از آن "مسند" است، مثال:شاعر، مجلس را گرم نمود. (گرداند) طوفان خانه­ها را خراب كرد.( =گرداند)

مسند مسند

دشمن نقشه­هاي ما را نقش برآب ساخت. (= گرداند) نهاد مفعول مسند فعل

6- منفي ساختن فعل و افزودن "هيچ" "ي" پيش و پس از جزء غير صرفي(پايه):

اگر باز هم در ساده يا مركب بودن فعل ترديد داشتيم، بايد آن را منفي كنيم و پيش و پس از پايه " هيچ" و وابسته­ي پسين"ي" بيفزاييم، اگر جمله معنا داشت، فعل حتماً ساده است و در غير اين صورت، مركب خواهد بود. مثلاً:احمد براي پيروزي خود تلاش كـــــرد.

مفعول فعل ساده

ممكن است بگوييم : فعل "كوشش كرد" مركب است زيرا مترادف با فعل "كوشيد" است كه خود ساده به حساب مي­آيد. اما اين نظر، درست نيست. هر فعلي كه يك مترادف ساده داشته باشد، ساده نيست. جمله­ي بالا را منفي مي­كنيم:احمد براي پيروزي خود هيچ تلاشي نكرد. (= انجام نداد)

درباره­ي جمله­ي : من درس را ياد گرفتم" نمي­توانيم بگوييم: من درس را هيچ يادي نگرفتم.

مي­بينيم كه ملاك گسترش­پذيري (وابسته­پذيري ) در اين جا ديده مي­شود و بعد از "كوشش" وابسته­ي "ي" آمده است و جمله هم معناي كاملاً درست و رايجي دارد. چرا بايد از ملاك وابسته­پذيري فقط در ساخت­هاي مثبت استفاده كنيم؟اگر فعلي در شكل مثبت خود مركب باشد،بايد در شكل منفي و ديگر ساخت­ها هم مركب بماند. فراموش نكنيم فعل مركب، آن است كه مصدر مركب داشته­باشد و بن مضارع آن نيز به صورت مركب رايج باشد.

نكته­ي مهم ديگر آن است كه برخي به جزء‌غير­صرفي (پايه) وابسته­اي مي­افزايند و مي­گويند : معنا دارد. اما معنا­داري به تنهايي كافي نيست، فعل بايد كاربرد عام داشته باشد و رايج هم باشد.

7- جانشين­پذيري

اگر در ساده يا مركب بودن فعلي در جمله ترديد داريم، مي­توانيم قسمت فعلي را با فعل هم­معناي آن عوض كنيم تا ترديد ما برطرف شود. مثال:الف: احمد حرف جالبي زد.

ب: احمد حرف جالبي گفت.

پ : احمد حرف جالبي بر زبان آورد.

مي بينيم فعل­هاي "گفت" و "بر زبان آورد" معادل و هم­معناي فعل "زد" است. پس فعل "زد" در جمله­ي الف ساده است. توجه به نظام معنايي و كاربرد ها و معاني متفاوت يك فعل در جمله در تشخيص ساده و مركب بودن آن، ضروري و روشنگر است.مثال ديگر:

الف: او با من مصاحبه كرد.

ب: او با من مصاحبه انجام داد.

فعل "كرد" در جمله­ي الف به معناي "انجام داد" است و ساده به شمار مي­رود.

همان­گونه كه اگر فعلي به معناي "گرداند" يا "گشت " (= شد) باشد، فعل ربطي و اسنادي (مسند خواه) محسوب مي­شود، فعل "كرد" كرد نيز اگر به معناي "انجام داد" باشد، هميشه ساده و گذرا به مفعول است و جزء پيش از آن (اسم يا صفت) مفعول جمله به شمار مي­آيد.

مثال ديگر:

الف: احمد سوگند خورد.

ب: احمد سوگند ياد كرد.

پ: احمد سوگند به جاي آورد.

فعل "خورد" در معناي "به جاي آورد" و "ياد كرد" آمده و ساده است و "سوگند " مفعول آن شمرده مي­شود.

اغلب، نقش مفعول با فعل خود، با فعل مركب اشتباه مي­شود. يعني مفعول جمله را جزء اسمي يا صفتي (پايه) فعل مي­پندارندو خطا در همين جاست. اگر نتوانستيم با قاعده­ي جانشيني و معادل معنايي، جزء پيشين فعل را مفعول به حساب آوريم، فعل ما مركب خواهد بود.گاهي نيز -به ندرت جزء پيشين، متمم اسم است؛ مانند:کودک زمين خورد = کودک به زمين خورد = کودک به زمين افتاد.

فعل "خورد" ساده است و "زمين" نقش متممي دارد که نقش­نماي آن به قرينه­ي معنوي حذف شده است.منظور از ساخت­گرايي و پرهيز از معني­گرايي نيز دقيقاً به اين معناست که :

1- فعل­ها را بايد در ساختمان جمله بررسي کرد نه خارج از آنها.

2- به کاربرد­هاي گوناگون فعل در جمله توجه نمود.

3- نشانه­هاي لفظي (نقش نماها ) اهميت دارند و استثنا­پذير نيستند.

براي مثال : نشانه­ي "را" هميشه و همه جا در زبان فارسي معيار امروز- نقش­نماي مفعول است و معناي آن مورد نظر نيست. در جمله­ي "پرستار کودک را غذا داد" "کودک" مفعول اول جمله و "غذا" مفعول دوم آن است و جمله دو مفعولي شمرده مي­شود. نبايد بگوييم "را" يعني "به" و جمله در اصل چنين بوده است:" پرستار به کودک غذا داد.

آن چه اهميت دارد شکل فعلي جمله و قاطعيت نقش­نماي مفعول است. هم چنين جمله­ي "دلم گرفت" با جمله­ي "احمد حقش را گرفت" يا "پليس دزد را گرفت" تفاوت دارد، در جمله ي اول "گرفت" يعني "غمگين شد"، در جمله­ي دوم "گرفت" يعني "به دست آورد" . در جمله­ي سوم " گرفت" يعني "دستگير کرد".فعل­ها تفاوت­هاي معنايي دارند و يک فعل به حساب نمي­آيند."گرفت" جمله­ي اول ناگذر و در جمله­ي بعدي گذرا به مفعول است..در دستور مبتني بر ساخت­گرايي، تعيين نقش و معناي يک واژه به هم نشيني آن با ديگر واژه ها بستگي دارد که به آن ارتباط افقي يا ساختاري مي­گويند.مثال:

الف: سرم به سنگ خورد.

ب: لباسش به من خورد.

پ: کودک شير خورد.

در جمله­ي الف "سرم به سنگ خورد" يک جمله­ي کنايي و مجموعاً يک فعل مرکب است و نهاد آن "من" بوده که حذف شده است.درجمله­ي "ب" لباس نهاد جمله، "من" متمم و "خورد" فعل آن و ساده است؛ يعني اندازه شد.در جمله ي "ب" "خورد" يعني نوشيد و اين معنا از هم­نشيني آن با کودک و شير پيدا مي­شود.در جمله­ي الف، هم­نشيني فعل "خورد" با سر و سنگ، فعل مرکب کنايي ساخته است.در جمله­ي ب، هم­نشيني "خورد" با لباس، فعل ساده­ي گذرا به متمم پديد آورده است. در جمله ي پ هم نشيني "خورد" با شير و کودک، فعل را ساده و گذرا به مفعول نموده است.

از دو ملاک "وابسته­پذيري و نقش­پذيري سخن نمي­گوييم زيرا شرح آن در کتاب درسي آمده است.

به طور خلاصه :براي تشخيص فعل ساده از مرکب بايد سه نکته را مهم دانست:

1- توجه به معيار صرفي يعني استفاده از قاعده­ي جانشين­پذيري.

2- يعني هم به جاي فعل مورد نظر فعل­هاي مناسب ديگر قرار دهيم و هم به جاي جزء غيرصرفي يا پايه (اسم/ صفت) نمونه­هاي ديگر بياوريم.

3- مثال : او مرا خسته کرد

بيچاره

خفه

ناتوان

مقروض ....

عوض کردن محتواي مسند و آوردن نمونه­هاي ديگر جمله را بي­معنا نمي­سازد. پس فعل ما ساده است. اگر مرکب بود، نمي­توانستيم جزء پيشين آن را تغيير دهيم. در فعل مرکب دو جزء اسمي و فعلي تجزيه­پذير و قابل جداسازي و جانشين­سازي نيستند، مثال:حادثه­ي تلخي روي داد.به جاي "روي " هيچ واژه­ي ديگري نمي­توان آورد که معنا­داري جمله را حفظ کند؛ جز در يک مورد که آن هم "رخ" است و اين واژه با "روي" در اين جمله کاربرد يکسان دارد. پس فعل ما مرکب است.

2- توجه به معيار نحوي، يعني استفاده از قاعده­ي هم نشيني و نظام­معنايي در تشخيص ساده يا مرکب بودن فعل (نقش­پذيري و وابسته پذيري جزء پيشين فعل)

3- توجه به معيار اوايي، يعني استفاده از عوامل زبر­زنجيري و درنگ در تشخيص ساده يا مرکب بودن فعل. اگر فعل جمله مرکب باشد، چون يک واژه به شمار مي­رودپس يک تکيه دارد. اگر بتوانيم پس از جزء پيشين فعل مکث يا درنگ کنيم، حتماً غعل ما ساده خواهد بود.براي اين که بدانيم مکث يا درنگ چگونه در تشخيص ساده يا مرکب بودن فعل دخالت دارد از يک شيوه­ي ساده و علمي استفاده مي­کنيم:استفاده از نقش تبعي "تکرار:

او مرا بيچاره کرد بيچاره

من همه چيز را خراب کردم خراب

اگر فعل ما مرکب بود، هرگز نمي­توانستيم قسمتي از آن را بعد از فعل تکرار کنيم. در نقش تبعي، مسندي که بعد از فعل مي­آيد به جمله پايان مي­دهد و بعد از آن بايد کاملا درنگ نمود و ساکت شد. اما نمي­توانيم بگوييم:

حادثه­ي بدي روي داد روي

او مرا درک نمي­کند درک

اکنون بر فراز ايوان­ها قرار داريم قرار

 

 

 

جمله واقسام آن
آموزش دستور زبان فارسی به زبان ساده
یک یا چند کلمه که دارای مفهوم کاملی باشد وسکوت گوینده وشنونده پس از آن درست باشد ،جمله ی کامل نامیده می شود.
مانند : علی به مدرسه رفت. یا
بیا ( که با وجود آن که یک کلمه است مفهوم کاملی رابیان می کند.)
در مقابل جمله ی کامل جمله ی ناقص وجود دارد وآن جمله ای است که با وجود فعل مفهوم کاملی را به شنونده تلقین نمی کندوشنونده احساس می کند که چیزی از آغاز یا آخر جمله حذف شده است .
مثال :
- اگر به کسی بگوییم .. ( شنونده منتظر است که بقیه ی گفتار مارا بشنود.)
- وقتی از زندگی لذت می بریم که ...
در تعریف دیگری از جمله آمده است : جمله سخنی است که حد اقل دارای دو جزء اصلی ( نهاد وگزاره ) یا(مسند الیه واسناد ) باشد.
مثال: پرویز رفت. هوا روشن شده است.
جمله ی فعلیه : جمله ای است که در آن فعل خاص یا تام به کار رفته است.مثل علی گفت.
جمله ی اسمیه یا اسنادی : جمله ای است که در آن فعل ربطی به کار رفته است.مثل : هوا آلوده است.
در هر نوشته یا گفته به تعداد فعل ها جمله وجود دارد. مثلاًدر این بیت:
برید و دریدو شکست و ببست یلان را سر و سینه و پا ودست
چهار جمله وچود دارد چون چهار فعل در آن به کار رفته است.
جمله ساده = جمله اى که داراى یک فعل است . مثال: امین خوابید.
جمله مرکب = جمله اى که داراى بیش از یک فعل است .همین که به خانه رسیدم، مهمانان آمدند
از اتصال وانضمام جمله های ساده ی کوتاه یا بلند جمله های مرکب به وجود می آید.
مثال:
- افسوس می خورم که او را ندیده ام.
- پسری که رفت برادر مرا زد.
- او تقی را دید وبا او صحبت کرد.
به جمله ی اصلی ، جمله ی پایه وبه جمله ای که جای یکی از ارکان جمله ی اصلی یا پایه را گرفته است اصطلاحاً جمله ی پیرو می گویند. جمله ی پایه غرض ومقصود اصلی گوینده یا نویسنده است وجمله ی ساده ی دیگری که علت یا تفسیر یا توضیحی در باره ی جمله ی پایه می دهد جمله ی پیرو است.
دو یا چند جمله ی ساده ی بلند به وسیله ی حرف ربط به هم مربوط یا معطوف می شوند ؛ اصطلاحاًبه این حروف ،حروف ربط همپایگی می گویند. در مثال : او تقی را دید وبا او صحبت کرد. ( و) حرف ربط همپایگی است. یا فریدون هم به دانشگاه می رود هم کار می کند.که به وسیله ی حرف ربط همپایگی دو گانه هم ...هم جمله ی مرکبی را ساخته اند.
اقسام جمله از لحاظ معنی
1. جمله ی خبرى یا اخباری: جمله اى است که در آن مطلبی به صورت خبر مثبت یا منفی بیان گردد:
مثال:
هوا گرم است. او نامه را نوشته بود.
2. جمله ی پرسشى یا استفهامی: اگر به وسیله ی جمله ای درباره امرى پرسش شود یا یکی از ارکان جمله مورد پرسش قرار گیردآن جمله راجمله ی پرسشی می گویند:
مثال:
آیا او آمده است ؟ حال شما چطور است؟
تذکر: گاهی کلمه ای که دلالت بر استفهامی بودن جمله دارد ،در جمله ذکر نشده است واز آهنگ جمله می توان پرسشی بودن آن را دریافت .مثل : او رفته است ؟
3. جمله ی امرى: جمله اى که در آن مفهوم فرمان ،دستور ،خواهش،توصیه،نهی وباز داشتن وجود داشته باشد :
مثال:
عصبانی نشوید. از اینجا برو . به خانه ی او بروید.
4. جمله ی تعجبی وعاطفى: جمله اى که با آن، یکى از عواطف و احساسات انسانى از قبیل تحسین ، شگفتی، تعجّب، آرزو، و افسوس ،ناراحتی ،درد بیان شود، .
مثال:
شما چقدر خوش ذوق هستید! چه روز خوبی! آخ از این درد کشنده !
5-جمله ی التزامی : به جمله ای می گویند که معمولاًفعل آن دارای وجه التزامی باشد ودر موارد گوناگونی به کار رود.از قبیل:
- تردید مثل: شاید او بیاید. ممکن است که او بیاید.
- شرط: هر گاه او آمده باشد. چنانچه بخوابد.
- خواهش وتمنا: کاش آمده باشد. امیدوارم که کمکش کنم.
- توصیه وسفارش: بروی ها ! عرض می شود که ....
اقسام جمله از لحاظ نظم
1 . جمله مستقیم: جمله اى که ارکان یا اجزاى آن، در جاى خود قرار دارند:
مریم دیروز مارا به خانه خود دعوت کرد.
2. جمله غیر مستقیم: جمله اى که نظم دستورى یک یا چند رکن یا جزء آن به هم خورده است:
«مکّه پر است از کوه هاى سنگى کوچک و بزرگ.»
نکته : کاربرد جمله غیر مستقیم معمولا براى تنوع بخشیدن به نوشته است. البته از آن جا که چنین جمله اى، نوشته را به زبان محاوره نزدیک مى کند، باید در کاربرد آن به سبک و حال و هواى اثر توجه داشت. از نمونه هاى خوب کاربرد چنین جمله هایى، آثار «جلال آل احمد» است.
جمله معترضه
جمله معترضه جمله اى است که حذف آن به مفهوم اصلى جمله آسیب نرساند.این گونه جمله معمولا مفهومى از قبیل دعا، نفرین، آرزو. یا توضیح را به مفهوم اصلى جمله مى افزاید. جمله معترضه گاه پس از حرف ربط مى آید و گاه به طور مستقل میان دو خطّ تیره قرار مى گیرد:
معلمم - که روانش شاد باد- در علم ومعرفت بی نظیر بود.
ضمیر واقسام آن

ضمیرکلمه ای است که جانشین اسم می شودو برای جلوگیری از تکرار اسم،به جای آن می نشیند.
رستم پهلوان بزرگی بود هر کس او را می دید.
او ضمیراست و جانشین رستم شده است رستم مرجع ضمیر است.
اقسام ضمیر عبارتند از :
1-شخصی
2-مشترک
3-اشاره
4-پرسشی یا استفهامی
5-تعجبی
6-مبهم
7-ملکی
1- ضمیر شخصی : ضمیرهایی هستند که برای هریک از اشخاص(اول شخص ، دوم شخص و سوم شخص ، مفرد یا جمع ) ساخت جداگانه دارند.

ضمیر شخص دو گونه است : منفصل ، متصل
الف- ضمیر شخصی منفصل یا گسسته ، ضمیری است که به کلمه پیش از خود نمی چسبد و به تنهایی بکار می رود:
من ما
تو شما
او(وی) ایشان
ب - ضمیر شخصی متصل یا پیوسته :ضمیری است که به کلمه پیش از خود می پیوندد و به تنهایی به کار نمی رود .
م مان
ت تان
ش شان
تذکر : وقتی که ضمیر م ، ت ، ش به کلماتی که به ه ختم می شوند افزوده شود الفی به آن اضافه می شود .
میوه ام ، جامه ات
اگر ضمایر متصل به کلمه ای که آخرش ا یا و باشد ی به آن اضافه می شود .
قلم هایم ، ابرویت
2-ضمیر مشترک : ضمیری است که برای همه ساختهای شش گانه یکسان بکار می رود.
خود : خودم ، خودت ، خودش ، خودمان ، خودتان ، خودشان

در زبان فارسی سه ضمیرمشترک وجود دارد: خود ، خویش و خویشتن
تذکر :خود وقتی ضمیر است که به تنهایی بکار رودواگر جزئی از یک کلمه باشد دیگر ضمیر نیست. مثل: خود شناسی ،خود خواهی ،خود کشی. خویشان وخویشاوند وخویشتنداری وامثال این ها کلمات مرکب هستند ونمی توان به عنوان ضمیر به حساب آورد.
3-ضمیر اشاره : ضمیری است که مرجع آن به اشاره ( دور یا نزدیک )معلوم می شود. آن ، اینبه عبارت دیگر به چیز دور یا نزدیک اشاره می کند.. اگر این کلمات به همراه اسم بیایند صفت اشاره و اگر جانشین اسم شوند ضمیر اشاره اند .
علامت ضمیر اشاره آن است که می توان آن راجمع بست.آن ها،این ها یا آنان ،اینان
این کتاب را بگیر و آن را بخوان.
این: صفت آن: ضمیر
دوکلمه ی همین وهمان می توانند به عنوان ضمائر اشاره به کار روند.
4- ضمیر پرسشی : ضمیر پرسشی نیز همان صفات پرسشی هستند که جانشین اسم شده اند :

که ، چه ، کدام ، کدامین ، کی ، کجا ، چگونه
5-ضمیر تعجبی : واژه ” چه ” وقتی که بی همراهی اسم بیاید و مفهوم تعجب و شگفتی را برساند .
چه هوای خوبی ! چه زیباست !
صفت ضمیر
6- ضمیر مبهم : واژه هایی هستند که بر کس یا چیز یا مقدار مبهمی دلالت می کنند به عبارتی در معنی آنها ابهام وجود دارد.:
همه ،همگی ،بعضی، چیز،فلان،هیچ و...
همه آمدند. فلانی ، آدم بسیار خوبی است .
تذکر : بعض ازاین ضمایر ممکن است قبل از اسم بیایند که در این صورت دیگر ضمیر نیستند و صفت مبهم می باشند .
7- ضمیر ملکی : واژه مرکب ازآنِ که به معنی مال ِ یا متعلق به باشد

این کتاب از آن ِ مسعود است .
این واژه در قدیم گاهی به صورت آن ِ به کار می رفته است .
کاربرد و نقش ضمیر ها

ضمیر ها معمولا جانشین اسم هستند از این رو نقش های مختلف اسم را بر عهده می گیرند .
1- نقش نهادی : من فردا به مسافرت می روم . خودت این مطلب را گفتی.
2- نقش مسندی : محمود من هستم. احمد کدام است .
3- نقش مفعولی : تو او را ندیدی . خویشتن را رها ساختم
4- نقش متمی : به آن دست مزن. به خود گفتم.
5- نقش منادایی : ای آن که به اقبال تو در عالم نیست.
6- نقش تمیزی : مرا که پنداشتی ؟
7- نقش قیدی : کجا می روی ؟ چقدر خوابیدی ؟
8-نقش مضاف الیهی : دلم به حالش سوخت. او از گفته خویش پشیمان شد
قید واقسام آن

قید کلمه یا گروه کلمه ها یا جمله ای است که فعل یا صفت یایا قید دیگر یاجمله ای رابه چیزی از قبیل زمان،مکان،مقدار،حالت ،کیفیت ،تأکید وجز آن مقید می کند وبه طور کلی می توان گفت که قید بر خلاف صفت به اسم وجانشین اسم چیزی نمی افزایدمانند:
پرویز تند می رود. (که تند فعل می رود رامقید می سازد وقید کیفیت آن است.)
پرویز خیلی خوب است.(که خیلی قید مقدار است برای خوب که صفت پرویز است.)
پرویز بسیار تند می رود. (که بسیار قید است برای تند که تند هم خودش قید است.)
متأسفانه امروز هوا ابری است.( متأسفانه قید است که جمله ی امروز هواابری است را مقید می سازد.)
تذکّر: علامت مشخصه ی قید آن است که می توان آن را از جمله حذف کرد،بدون اینکه معنی جمله غلط شود.( زیرا قید چیزی به معنی جمله می افزاید،نه اینکه نقص جمله را مانند« متمم یا تمیز »رفع کند.)یعنی در جملات بالا می توان ، « تند، خیلی ، بسیار ،متأسفانه » راحذف کرد.
قیدها به دو دسته تقسیم می شوند : مختص و مشترک.
1-قید مختص : بعضی قید ها فقط نقش قیدی می پذیرند یعنی همیشه به عنوان قید استعمال می شوند. مانند:
ناگهان، هرگز ، هنوز ، البته ، مثلا ، احیانا ً ، اتفاقاً
2- قید مشترک : قیدی است که بتوان آن را به عنوان صفت یا اسم یا جانشین اسم یا فعل هم در جمله ی دیگری به کار برد. مانند: خوب ،بد، روز، شب، خود ،گویی
قید مختص عده ی معدودی بیش نیست اما قید مشترک بیشمار است.
قید ساده(مفرد): قیدی است که فقط یک جزءداشته باشد مانند: همیشه ،هنوز ، خوب ، روز ، شب و...
قید مرکب: قیدی است که بیش از یک جزءداشته باشد مانند: گاه گاه ، سال تاسال ، با خوشحالی ،بی دریغ، زاری کنان دیوانه وار، نا مناسب ، بلاشک و...
قید مؤول:اگر جمله ای به عنوان قید جمله ی دیگر استعمال شودآن را قید مؤول می گویند. در حقیقت اکر جمله ی پیرو برای جمله ی اصلی یا پایه کار قید را انجام دهدآن را قید مؤول می گویند. مانند:
میازار موری که دانه کش است که جان دارد و جان شیرین خوش است
جمله پیرو « که جان دارد و جان شیرین خوش است» ؛ قید علت است برای جمله ی پایه « میازار موری که دانه کش است. »
مثالی دیگر:
تا مرد سخن نگفته باشد عیب وهنرش نهفته باشد
جمله ی پیرو« تا مرد سخن نگفته باشد» قید زمان است برای جمله ی پایه« عیب وهنرش نهفته باشد »
تذکّر: قید مؤول غالباً با یکی از حروف ربط آغاز می شود.
اقسام قید از جهت معنی

قید زمان : زمان وقوع فعل را می رساند مانند: اکنون ، امروز ، همیشه ، همواره ، دیشب ، هنوز، بار ها ، پاسی ، جَلد ، شب ، وقت ، ایام
قید مکان :مکان وقوع فعل را بیان می کند . مانند : اینجا ، آنجا ،بالا ،پایین، نزدیک، بیرون، گوشه
قید مقداریا کمیت : مقدار واندازه را بیان می کند.مانند: کم کم ، زیاد ، فراوان ، بسیار ،همه ، کمابیش،سراسر
قید کیفیت یا چگونگی : که طرز یا چگونگی وقوع فعل را می رساند .مانند: خوب ، به آرامی،آهسته ،بلند ،زیبا ،به سرعت ،درشت
قید حالت یا وصفی : حالت فاعل یا مفعول را در هنگام وقوع فعل می رساند.مانند: افتان و خیزان ، گریان ، شادی کنان، مست ،هوشیار، پیاده ، خوابیده، دست به سینه
قید علت: علت وقوع را بیان می کند. مانند : چرا که ، زیرا که، به دلیل ، از این رو
قید تأکید: هر آینه ، به راستی ، بلکه ، سخت ، ناچار ، بی گمان ، به درستی ، آری
قید تشبیه : همانا ، مانا ، مانند ، اینگونه ، چنین ،چنان همچون
قید ترتیب : انجام ، نخست ، باز ، اول ،دوم ، پیاپی ، لقمه لقمه ، یکباره، دمادم
قید نفی : نه ،هیچ ، خیر، هرگز ، هیچگاه، به هیچ وجه، ابداً ،حاشا
قید استثناء : مگر ، الا، غیر از آنکه ، به جز ، مگر که
قید های تکرار: باز ، دگر ، هم، دوباره ،دیگر بار
قید شک و تردید : شاید ، مگر ، پنداری ، گویی ،گویا، به گمانم
قید تمنی : کاش ،کاشکی ، بشود ،ای کاش
قید تاسف : افسوس ، متاسفانه
قید تعجب : عجبا ، شگفتا
ترکیب نویسی (جدا نویسی وپیوسته نویسی کلمات مرکب)
یکی از مشکلات اصلی در نوشتن املای صحیح کلمات ، جدا نویسی وپیوسته نویسی (انفصال واتّصال) کلمه های مرکب می باشد.این مشکل وقتی مضاعف وپیچیده تر می شود که کتاب های درسی یک کلمه ی مرکب رادریک درس به شکل جدا ودر درسی دیگر به شکل پیوسته نوشته است .کتاب های غیر درسی وجراید نیز هر کدام ساز خود را می نوازند.به هر حال سردر گمی در نوشتن کلمه های مرکب گویا همچنان از دغدغه های معمول در مورد صحت وسقم املای کلمات می باشد.
در دیل برای آشنایی بیشتر « دستور خط فارسی » فرهنگستان ادب فارسی در مورد نوشتن کلمات مرکب آورده شده است .امید که مورد استفاده قرار گیرد:
در باب پیوسته نویسیِ و یا جدانویسیِ ترکیبات در زبان فارسی سه فرض قابل تصوّر است:
1. تدوین قواعدی برای جدانویسیِ همۀ کلماتِ مرکّب و تعیین مواردِ استثنا.
2. تدوین قواعدی برای پیوسته نویسیِ همۀ کلماتِ مرکّب و تعیین مواردِ استثنا.
3. تدوین قواعدی برای جدانویسیِ الزامیِ بعضی از کلماتِ مرکّب و پیوسته نویسیِ بعضی دیگر و دادنِ اختیار در خصوص سایر کلمات به نویسندگان.
فرهنگستان در تدوین و تصویبِ « دستور خطّ فارسی » فرض سوم را ، برگزیده و تنها مواردِ الزامیِ جدانویسی و یا پیوسته نویسی را به شرح زیر معیّن کرده است:

الف) کلمات مرکّبی که الزاماً پیوسته نوشته می شود:

 

1.کلمات مرکّبی که از ترکیب با پیشوند ساخته می شود همیشه جدا نوشته می شود، مگر مرکّبهایی که با پیشوندهای« هم » و « بی » ،« به » با رعایتِ استثناهایی، ساخته می شود و احکام آن در( ص 22 و 23 ) آمده است
2.کلمات مرکّبی که از ترکیب با پسوند ساخته می شود همیشه پیوسته نوشته می شود، مگر هنگامی که:
الف) حرف پایانیِ جزء اوّل با حرفِ آغازی جزء دوم یکسان باشد:
نظام مند، آب بان
ب) جزء اوّلِ آن عدد باشد:
پنج گانه، ده گانه، پانزده گانه
استثنا: بیستگانی (واحد پول)
تبصره: پسوندِ » وارِ »از حیث جدا و یا پیوسته نویسی تابع قاعده ای نیست، در بعضی کلمه ها جدا و در بعضی دیگر پیوسته نوشته می شود:
طوطی وار، فردوسی وار، طاووس وار، پری وار
بزرگوار، سوگوار، خانوار
3.مرکّبهایی که بسیط گونه است:
آبرو، الفبا، آبشار، نیشکر، رختخواب، یکشنبه، پنجشنبه، سیصد، هفتصد، یکتا،
بیستگانی
4.جزء دوم با « آ» آغاز شود و تک هجایی باشد:
گلاب، پساب، خوشاب، دستاس
تبصره: جزء دوم، اگر با « آ» آغاز شود و بیش از یک هجا داشته باشد، از قاعده ای تبعیت نمی کند: گاهی پیوسته نوشته می شود، مانند دلاویز،پیشاهنگ، بسامد، و گاهی جدا، مانند دانش آموز، دل آگاه، زبان آور
5.هرگاه کاهش یا افزایش واجی یا ابدال یا ادغام و مزج یا جابه جاییِ آوایی در داخل آنها روی داده باشد:
چنو، هشیار، ولنگاری، شاهسپرم، نستعلیق، سکنجبین
6.مرکّبی که دست کم یک جزء آن کاربرد مستقل نداشته باشد:
غمخوار، رنگرز، کهربا
7.مرکّبهایی که جدا نوشتن آنها التباس یا ابهام معنایی ایجاد کند:
بهیار (به یار)، بهروز (به روز)، بهنام (به نام)
8.کلمه های مرکّبی که جزء دوم آنها تک هجایی باشد و به صورت رسمی یا نیمه رسمی، جنبۀ سازمانی و اداری و صنفی یافته باشد:
استاندار، بخشدار، کتابدار، قالیشو، آشپز

ب) کلمات مرکّبی که الزاماً جدا نوشته می شود:

 

1.ترکیبهای اضافی (شامل موصوف و صفت، و مضاف و مضاف الیه):
دست کم، شورای عالی، حاص لضرب، صرف نظر، سیب زمینی، آ ب میوه، آب لیمو.
2.جزء دوم با« الف » آغاز شود:
دل انگیز، عقب افتادگی، کم احساس
3.حرف پایانیِ جزء اول با حرف آغازیِ جزء دوم همانند یا هم مخرج باشد:
آیین نامه، پاک کن، کم مصرف، چوب بری، چوب پرده
4.مرکّبهای اتباعی و نیز مرکّبهای متشکل از دو جزء مکرر:
سنگین رنگین، پول مول، تک تک، هق هق
5.مصدر مرکّب و فعل مرکّب:
سخن گفتن، نگاه داشتن، سخن گفتم، نگاه داشتم
6.مرکّبهایی که یک جزء آنها کلمۀ دخیل باشد:
خوش پُز، شیک پوش، پاگون دار
7.عبارتهای عربی که شامل چند جزء باشد:
مع ذلک، من بعد، علی هذا، ان شاء الله، مع هذا، باری تعالی، حق تعالی، علی ای حال.
تبصره: هر دو صورت نوشتاریِ « بسمه تعالی » و « باسمه تعالی » جایز است.
8.یک جزء از واژ ه های مرکّب عدد باشد:
پنج تن، هفت گنبد، هشت بهشت، نه فلک، ده چرخه
تبصره: به استثنای عدد یک، که بسته به مورد و با توجّه به قواعد دیگر، با هردو املا صحیح است:
یکسویه/ یک سویه؛ یکشنبه/ یک شنبه؛ یکسره/ یک سره؛ یکپارچه/ یک پارچه
9.کلمه های مرکّبی که جزء اوّل آنها به های بیان حرکت ختم شود
(های بیان حرکت در حکم حرف منفصل است):
بهانه گیر، پایه دار، کناره گیر
تبصره: کلمه هایی مانند تشنگان، خفتگان، هفتگی، بچگی که در ترکیب، میانجی آمده « گِ» هایِ بیانِ حرکتِ آنها حذف شده و به جای آن است، از این قاعده مستثناست
10 .کلمه با پیوسته نویسی، طولانی یا نامأنوس یا احیاناً پردندانه شود:
عافیت طلبی، مصلحت بین، پاک ضمیر، حقیقت جو
11 .هرگاه یکی از اجزای کلمۀ مرکّب دارای چندگونۀ مختوم به حرفِ منفصل و حرفِ متصّل باشد، چون جدانویسیِ گونه یا گونه های مختوم به حرفِ منفصل اجباری است به تبع آن جدانویسیِ گونه یا گونه های دیگر نیز منطقی تر است:
پابرهنه/ پای برهنه؛ پامال/ پای مال
12 .یک جزء کلمۀ مرکّب صفتِ مفعولی یا صفتِ فاعلی باشد:
اجل رسیده، نمک پرورده، اخلال کننده، پاک کننده
13 .یک جزء آن اسم خاص باشد:
سعدی صفت، عیسی دم، عیسی رشتۀ مریم بافته
14 .جزء آغازی یا پایانیِ آن بسامد زیاد داشته باشد:
نیک بخت، هفت پیکر، شاه نشین، سیه چشم
15 .هرگاه با پیوسته نویسی، اجزای ترکیب معلوم نشود و احیاناً ابهام معنایی پدید آید:
پاک نام، پاک دامن، پاک رای، خوش بیاری

آموزش دستور زبان به زبان ساده-

انواع فعل

فعل کلمه ای است که برانجام کاری یا روی دادن حالتی وصفتی دریکی از سه زمان دلالت می کند
صیغه ی فعل: آن است که بر مفهوم زمان وشخص از نظر مفرد وجمع بودن دلالت دارد.
اول شخص مفرد شنیدم اول شخص جمع شنیدیم
دوم شخص مفرد شنیدی دوم شخص جمع شنیدید
سوم شخص مفرد شنید سوم شخص جمع شنیدند
بُن(ماده)ریشه:جزءثابتی است که در همه ی صیغه های فعل ماضی یامضارع وجود دارد را بُن یا ماده ی فعل می گویند.
بُن ماضی= مصدر مرخّم=سوم شخص مفرد ماضی مطلق.مثال:خورد ، گفت ، شنید
بُن مضارع= دوم شخص مفرد فعل امر- « ﺑ » مثال:خور، گو ، شنو
شناسه ی فعل :جزءمتغیری است که برشخص ومفرد وجمع بودن دلالت دارد.
که به آن هاضمایر متصل فاعلی هم می گویند: م – ی – د – یم – ید - ند
زد م می روم
زد ی می روی
زد می رود
زد ی می رویم
زد ید می روید
زد ند می روند
اقسام فعل ازنظر زمان
الف)فعل ماضی یا گذشته ب) مضارع یا حال ج) مستقبل یا آینده
الف)فعل ماضی :
فعلی است که در زمان گذشته روی داده است.
مانند : زدم ، می زدم ، زده بودم
فعل ماضی بر 5 نوع است :
ماضی مطلق
ماضی استمراری
ماضی نقلی
ماضی بعید
ماضی التزامی
1- ماضی مطلق : فعلی است که در گذشته به طور ساده(مطلق) انجام گرفته است. خواه به زمان حال نزدیک و پیوسته و خواه دور باشد .وآن از بن ماضی وافزودن شناسه های لازم ساخته می شود:
پارسال این کتاب را خریدم .
مسعود الآن به خانه آمد .
آمدم آمدیم
آمدی آمدید
آمد آمدند
2- ماضی استمراری ،آن است که دلالت کند بر صدور فعل در زمان گذشته به طریق استمرار و تکرار و تدریج و علامت آن " می " یا " همی " است در اول ماضی مطلق :
روزها در س می خواند .
شب ها کار می کردند .
گاهی نیزبا افزودن«می»یا «همی»در اول ماضی مطلق ویا(ی)در آخر ماضی مطلق ویا(می)در اول(ی)درآخروگاهی نیز(همی)دراول(ی)در آخر ماضی مطلق ساخته می شود.مانند:
همی دیدم - می دیدمی- دیدمی- همی دیدمی
می رفتم می رفتیم
می رفتی می رفتید
می رفت می رفتند
3- ماضی نقلی : فعلی است که از گذشته آغاز شده ومعمولاًتاحال ادامه دارد واز صفت مفعولی فعلی که می خواهیم بسازیم و(ام،ای،است،ایم،اید،اند) ساخته می شود. مانند:
سهراب ایستاده است .
یوسف نشسته است.
رفته ام رفته ایم
رفته ای رفته اید
رفته است رفته اند
4- ماضی بعید یا دور :
فعلی است که در گذشته ی دور انجام یافته است واز صفت مفعولی فعل مورد نظر با ماضی مطلق« بودن» ساخته می شود.مانند :
مسعود ، دیروز بازار رفته بود .
بهرام ، بامداد اینجا آمده بود .
رفته بودم رفته بودیم
رفته بودی رفته بودید
رفته بود رفته بودند
5- ماضی التزامی : فعلی است که برانجام کاری در گذشته همراه با شک و تردید و خواهش و آرزو و مانند دلالت دارد.مانند:
باید آمده باشد .
شاید شنیده باشد.
به گمانم دیده باشند.
رفته باشم رفته باشیم
رفته باشی رفته باشید
رفته باشد رفته باشند
نکته1) ماضی ابعد یا دورتر :
از ترکیب صفت مفعولی فعل مورد نظروماضی نقلی بودن ساخته می شود .
نکته 2) ماضی ملموس:
فعلی است که انجام کاری را در گذشته که در حال اتفاق افتادن بوده است،می رساند .مانند:
پدرم داشت ناهار می خورد.
ب ) فعل مضارع :فعلی است که بر انجام کاری یا روی دادن حالتی وصفتی در زمان حال یا آینده دلالت می کند.
می گویم –همی گوید –می رود- می خوانیم
فعل مضارع سه قسم است:
مضارع اخباری
مضارع التزامی
مضارع ملموس (در جریان)
مضارع اخباری: مضارع اخباری بر انجام کاری در زمان حال به طور قطعی به کار می رود.
مضارع اخباری به کمک بن مضارع فعل مورد نظر وشناسه ها(ضمایر متصل فاعلی)ساخته می شود. : می+ رو + م= می روم
می روم می رویم
می روی می روید
می رود می روند
2- مضارع التزامی:
مضارع التزامی فعلی است که بر انجام کاری در زمان حال یا آینده همراه با شک و دودلی و تردید دلالت دارد.
طریقه ی ساخت آن:هر گاه به جای «می» درمضارع اخباری «ڊ»قرار دهیم ،فعل به صورت مضارع التزامی در می آید.مثال:
« می رود » مضارع اخباری است.
« برود » مضارع التزامی است
بروم برویم
بروی بروید
برود بروند
3- مضارع ملموس(در جریان): مضارع ملموس برانجام کاری یاروی دادن حالت وصفتی در زمان حال یاآینده ی نزدیک به صورت استمرار دلالت دارد.
مثال: حسین دارد می نویسد.
طرز ساخت آن چنین است:مضارع مصدر داشتن +مضارع اخباری فعل مورد نظر
دارم می بینم داریم می بینیم
داری می بینی دارید می بینید
دارد می بیند دارند می بینند
ج ) مستقبل یا آینده: مستقبل یا آینده برانجام کاری در آینده دلالت می کند.فعل مستقبل رااز فعل مضارع خواستن وبن ماضی فعل مورد نظر می سازند. ، مثل : خواهم رفت . خواهد آمد
خواهم خواند خواهیم خواند
خواهی خواند خواهید خواند
خواهد خواند خواهند خواند
اقسام فعل از نظر معنی
لازم)ناگذرا) ، متعدی (گذرا)، ذووجهین
فعل لازم :آن است که معنی ومفهوم آن با فاعل کامل شود و احتیاج به مفعول نداشته باشد. مثال:حسن رفت .
فعل متعدی :آن است که معنی ومفهوم آن با فاعل کامل نمی شودوبه مفعول نیازمند است.
مثال: برادرتو کتاب را آورد
فعل ذووجهین :آن است که گاهی لازم و گاهی متعدی استعمال گردد .
مثال:درخت شکست ، درخت را شکستم
اگربخواهند فعل لازمی رامتعدی کنند به آخردوم شخص مفرد فعل امرآن « انیدن » یا« اندن » اضافه می کنند.
خند = خندانیدن ، خنداندن دو = دوانیدن ، دواندن
برخی از افعال دو وجهی عبارتند از:سوختن،ریختن،پختن،شکستن،آمیختن،افروختن
افعال معلوم و مجهول
فعل معلوم : فعلی است که به فاعل نسبت داده شود : علی آمد . بهرام رفت .
فعل مجهول : فعلی است که به مفعول نسبت داده شود : سهراب کشته شد . فرهاد زده شد.
فعل مجهول بیشتر با فعل« شدن » صرف می شود و با فعل : گردیدن ، آمدن و افتادن نیز می تواند صرف شود.
طرز ساختن فعل مجهول:
ماضی مجهول= صفت مفعولی + ماضی فعل های کمکی مثل:زده شد
مضارع مجهول= صفت مفعولی +مضارع افعال کمکی مثل:زده می شوم
وجوه افعال
وجه اخباری ، وجه التزامی ، وجه شرطی ، وجه امری ، وجه وصفی ، وجه مصدری
وجه اخباری : آن است که وقوع کاری را به طریق خبر بیان کند(در یکی از زمان ها) : رفتم ، زدم ، خواهم رفت
وجه التزامی :آن است که کار را به طریق شک و دودلی و آرزو و خواهش و مانند آن بیان کند :می خواهم بروم . شاید بیایم . گمان می کنم آمده باشد .
وجه شرطی : آن است که کار را به طور شرط بیان نماید : اگر رفتی ، بردی و اگر خفتی . اگر نیایی ، من نخواهم رفت .
نکته : گاهی در نظم و نثر ، علامت جمله ی شرطی مانند : اگر ، هر گاه ... حذف می شود .
وجه امری : آن است که کار را به طور حکم و خواهش و فرمان بیان نماید : برو ، بروید ، بگو ، بگویید.
نکته: امر منفی را نهی می گویند و جز وجه امری به شمار می آید : مرو ، مشنوید .
نکته :در فعل امر گاهی به جهت تاکید یا استمرار ، لفظ " می " می آورند :
می باش به جد وجهد در کار دامان طلب زدست مگذار
وجه وصفی : آن است که فعل به صورت ِ صفت و در معنی ِ فعل باشد . فعل وصفی با فاعل مطابقت نمی کند و همیشه مفرد است : استاد آمده ، به درس شروع کرد . شکارچی به شکار رفته ، آهویی صید کرد .فعلی که بعد از وجه مصدری می آید باید بتواند وجه مصدری راکامل کند.مثال:امروز به مدرسه رفته ودرس خوانده ام. که «ام»معنی رفته را کامل کرده است.
وجه مصدری : فعلی است که به صورت اسم (مصدر ودر معنی فعل )در آمده باشد : باید رفتن . نشاید گفتن . نیارم شنیدن .
وجه مصدری غالباًبعد از یکی از افعال معین(بایستن ،شایستن،توانستنِ ،یارستن)می آید.
افعال معین
فعل معین( کمکی)، مقصود از افعال کمکی افعالی هستند که قبل از فعل اصلی می آیند وبا آن فعل اصلی تشکیل نوعی فعل می دهند یا حالت مخصوصی برای آن ایجاد می کنند.
خواستن ← خواهم گفت
بایستن ← باید خورد
شایستن ← نشاید رفت
توانستن ← نتوان مُرد به ذلت
یارستن(جرأت کردن) ← نیارست خفت
داشتن ← داشتم می رفتم
شدن← می شود گفت
فعل دعا
فعل دعا از سوم شخص مضارع ساخته می شود.به این صورت که بین«د»آخر وحرف قبل ازآن« ا» آورده می شود.مثال:
کند ← کناد
ریزد ← ریزاد
اگر بخواهند فعل دعا را منفی کنند دراول کلمه ی دعا« ﻣ »در می آورند. ریزاد ← مریزاد باد ← مباد
گاهی نیز «ا» بعد از فعل دعا اضافه می کنند.
باد ← بادا مباد ← مبادا
انواع فعل بر اساس ساختمان
در زبان فارسي فعل از جهت ساختمان سه نوع است :
فعل ساده:فعلي كه مصدر آن بيش از يك كلمه نباشد. آفريدن ، طلبيدن
فعل پيشوندي : فعلي است كه از يك پيشوندو يك فعل ساده ساخته مي شود . بر داشتن ، باز داشتن
فعل مركب: فعل مركب فعلي است كه از يك صفت يا اسم با يك فعل ساده ساخته مي شود و مجموعا يك معني را بيان مي كند . پراكنده كردن ، سر رفتن، زمین خوردن
فعلهای چند شکلی : بن ماضی برخی فعلها به چند شکل به کار می رود .
در نتیجه مصدر آنها نیز چند گونه است در حالی که بن مضارع آنها اغلب یکسان است .
مصدر بن ماضی بن مضارع
کشتن کشت کار
کاشتن کاشت کار
کاریدن کارید کار
گشادن گشاد گشا
گشودن گشود گشا
فعل منفي- فعل نهي
فعل منفي بر انجام نگرفتن كار يا نداشتن حالت يا نبودن امري دلالت مي كند. نگفت ، نخورید
امر منفي را فعل نهي مي گويند . نشنو ، مزن
انواع اسم درزبان فارسی
اسم
کلمه ای است که برای نامیدن انسان حیوان ،گیاه ، چیزی یا برای نامیدن کاری (مصدر)به کارمی رود.
مثال: محمّد، مرد، اسب، سیب، کتاب
خواندن، دیدن ( مصدر خودش از نوع اسم است)
اقسام اسم
مفرد و جمع
1-مفرد ، آن اسمی است که بر یکی دلالت کند : مرد ، شیر ، باغ ، پسر ، خانه
2-جمع ، آن اسمی است که بر دو یا بیشتر دلالت کند : مردان ، شیران ، باغ ها ، خوبی ها ، بدی ها
اسم جمع
اسم اگر به ظاهر مفرد و در معنی ، جمع باشد آن را اسم جمع می گویند :
دسته ، رمه ، گله ، طایفه ، لشکر ، خانواده
اسم جمع جزﺀ دسته ی مفرد است ونشانه ی آن این است که می توان آن را جمع بست: لشکرها،گله ها
علائم جمع در فارسی
علامت جمع در زبان فارسی ، ( ان یا ها ) است که به آخر کلمات اضافه می شود .
در زبان فارسی بعضی از کلمات را تنها با (ان ) جمع می بندند و برخی با (ها ) و بعضی را با ( ان و ها ) هر دو جمع می بندند.
1- جانداران با (ان) جمع بسته می شوند :
مردان ، زنان ، پسران ، شیران ، مرغان
2- جماد و اسم معنی با (ها ) جمع بسته می شود :
سنگ ها ، فرش ها ، کتاب ها ، رنج ها ، خوبی ها ، بدی ها
3- رستنی ها ( نباتات ) را با (ها و ان ) جمع می بندند :
درخت ها ، درختان نهال ها ، نهالان
امااجزاﺀ نباتات با(ها)جمع بسته می شوند: ریشه ها ، شاخه ها، تنه ها
4- اعضا بدن آنهایی که جفت است بیشتر با (ها و ان )جمع بسته می شود : چشمها ، چشمان
اعضای بدنی که جفت هستند و جمع بستن آنها با (ها و ان) صحیح است به شرح زیر است :
چشم ، ابرو ، مژه ، رخساره ، رخ ، لب ، زلف ، گیسو ، زلفک ، دست ، انگشت ، بازو ، زانو، رگ ، روده
5- بعضی از کلمات که زمان را می رسانند با ( ها و ان ) جمع بسته می شود : شب ، روز ، سال ، ماه ، روزگار
در کلماتی که به )ه(غیرملفوظ ختم می شوند در جمع )ه( آنها به )گ( تبدیل می شود : بنده - بندگان ، تشنه -تشنگان که بهتر است )ه( را باقی بگذارند و از نوع دیگر جمع استفاده کنند مثلاً بنده ها ، تشنه ها
البته از نظر آواشناسی این تبدیل،تبدیل(ه به -ِ)است واین(گ)صامت میانجی است.

کلماتی که مختوم به ) الف یا و( باشند در جمع به )ان( عموماً پیش از علامت جمع ) ی ( صامت میانجی افزوده می شود : دانا - دانایان ، بینا - بینایان ، پیشوا -پیشوایان
و در جمع با ) ها( افزودن )ی(بهتراست جای - جای ها ، مو - موی ها ، پا - پای ها

کلمه ی "نیا" که به معنی "جد" است در جمع ، پیش از علامت جمع )ک( اضافه می شود و می شود : نیاکان ، چون در اصل این کلمه نیاک بوده و در جمع به اصل خود باز می گردد
کلمات زیر بر خلاف معمول ، همانند عربی با )ات( جمع بسته شده اند و صحیح ، آن است که از استعمال آنها خودداری شود :
باغ -باغات ، ده - دهات ، کارخانه - کارخانه جات ، میوه - میوه جات ، جات ، نوشته - نوشته جات ، حواله - حواله جات ، روزنامه - روزنامه جات ، پند - پندیّات ، دسته - دسته جات ، شمیران - شمیرانات
اسم عام واسم خاص
اسم عام یا اسم جنس آن اسمی است که افراد همجنس راشامل می شود ودر میان افراد همجنس مشترک استو بر هر یک از آنها دلالت کند .
مرد ، پسر، اسب ، باغ ، درخت
اسم خاص یا اسم عَلَم آن اسمی است که بر شخص یاچیز مخصوص و معین دلالت می کندوآن را اسم علم هم نامیده اند.
حسن ، اسفندیار ، رستم ، مهرداد ، بهروز ، تبریز ، تهران
اسم خاص را جمع نمی بندند مگر در مواردی که مقصود از آن مثال یا مانند و نوع باشد : ایران در دامن خود فردوسی ها و سعدی ها و حافظ ها پرورده است .
که مقصود همانند فردوسی و سعدی و حافظ است و در حکم اسم عام می باشد و توسط " ها " جمع بسته می شود . ( این نوع جمع بستن از اروپاییان تقلید شده و در زبان فارسی در چنین مواردی از کلمه ی امثال استفاده می شد : ( امثال سعدی و حافظ )
اسم ذات و اسم معنی
اسم ذات: اسم اگر مفهومش درخودش باشد و وجودش وابسته به دیگری نباشد آن را اسم ذات گویند: جامه ، نامه ، مرد ، پسر ، بلبل ، دیوار ، زاغ
اسم معنی اسمی اگر مفهومش به چیز دیگر وابسته باشد آن را اسم معنی می گویند :
هوش ، شجاعت،رنجش ، دانش ، کوشش ، سفیدی، راستی
معرفه و نکره
معرفه ، اسمی است که در نزد مخاطب ، معلوم ومعین باشد ، مثلا اگر کسی به مخاطب بگوید : " عاقبت خانه را فروختم و دکان ها را خریدم . " مقصود خانه و دکان هایی است که شما از آنها اطلاع دارید .
نکره ، اسمی است که در نزد مخاطب ، معلوم و معین نیست ، " مردی را دیدم " " دوستی را دیدم "
مردی و دوستی برای شنونده معین و مشخص نیست
علامت اسم نکره )ی ( است که به آخر اسم اضافه می شود . مانند: " پیرزنی "
)یک)اگر به معنی عدد نباشد: بلاخره یک شب به خانه ی شما می آیم.
گاهی به جای )ی ( نکره ، کلمه ی) یکی (پیش ازاسم می آید.
یکی گربه در خانه ی زال بود که برکشته ایام و بد حال بود

گاهی اسم را هم ذکر نمی کنند و به همان کلمه ی) یکی (اکتفا می کنند .
یکی بر سر شاخ و بن می برید خدواند بستان نظر کرد و دید

اگر بخواهیم اسم نکره یی را معرفه کنیم ) ی ( نکره را از آخر آن حذف می کنیم
گاهی کلمه ی ) آن یا این ( پیش از اسم می آوریم و آن را معرفه می کنیم .
بسیط و مرکب
اسم بسیط یا ساده آن اسمی است که یک کلمه و بی جزء باشد : دست ، پا ، مرغ ، کار ، خانه
اسم مرکب یا آمیخته آن اسمی است که از دو کلمه یا بیشتر ترکیب شده باشد واجزاﺀآن قابل تفکیک باشد: کارخانه ، باغبان ، کاروانسرا ، پدر زن، شتر مرغ
از اسم مرکب باید حد اقل یک جزﺀآن معنی بدهد واجزاﺀدیگر در تغییر معنی کلمه مرکب دخالت داشته باشند.مثل :خوبی که مرکب است از خوب که صفت است و(ی )مصدری که آن را تبدیل به اسم کرده است.
اسم مرکب ممکن است از کلمات زیر ترکیب شود :
1- از دو اسم : گلاب ، سراپرده ، کارخانه
2- از دو فعل : کشاکش ،هست و نیست ، بود و نبود
3- از اسم و صفت : نوروز ، سفید رود ، سیاه کوه
4- از عدد و اسم : چارپا ، چارسو ، سه خواهر
5- از فعل و صفت : شادباش ، زنده باد
6- ازدو مصدر:رفت وآمد ،تاخت وتاز،برد و باخت
7- از مصدر و اسم مصدر : جستجو ، گفتگو
8- از اسم و پساوند : باغبان ، دهکده ، جویبار
اگر بخواهند دو کلمه یا بیشتر را ترکیب کنند ، به قرار زیر این کار انجام می شود :
1- به خودی خود : باغبان
2- با کسره اضافه: پشتِ پا،دردِسر
3- با حذف کسره ی اضافه : سرمایه ، پدرزن
4- با تقدم مضاف الیه بر مضاف : گلاب ، کارخانه
5- با واسطه ی ( ا یا و یا تا ) که میان دو کلمه افزوده شود : شبانه روز ، بناگوش ، زناشویی ،چون وچرا،سرتا سر
6- ازدوکلمه ی مکرر : قطره قطره،دانه دانه
در کلمات ِ جست و جو ، گفت و گو ، خان و مان ، می توان "واو" را ننوشت : جستجو ، گفتگو ، خانمان
در اسم مرکب : علامت جمع به آخر ، افزوده می شود : کارخانه ها ، سرمایه ها ، صاحبدلان ، توانگرزادگان
جامدومشتق
اسم جامد،اسمی است که ازکلمه دیگر گرفته نشده باشدیا به عبارتی در ساختمان آن بن ماضی و مضارع نیامده باشد: رخ ،دست ،شادی ،انسان
اسم مشتق، اسمی است که ازکلمه دیگرفعل(بن ماضی یا مضارع) گرفته شده باشد: دیدار،خواهش،بخشش،دلخواه ،خسته ،خنده
اسم مصغر
اسم مصغر ،اسمی است که برخردی وکوچکی مسمّا دلالت دارد:
پسرک ، طفلک، باغچه ،دریاچه ،خواجو
اسم آلت
اسم آلت ،اسمی اسمی است که برابزارکاردلالت داردوبر سه نوع است:
اسم ساده وجامد: انبر،چکش
اسم مرکب وجامد:گلدان
اسم مرکب ومشتق:تابه ،رنده،مگس کش ،کباب پز
اسم صوت
اسم صوت، لفظی است مرکب که معمولا از صداهای طبیعی گرفته شده و بیانگر صداهایی از قبیل صوت خاص انسان یا حیوان ، صوت خواندن و راندن جانوران و صوت به هم خوردن چیزی به چیزی است :
قاه قاه - مِنّ و مِنّ - قار قار -کیش کیش – شارت وشورت –چلپ وچلوپ و ...
اسم مصدروحاصل مصدر
اسم مصدر ،کلمه ای است بجز مصدرونشان مصدر نداردولی از فعل(بن ماضی یامضارع)به اضافه پسوند ساخته شده است. بنابر این مشتق است: آفرینش،خورشت،ورزش،خنده،دیدار،کردار،ناله سوزوگداز،حنابندان
حاصل مصدر ،کلمه ای است غیراز مصدر وریشه فعلی نداردواز ترکیب صفت با (ی) مصدری وگاهی از ترکیب (ی)مصدری با ضمیروصفت شمارشی ساخته می شود: خستگی،بزرگی ،منی ،خوبی، دویی ،مردی، یکی
شرط (ی)مصدری آن است که به جای آن بتوان کلمه ی بودن یاپس ازآن کلمه ی کردن را گذاشت :( خوبی) به معنی، خوب بودن یا خوبی کردن مصدرها و اسم مصدرها همگی اسم معنی هستند: گفتن- دیدن- پرسیدن- گفتار - دیدار - پرسش
مقایسه اسم ها
مترادف ، متضاد و متشابه
مترادف ، دو کلمه را گوید که در صورت ، مختلف و در معنی یکسان باشند : مرز و بوم ، غم واندوه ، برگ و توشه ، جانور و حیوان
متضاد ، دو کلمه ای که در صورت ، مختلف و در معنی ضد هم باشند : جنگ و آشتی ، خوبی و بدی ، صلح و جنگ ، رفت و آمد ، دوستی و دشمنی
متشابه ، دو کلمه که در تلفظ تقریبا یکسان باشند و در نوشتن مختلف : خوار ، خار - خورده ، خرده - خاستن ، خواستن ،عمل و امل ، تحدید وتهدید
آموزش دستور زبان به زبان ساده – انواع صفت
صفت
صفت کلمه ای است که اسم یا جانشین اسم یا گروه اسمیِ همراه خود را توصیف می کند و یکی از وابسته های اسم به شمار می رود. یا:
واژه یا گروهی از واژه هاست که درباره اسم توضیحی می دهد و یکی از خصوصیات اسم را بیان می کند.
صفت از حیث مفهوم 6 نوع است :
1- صفت بیانی
2 - صفت اشاره ای
3- صفت شمارشی
4 - صفت پرسشی
5 - صفت تعجبی
6 - صفت مبهم
صفت فاعلی :
صفتی است که بر کننده کار دلالت کند. و از حیث ساختمان هفت گونه است.
1- بن مضارع + نده : گیرنده ، خواننده ، راننده ، بیننده
2- بن مضارع +ان : گریان خندان ،شتابان ، روان
3- بن مضارع + ا: دانا ، شنوا ، گویا ، گیرا
4- بن ماضی و بندرت بن مضارع + ار: خریدار ،پرستار
5- بن ماضی یا مضارع +گار : آفریدگار ، آموزگار
6- اسم معنی وبندرت صفت یا بن فعل +گر: دادگر ، سفیدگر
7- اسم معنی و بندرت صفت یا بن فعل +کار : ستمکار، تراشکار
تذکر:
پسوند گر و کار در آخر اسم ذات صفتی می سازد که بر پیشه و حرفه دلالت می کند.
مثل: زرگر، آهنکار آهنگر - مسگر - سیمان کار
صفت فاعلی + پسوند ان گاهی تکرار می شود و قید می سازد:
مثل: دوان دوان لرزان لرزان - پرسان پرسان
گاهی ساخت فعل امر نوعی صفت فاعلی می سازد :
مثل: بزن برو برو ، بدو، بگو بخند ، بزن برو، بساز بفروش، دلبخواه
بن مضارع +اسم یا کلمه دیگر نوعی صفت فاعلی مرکب می سازد :
مثل: دانشجو درس خوان خدا پرست - دلپذیر -کامبخش - آرام بخش
صفت مفعولی:
صفت مفعولی که آن را اسم مفعول نیز نامیده اند صفتی است که معنی مفعولیت دارد ، یعنی کاربر آن واقع می شود.
گرفت + ه = گرفته
شنید + ه = شنیده
خواند+ ه= خوانده
نوشت + ه = نوشته
گاهی لفظ «شده »را نیز که خود صفت مفعولی « شدن » است به این ترکیب می افزایند : شنیده شده ، دزدیده شده
تذکر:
۱-اگر به اول صفت مفعولی اسم یا صفتی افزوده شود گاهی« ه» می افتد.
گل اندوده = گل اندود
پشمالوده = پشم آلود
۲- برخی از صفت های مفعولی که از فعلهای لازم و بندرت فعلهای متعدی می آیند معنی صفت فاعلی دارند : رفته ، خوابیده، ایستاده
صفت نسبی :
صفتی است که به کسی یا جایی یا جانوری یا چیزی نسبت داده شود و ان بیشتر با افزودن پسوندهای « ی ، ین ، ینه ، های بیان حرکت گان ، انه ، انی ، چی» به آخر اسم یا صفت و به ندرت ضمیرساخته می شود:
ی : محسنی ، تهرانی ، .... ین : نمکین ، سیمین ، ....
ینه : پشمینه ، سیمینه ، .... ه : دورویه ، یک شنبه ، ....
گان : گروگان ، رایگان (= راهگان ) و ... انه : سالانه ، روزانه ، مردانه ، ....
انی : روحانی ، جسمانی ، .... گانه : دوگانه ، سه گانه ، .....
چی : انزلیچی ، گمرکچی ، ....
صفت لیاقت: صفتی است که شایستگی و قابلیت موصوف را می رساند و آن با افزودن ی به آخر مصدر ساخته می شود .
خواندن+ ی= خواندنی
دیدن+ ی= دیدنی
شنیدن+ ی= شنیدنی
نوشتن+ ی= نوشتنی
آشامیدن+ ی= آشامیدنی
خوردن + ی = خوردنی
درجات صفت بیانی
صفت بیانی از حیث درجه (3) گونه است :
1 . صفت مطلق :
خوب - باهوش - بزرگ سعید با هوش است .
2 . صفت برتر (تفضیلی) :
صفت برتر با افزودن «تر» به آخر صفت مطلق پدید می آید :
خوبتر - با هوش تر - بزرگ تر
سعید از حمید با هوشتر است
سعید از حمید ، مجید و وحید باهوشتر است .
3. صفت برترین ( عالی): نشانه صفت برترین ، پسوند «ترین» است که به آخر صفت مطلق افزوده می شود:
خوب ترین- باهوش ترین - بزرگ ترین
اهواز، بزرگ ترین شهرهای خوزستان است .
امین، با هوش ترین شاگرد کلاس است .
صفت اشاره :
صفت اشاره در اصل دو لفظ « این» و «آن» است وقتی که همراه اسمی بیایند و بدان اشاره کنند :
این : برای اشاره به نزدیک
آن : برای اشاره به دور
این جزوه را آن روز در دانشگاه به ما دادند .
صفت اشاره به صورتهای زیر دیده می شود:
الف- این و آن بدون همراهی با کلماتی دیگر که تنها برای اشاره است. این کتاب
ب- برای اشاره و تاکید که با «هم» ترکیب می شوند : همین، همان
ج- برای اشاره و بیان تشبیه و چگونگی به همراه کلماتی مانند :
چون ، گونه ، سان : چنین ، چنان ، این گونه ، آن جور
د-برای اشاره و تاکید همراه کلماتی مانند : قدر ، مقدار ، همه :
این قدر، همان اندازه ، همین قدر
صفت شمارشی
کلمه ای که شماره یا ترتیب مفهوم یا مصداق اسمی را می رساند صفت شمارشی نامیده می شود . به صفت شمارشی معمولاً عدد می گویند . صفت شمارشی بر(4) قسم است :
صفت شمارشی ساده، صفت شمارشی ترتیبی، صفت شمارشی کسری، و صفت شمارشی توزیعی .
1. صفت شمارشی ساده :
هرگاه اعداد اصلی قبل از اسم واقع شوند و آن را وصف کنند. صفت شمارشی ساده نامیده می شوند. اعداد اصلی عبارت است از :
یک، دو ، ... ده، یازده، ... بیست ویک، ...صد،هزار،میلیون، میلیارد ...
2 . صفت شمارشی ترتیبی: که ترتیب قرار گرفتن موصوف (معدود) را می رساند و با افزوده شدن پسوند «-ُ م » یا «-ُمین» به صفت شمارشی ساده ساخته می شود : چهارم ، چهارمین . صدم ، صدمین . هزارم ، هزارمین
بعضی صفت های شمارشی از این قاعده پیروی نمی کنند. مثل: اول، آخر، نخست ، نخستین ، آخرین
3. صفت شمارشی کسری (عدد کسری) . که یک یا چند جزء از یک یا چند واحد را می رساند:
یک پنجم- شانزده هزارم- دو سوم - نود درصد .
4 . صفت شمارشی توزیعی: که از تکرار صفت شمارشی اصلی به دست می آید: یک یک - یکایک - یک به یک
صفت پرسشی
صفتی است که با آن از نوع یا چگونگی یا مقدار موصوف پرسش کنند، مانند چه ، کدام ، چگونه ، چند
صفت پرسشی از نظر مفهوم سه گونه است :
الف- صفت پرسشی که با آن از نوع یا چگونگی با از نام و نشان موصوف می پرسند : چه ، کدام ، چطور ، چگونه
ب-صفت پرسشی که با آن از ترتیب یا مقام موصوف پرسش کنند: چندم ، چندمین
ج- صفت پرسشی که با آن از مقدار و شماره موصوف پرسیده می شود: چند، چقدر ، چه مقدار
صفت تعجبی
صفت تعجبی، صفتی است که همراه اسم می آید و شگفتی و تعجب گوینده را از چگونگی یا مقدار موصوف می رساند و خود با آهنگ مخصوص تعجب ادا می شود :چه خط زیبایی!
صفت مبهم
صفت مبهم، صفتی است که همراه اسم می آید و نوع یا چگونگی یا شماره و مقدرآن رابه طور نامعین و آمیخته با ابهام بیان می کند . صفت های مبهم عبارتند از :
« هر ، همه ، دیگر، هیچ ، چند ، چندین ، چندان ، بهمان ، فلان »
هر حرفی را نباید زد . همه دانشجویان آمدند .
به کتاب دیگر نیز مراجعه کن هیچ مطلبی پیدا نکردم .
صفت پسین
هر صفتی که پس از موصوف بیاید صفت پسین نامیده می شود، مانند: کار خوب- مهارت چندان = کلاس پنجم
بیشتر صفت های بیانی به صورت صفت پسین به کار می روند
صفت پیشین
هر صفتی که پیش از موصوف بیاید صفت پیشین نامیده می شود . صفت های اشاره، پرسشی، تعجبی، و مبهم جز در موارد نادر به صورت صفت پیشین به کار می روند :
آن کتاب کدام کتاب

انواع اضافه به زبان ساده
تعریف اضافه
اضافه آن است كه اسمي را به اسم ديگري نسبت دهيم. نشانه نسبت كسره اي است كه ميان آن دو مي آيد.
مثال: مدادِ حسن، خانه ي علي
اقسام اضافه
• اضافه تخصيصي
• اضافه ملكي
• اضافه تشبيهي
• اضافه استعاري
• اضافه توضيحي
• اضافه بياني
• اضافه مقارنت
• اضافه بنوت
اضافه تخصيصي
• در اين نوع از اضافه، مضاف به مضاف اليه اختصاص دارد.
مثال : دراطاق ،گودال آب،زنگ مدرسه
اضافه ملكي(تملیکی)
• اضافه ملكي: در اين نوع از اضافه، ميان مضاف و مضاف اليه رابطه مالك وملك بر قرار است .
مثال : صاحب باغ، کتاب داریوش،
خانه ی احمد
اضافه تشبيهي
• اضافه تشبيهي : در اين اضافه ميان مضاف و مضاف اليه رابطه شباهت برقرار است.
مثال : قد سرو، ابروی کمان، لب لعل ،مهد زمین
فراش باد،تیر مژگان
اضافه استعاري
• اضافه استعاري: در اين نوع از اضافه، مضاف در غير از معني حقيقي خود استعمال شده باشد.
مثال : دست روز گا ر،چشم روزگار،
روی سخن
اضافه توضيحي
• توضيحي: در اين نوع از اضافه، مضاف اسم عام است و مضاف اليه نام مضاف را بيان مي كند.
مثال : شهر شيراز، روز جمعه،عید نوروز
اضافه بياني(جنسی)
• اضافه بياني :آن است كه مضاف اليه جنس مضاف را بيان كند.
مثال: ظرف مس، تیر آهن،گوشواره ی طلا
ظرف سفال،لباس پشم
اضافه مقارنت(اقترانی)
• اضافه مقارنت : در اين نوع از اضافه، ميان مضاف و مضاف اليه معني مقارنت و همراهي است.
مثال: پاي ارادت،دیده ی احترام،چشم ادب
اضافه بنوت
• اضافه بنوت: در آن ، اسم فرزند بر پدر يا مادر افزوده مي شود.
مثال :سام نريمان، رستم زال،مسعود سعد
فکّ اضافه:
وقتی کسره ی اضافه از بین مضاف ومضاف الیه حذف شودآن را فکّ اضافه می نامند،در این حالت مضاف ومضاف الیه درحکم یک کلمه ی مرکب است.
مانند:
پدر زن،صاحبدل،چادرنماز،سرلشکر
اضافه ی توصیفی:
اضافه ی موصوف است به صفت (همان موصوف وصفت) مانند:پدرمهربان،دیوار بلند، شمشیر تیز،مردشجاع
اضافه ی تأکیدی را نیز برخی به اقسام اضافه ها افزوده اند مانند:
مست مست ، بزرگ بزرگ
تفاوت اضافه توصیفی با سایر اضافه ها
• صفت از موصوف جا شدنی نیست وجزئی از آن است.در صورتی که مضاف الیه جزء مضاف نیست واز اسم جدایی است.در مثال :
• پدر مهربان،مهربانی جدا از پدر نیست ولی پدر علی ،پدر غیر از علی وجدا می باشد.
• با افزودن فعل ربطیبه آخر اضافه توصیفی ،جمله ی اسمیه ساخته می شودولی در سایر اضافات جمله ی اسمیه درست نمی شود:
پدر مهربان ← پدر مهربان است
موارد استفاده از اعداد وارقام در نوشته
در متن‌های ادبی ودر شعروجاهایی که صورت ریاضی عدد، مورد نظر نیست؛ اعدادبا حروف نوشته می شوند.
الف) اعدادی که با حروف نوشته می‌شوند:
1. اعداد طبیعی یا ترتیبی که در وسط اجزای آن«و» نمی‌آید، با حروف نوشته می‌شود. مانند:
دوازده، بیست، نود،دویست،هزار، نهصد هزار
2. اعداد صفت: صدهزار، پنج‌متر
3. اعداد ترتیبی: سی‌ام، سی‌امین، چهلمین ،هشتادو پنجمین
4. قرن‌ها و سده‌ها و دهه‌ها به صورت عدد ترتیبی و با حروف نوشته می‌شود: قرن پانزدهم هجری، قرن بیستم میلادی.
5. عددهای کسری: یک دهم، یک هزارم.
6. شماره راه‌ها و خیابان‌ها و کوچه‌ها: خیابان پنجم، کوچه اول، کوی هفتم
نکته 1): عدد، همیشه از معدود خود جدا نوشته می‌شود: پنج‌سال، یک ماه، یک هفته
نکته2):اجزای عدد کسری جدا نوشته می‌شود: یک دهم، یک هزارم، هشت پنجم
نکته ۳):هر گاه عدد با کلمه بعد از خود، قید یا صفت مستقل بسازد؛ باز هم جدا نوشته می‌شود: یک زبان، یک دل، یک‌سره
نکته۴):برای جلوگیری از اشتباه وهمچنین دخل وتصرف می توان بعضی از اعدادرا با حروف نوشت:
مانند: -تاریخ چک بانکها، سفته ها واسناد رسمی دولت
ب) اعدادی که با رقم نوشته می‌شود:
1. تاریخ تولد و وفات(به ترتیب از سمت چپ به راست): فردوسی (۴۱۱-329 هـ .ق)
2. شمارة شناس‌نامه: ش73
3. شماره ساختمان و بلوک: ساختمان 134، بلوک6
4. شماره‌هایی که با نشانه‌های اختصاری می‌آید مانند : ص25، ج11 ، ۲cm ، ۴cm
5. تاریخ روزهای مهم و حساس: 12 بهمن، 15 خرداد.
6. تقویم روز ماه وسال راباید چنین نوشت: 8 خرداد ماه 1363
7. اعداد ترکیبی که در وسط دو بخش آن«و» قرار گیرد: 55، 137 ،549، 1357 ...
نکته: عددی که در آغاز جمله واقع شده باشد،باحروف وبقیه ی اعداد با رقم نوشته می شود.مانند:
- هشت کتاب و3قلم و14دفتر به شما تحویل دادم.
8. در متن های علمی ساعت ودقیقه با عدد نشان داده می شود ودقیقه وساعت با« و» از یکدیگر جدا می گردد.نیم ساعت به صورت 30 (با عدد) دقیقه وربع به صورت15(باعدد)دقیقه نشان داده می شود مانند:
- 15 و7 (= هفت وپانزده دقیقه)

منبع: راهنمای نگارش وویرایش تالیف:دکتر محمد جعفر یاحقی

 

گذاشتن وگزاردن
گذاشتن در معنای حقیقی کلمه به معنای « قرار دادن» به طور عینی ومشهود است.مثلاً: «لیوان را روی میز می گذارم.» یا«کتاب را در قفسه گذاشت.»
امّا گذاشتن در معنای مجازی « قرار داد کردن ،وضع کردن ،تأ سیس کردن» می باشد.مثلاً،کسی که قانون راوضع وبنا می کند «قانونگذار» است.وقانونگذاری به معنی «وضع قوانین» ونیزبدعتگذار کسی است که بدعت را وضع وتأسیس می کند . بنیانگذار ،کسی است که بنای کاری یا مؤسسه ای رامی گذارد .
گزاردن در معنای اوّل،به معنی «به جا آوردن» ،«ادا کردن»،«اجراکردن»،«انجام دادن» می باشد.مثلاً،«نمازگزاردن» یعنی ادا کردن نماز یا« کارگزار» به معنی انجام دهنده واجرا کننده ی کار
گزاردن در معنای دوم ،«برگرداندن از زبانی به زبان دیگر» که مرادف است با « ترجمه کردن» همچنین به معنی « تعبیر کردن» ،« شرح دادن»می باشد.مثلاً : « خوابگزار»تعبیر کننده ی خواب یا معبّر می باشد
بنابر این گذاشتن با«ذ» وگزاردن با«ز»است.خلط این دو فعل ،اخیراً از آنجا ناشی شده است که صیغه ی امری هر دوازلحاظ آوایی یکسان است.یعنی امر گذاشتن می شود«گذار» وامرگزاردن نیز می شود«گزار» ، ولی معنای آنها یکسان نیست.
به کلمات زیر با توجّه به معنای آن دقّت کنید:
قانونگذار، بدعتگذار، بنیانگذار، سرمایه گذار، فروگذار،پایه گذار،
نماز گزار، سپاسگزار، شکر گزار، وامگزار، کار گزار، حج گزار، خراجگزار، خبر گزار، پاسخ گزار، خوابگزار، پیغام گزار، خدمتگزار، حق گزار....
تمایز معنایی میان این دو کاربرد چنان ظریف است که در همه حال امکان اشتباه هست.
برای مثال : به عقیده ی شادروان دکتر معین که در ذیل «کار گذار» و«کار گزار» متذکر شده است.میان این دو ترکیب تفاوت معنایی است : « کار گذار» کسی است که کارها را راه می اندازدودشواری هارااز پیش پا برمی داردوراه راهموار می کند.(کاربر) ؛اما« کارگزار» کسی است که کاری را اجرا می کندوبه اصطلاح امروزه « انجام » می دهد.
یا مثلاًدر مورد«حکم گذار» یعنی واضع حکم وحکمران، امّا« حکم گزار»به معنای اجرا کننده ی حکم»است .در مورد«سنّت گذار» اگرمنظوراز این ترکیب «آورنده ی سنّت ووضع کننده ی سنت » باشد باید با« ذ» نوشته شود ؛ولی اگر مراد«به جا آورنده ی سنّت »با شد مثل ( به جا آوردن نماز مستحبی نافله)بایدبا«ز» نوشته شود


 

نمرات نوبت دوم

ردیف

 

 

انضباط

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس

 

 

نام ونام خانوادگی

قرآن

هدیه ها

انشا

املا

هنر

علوم

مطالعات

ریاضی

فارسی

ورزش

تفکر

کار وفن اوری

 

1

سجاد

18

20

16

 20

   19

20

  20

20

 20

20

20

20

20

 

2

امیر

18

17

12

14 

 17

20

 12

9

10 

17

20

17

15

 

3

علی

18

18

9

 12

13 

20

14 

9

 15

17

19

17

15

 

4

علی رضا

17

17

11

11 

 7

20

 9

4

14 

18

17

17

16

 

5

مجتبی

20

20

19

 20

20 

20

20 

18

 17

20

20

20

20

 

6

حسن

18

17

10

11 

 11

20

 12

7

12 

17

19

18

15

 

7

سیدعلی

18

18

11

 14

10 

20

12 

6

 12

18

17

17

16

 

8

رضایی

20

20

19

20 

 20

20

 19

16

12 

20

20

20

20

 

9

مهدی

20

20

12

 17

15 

20

17 

11

 11

20

20

20

20

 

10

مهدی

20

20

20

20 

 20

20

 18

20

19 

20

18

20

20

 

11

جمال

20

20

18

 19

20 

20

17 

18

 17

20

19

20

20

 

12

سامان

20

20

17

18 

 17

20

 19

13

17 

18

20

20

19

 

13

امیرحسین

20

20

17

 20

19 

20

19 

19

 20

20

20

20

20

 

14

محمد

20

20

20

20 

 20

20

 19

17

16 

20

19

20

20

 

15

امیرحسین

20

20

14

 15

18 

20

17 

16

 16

20

17

18

18

 

16

فرشاد

20

20

18

19 

 18

20

 20

16

14 

20

20

20

20

 

17

احسان

20

20

17

 19

20 

20

20 

16

 14

20

20

20

20

 

18

حسین

18

20

17

15 

 18

20

 20

18

16 

20

19

20

20

 

19

علی رضا

20

18

16

 17

17 

20

17 

16

 14

20

18

20

19

 

20

محمد

20

20

18

19 

 20

20

 20

19

17 

20

18

20

20

 

21

محمدرضا

20

20

12

 16

19 

20

20 

19

 18

20

20

20

20

 

22

مهدی

20

20

16

19 

 18

20

 19

15

13 

20

20

20

20

 

23

مهدی

20

18

12

 14

13 

20

16 

13

 12

20

18

20

19

 

24

محمدرضا

20

20

20

19 

 18

20

 20

16

19 

20

20

20

20

 

25

حسنعلی

19

18

14

 19

18 

20

18 

12

 14

18

20

20

18

 

26

مهدی

20

18

17

17 

 16

20

 18

15

18 

17

18

17

18

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اهدا جایزه

امروز به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی نفرات برگزیده کلاس ششم مورد تشویق قرارگرفتند

سجاد برزویی

مهدی شکرانی محمد رضا

مجتبی جلالی

امیر حسین عبد الهی

به امید پیروزی و موفقیت کلیه دانش اموزان در تمام زمینه ها

 

چند فرمول

 

تعداد قطری که از هر راس می گذرد    = 3- تعدادضلع

مثال از هر راس 4 ضلعی 1=3-4   یک راس و 6 ضلعی3=3-6    3 راس می گدرد

مجموع زاویه های داخلی چند ضلعی= 180×( 2- تعداد ضلع )

 مثال 4 ضلعی  360= 180 ×2  - 4

  برای بدست آوردن چند کسر بین دوکسر  ( علاوه بر هم مخرج کردن )

1- در اعدادگویا کافیست صورت کسر ها را باهم و مخرج کسرها را نیز باهم جمع کنیم کسر بدست آمده بین دوکسر است و به همین ترتیب2- در تمام اعداد دو عدد یا دو کسر را باهم جمع و حاصل را بر دو تقسیم می کنیم حاصل بین دو کسر یا دو عدد است و..

 هرگاه چند نقطه متمایز ( جدا از هم ) روی یک خط راست باشد تعداد پاره خط ها از فرمول زیر بدست می آید

      = 2 ÷( تعداد فاصله ها  × تعدادنقطه ها )

  توجه :همیشه تعداد فاصله ها یکی کمتر از نقطه هاست

 هرگاه چند نقطه متمایز ( جدا از هم ) روی یک خط راست باشد تعداد نیم خط ها از فرمول زیر بدست می آید

  = 2 ×تعدادنقطه ها

اسطرلاب

آموزش اسطرلاب چیست؟ ( درس دهم مطالعات اجتماعی ششم)

اسطرلاب از ابزارهای قدیم نجوم و طالع‌بینی است. اسطرلاب وسیله بسیار کارآمدی در نجوم رصدی بوده و اکنون بیشتر برای کاربردهای آموزشی بکار می‌رود.

این ابزار برای سنجش ارتفاع‌، سمت‌، بعد و میل خورشید و ستارگان‌، تعیین وقت‌ در ساعات روز و شب‌، قبله‌ و زمان طلوع و غروب‌ آفتاب و بسیاری کاربردهای دیگر به‌کار می‌رفته‌است.

نام

نام آن را مشتق از کلمه یونانی استرلابوس نوشته‌اند و برخی در معنی آن به غلط «ترازوی ستارگان» را ذکر کرده‌اند. حمزه اصفهانی واژه «اسطرلاب» را معرب ترکیب فارسی «ستاره‌یاب» می‌داند.

تاریخ

بسیاری از منابع تاریخی اختراع اسطرلاب را به هیپارخوس نسبت می‌دهند اما به نظر می‌رسد ایزارهای مشابه با توانایی‌های مختلف در بین ستاره‌شناسان آشور و بابل رایج بوده و نمونه‌های یونانی نتیجه تکمیل این ابزارها بوده‌است. از اسطرلاب‌های یونانی نمونه‌ای در دست نیست.

از قرن نهم میلادی تا قرن نوزدهم اسطرلاب‌های بسیاری در ایران و دیگر کشورهای جهان اسلام ساخته شد. به گفته‌ای نخستین سازنده اسطرلاب در میان مسلمانان محمد فزاری پسر ابراهیم فزاری بوده‌است. تا چندی پیش احتمال می‌رفت که کهن‌ترین اسطرلابی که تاکنون باقی مانده‌، در ۳۷۴ق‌/۹۸۴م به دست دو برادر اصفهانی به نامهای احمد و محمد بن ابراهیم در اصفهان ساخته شده باشد. اما ظاهراً کهن ترین نمونه شناخته شده که نام سازنده و تاریخ ساخت برآن حک شده‌است اسطرلابی است که به گواهی کتیبه کوفی پشت کرسی آن به دست «بسطلس» در تاریخ ۳۱۵ هجری قمری ساخته شده‌است

اجزای اسطرلاب

  • حلقه‌
  • عروه‌
  • کرسی
  • اُم
  • حجره
  • صفایح
  • عنکبوتیه
  • عِضاده
  • محور
  • فرس یا اسبک

کاربردهای اسطرلاب

اسطرلاب بیش از ۳۰۰ کاربرد دارد. از کاربرد‌های زمان اسلامی آن می‌توان به قبله یابی و تعیین ساعات اذان‌ها اشاره کرد. به برخی از کاربرد‌های نجومی آن در زیر اشاره شده‌است:

  • نمایش آسمان در لحظه دلخواه
  • محاسبه زمان طلوع و غروب اجرام آسمانی در زمان دلخواه
  • اندازی گیری فواصل و ارتفاعات با روشهای هندسی و مثلثاتی
  • محاسبه مکان اجرام آسمانی در آسمان
  • تعیین زمان از طریق مشاهده اجرام آسمانی
  • تعیین طول روز و طول شب
  • یکی دیگر از کاربرد‌های اسطرلاب در زمان‌های گذشته طالع بینی بوده‌است.قدیمیان اعتقاد داشتند که صورت فلکی ای که در لحظهٔ تولد هر کس، در حال طلوع است، صورت فلکی طالع آن فرد است. آن‌ها برای هر یک از آن صورت فلکی‌ها خصوصیاتی را در نظر گرفته بودند که همان خصوصیات فرد بودند. اما آن‌ها فقط از صورت فلکی‌های دایره البروجی برای این کار استفاده میکردند که این صورت فلکی‌ها در اسطرلاب نشان داده شدند و به کمک اسطرلاب به راحتی می‌توان صورت فلکی طالع هر فرد را، با دانستن موقعیت خورشید در آن لحظه، مشخص کرد.

مطالعات

توربین آبی

در نیروگاه‌های هیدرولیک برای چرخاندن مولد برق (ژنراتور) از توربین آبی استفاده می‌شود. این طریقه تولید برق از لحاظ اقتصاد با صرفه است ولی محدودیت جغرافیایی محل از لحاظ سد سازی دارد.

توربین گازی

استفاده از توربین گازی برای به کار انداختن مولد‌های برق روز افزون است. اساس کار توربین‌های گازی مانند کار موتور‌های جت است. سوخت می‌سوزد و گازهای حاصل از سوختن در توربین منبسط می‌شود. ساختن توربین‌های گازی کم خرج است ولی بهره برداری از آنها پرخرج می‌باشد، علاوه بر این ابعاد آنها محدود است. به همین جهت اغلب آنها را به عنوان واحد‌های اضافی برای تدارک الکتریسیته بیش از معمول ، بویژه هنگامی که مصارف اختصاصی مورد نیاز است ، بکار می‌روند.

توربین بخار

توربین بخار وسیله متداولتری برای تامین توان مکانیکی جهت چرخاندن القاء کن مولد برق از نیروگاه است. تفاوت یک نیروگاه بخار با نیروگاههای دیگر در چگونگی تولید بخار است. هر روشی که بکار می‌رود باید مقدار زیادی گرما برای تولید بخار لازم جهت بکار انداختن توربین‌های بخار تهیه شود. در نیروگاههای با سوخت فسیلی این گرما از سوختن زغال سنگ ، نفت ، یا گاز طبیعی حاصل می‌شود. در نیروگاه هسته‌ای گرما از شکافت اتمهای سوخت اورانیوم به دست می‌آید.

نیروگاه با سوخت فسیلی

نیروگاههای با سوخت فسیلی مدرن پیچیده و پراجزایند، ولی در همه آنها شش مرحله زیر انجام می‌گیرد:

  1. تهیه سوخت و تزریق آن
  2. سوختن
  3. تولید بخار
  4. کارکردن توربین
  5. مولد
  6. چگالیدن بخار
  7. برگشت آب حاصل از چگالیدن بخار به دیگ

مکانیسم مراحل نیروگاه با سوخت فسیلی

در نیروگاه با سوخت فسیلی ، اول باید سوخت را آماده کرد. مثلا اگر سوخت زغال سنگ است باید به صورت گرد درآید، چنانچه نفت است باید گرم شود ، سپس سوخت آماده شده ، به داخل کوره تزریق یا پاشیده شود. در کوره سوخت با هوا مخلوط شده می‌سوزد و گرمای حاصل از سوختن آن برای تولید بخار بکار می‌رود و چرخه تولید بخار آغاز می‌شود، بخار در توربین منبسط شده و آن را می‌چرخاند و چون محور توربین به محور مولد برق اتصال دارد القاء کن مولد نیز به چرخش در می‌آید و برق تولید می‌شود، بخار پس از خروج از توربین باید متراکم شده دوباره به صورت آب در آید بطوریکه بتوان آن را بوسیله تلمبه به دیگ برگردانده دوباره از آن استفاده کرد.

شب یلدا

 

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

Description: http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/6/67/Yalda_setting.jpg/300px-Yalda_setting.jpg۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می‌شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن می‌گیرند. این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیش‌تر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.

محتویات

  [نهفتن

·         ۱ نام

·         ۲ پیشینهٔ جشن

·         ۳ تأثیر یلدا در جشن‌های دیگر اقوام

·         ۴ جشن یلدا و عادات مرسوم در ایران

·         ۵ خوراکی‌ها

·         ۶ پانویس

·         ۷ منابع

·         ۸ پیوند به بیرون

نام

واژهٔ «یلدا» ریشهٔ سریانی دارد و به‌معنای «ولادت» و «تولد» است. منظور از تولد، ولادت خورشید (مهر/میترا) است. رومیان آن را ناتالیس آنایکتوس یعنی روز تولد مهر شکست‌ناپذیر می‌نامند.[۱] ابوریحان بیرونی از این جشن با نام «میلاد اکبر» نام برده و منظور از آن را «میلاد خورشید» دانسته‌است.[۲]

پیشینهٔ جشن

یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می‌داد و در طول سال با سپری شدن فصل‌ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت‌های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند.

آنان ملاحظه می‌کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می‌شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر می‌توانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش‌اند. مردم دوران باستان و از جمله اقوام آریایی، از هند و ایرانی - هند و اروپایی، دریافتند که کوتاه‌ترین روزها، آخرین روز پاییز و شب اول زمستان است و بلافاصله پس از آن روزها به تدریج بلندتر و شب‌ها کوتاهتر می‌شوند، از همین رو آنرا شب زایش خورشید نامیده و آنرا آغاز سال قرار دادند.[۳] بدین‌سان در دوران کهن فرهنگ اوستایی، سال با فصل سرد شروع می‌شد و در اوستا، واژه Sareda, Saredha «سَرِدَ» یا «سَرِذَ» که مفهوم «سال» را افاده می‌کند، خود به معنای «سرد» است و این به معنی بشارت پیروزیاورمزد بر اهریمن و روشنی بر تاریکی است.[۴] در آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، ص ۲۵۵، از روز اول دی ماه، با عنوان «خور» نیز یاد شده‌است و در قانون مسعودی نسخه موزه بریتانیا در لندن، «خُره روز» ثبت شده، اگرچه در برخی منابع دیگر «خرم روز» نامیده شده است.[۵] در برهان قاطع ذیل واژه «یلدا» چنین آمده است:

§         «یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جَدی و آخر قوس باشد و آن درازترین شب‌هاست در تمام سال و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل می‌کند و گویند آن شب به غایت شوم و نامبارک می‌باشد و بعضی گفته‌اند شب یلدا یازدهم جدی است.»[۶]

تاریکی نماینده اهریمن بود و چون در طولانی‌ترین شب سال، تاریکی اهریمنی بیشتر می‌پاید، این شب برای ایرانیان نحس بود و چون فرا می‌رسید، آتش می‌افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند، مردم گرد هم جمع شده و شب را با خوردن، نوشیدن، شادی و پایکوبی و گفتگو به سر می‌آوردند و خوانی ویژه می‌گستردند، هرآنچه میوه تازه فصل که نگاهداری شده بود و میوه‌های خشک در سفره می‌نهادند. سفره شب یلدا، «میَزد» Myazd نام داشت و شامل میوه‌های تر و خشک، نیز آجیل یا به اصطلاح زرتشتیان، «لُرک» Lork که از لوازم این جشن و ولیمه بود، به افتخار و ویژگی «اورمزد» و «مهر» یا خورشید برگزار می‌شد.[۷]در آیین‌های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‌ها و فرآورده‌های خوردنی فصل و خوراک‌های گوناگون، خوراک مقدس مانند «می‌زد» نیز نهاده می‌شد.

ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوه‌های البرز به انتظار باززاییده شدن خورشید می‌نشستند. برخی در مهرابه‌ها(نیایشگاه‌های پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول می‌شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شب‌هنگام دعایی به نام «نی ید» را می‌خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده‌است. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ می‌خواندند و به استراحت می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان، این روز را خرم روز یا خره روز می‌نامیدند).خورروز در ایران باستان روز برابری انسان‌ها بود در این روز همگان از جمله پادشاه لباس ساده می‌پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری نداشت و کارها داوطلبانه انجام می‌گرفت نه تحت امر. در این روز جنگ کردن و خونریزی حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود این موضوع را نیروهای متخاصم با ایرانیان نیز می‌دانستند و در جبهه‌ها رعایت می‌کردند و خونریزی به طور موقت متوقف می‌شد و بسیار دیده شده که همین قطع موقت جنگ به صلح طولانی و صفا تبدیل شده است. در این روز بیشتر از این رو دست از کار می‌کشیدند که نمی‌خواستند احیاناً مرتکب بدی شوند که آیین مهر ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می‌شمرد. ایرانیان به سرو به چشم مظهر قدرت در برابر تاریکی و سرما می‌نگریستند و در خورروز در برابر آن می‌ایستادند و عهد می‌کردند که تا سال بعد یک سرو دیگر بکارند.

تأثیر یلدا در جشن‌های دیگر اقوام

§         محققان معتقدند که مسیحیت غربی چارچوب اصلی خود را که به این دین پایداری و شکل بخشیده به مذاهب پیش از مسیحیتروم باستان از جمله میترایسم مدیون است و برای نمونه تقویم کلیساها، بسیاری از بقایای مراسم و جشنهای پیش از مسیحیت بخصوص کریسمس را در خود نگاه داشته است و کریسمس به عنوان آمیزه‌ای از جشن‌های ساتورنالیا و زایش میترا در روم باستان در زمان قرن چهارم میلادی با رسمی شدن آیین مسیحیت و به فرمان کنستانتین به عنوان زادروز رسمی مسیح در نظر گرفته شد.[۸] هنگام توسعهٔ آیین‌های رازآمیز در اروپا و سرزمین‌های تحت فرمانروایی امپراتوری روم و پیش از از پذیرفتن آیین مسیحیت، رومیان هر ساله در روز ۱۷ دسامبر در جشنی به نام ساتورنالیا به سیاره کیوان (ساترن)، ایزد باستانی زراعت، احترام می‌نهادند. این جشن تا هفت روز ادامه می‌یافت و انقلاب زمستانی را شامل می‌شد. از آنجا که رومیان از گاهشماری یولیانی در محاسبات خود استفاده می‌کردند روز انقلاب زمستانی به جای ۲۱ یا ۲۲ دسامبر حدوداً در ۲۵ دسامبر واقع می‌شد. هنگام عید ساتورنالیا، رومی‌ها اقدام به برپاداشتن جشن و سرور، به تعویق انداختن کسب و کار و منازعات، هدیه دادن به همدیگر و آزادکردن موقتی برده‌ها می‌نمودند. همچنین آیین رازآمیز میترائیسم، بر پایه پرستش ایزد باستان ایران زمین، میترا در سرزمین‌های تحت فرمانروایی روم باستان اشاعه زیادی یافته بود و بسیاری از رومیان، رویداد بلندتر شدن روزها به دنبال انقلاب زمستانی را با شرکت کردن در مراسمی به منظور بزرگداشت میترا، جشن می‌گرفتند. این جشنها و سایر مناسک تا روز اول ژانویه ادامه می‌یافت که رومیان آنرا روز ماه و سال جدید می‌دانستند. پس از استیلای مسیحیت در اروپا، آداب و رسوم آیین مهر که در زندگی مردم و به‌خصوص در میان رومیان نفوذ کرده بود هم‌چنان باقی ماند و با آمدن دین جدید رنگ نباخت. کلیسای کاتولیک روم روز ۲۵ دسامبر را به عنوان زادروز مسیح برگزید تا به مراسم پگانیسم در آن زمان معنا و مفهوم مسیحی بخشد. برای نمونه، کلیسا جشن زادروز میترا خدای نور و روشنایی را با جشن بزرگداشت زادروز عیسی که عهد جدید او را نور و روشنی جهان می‌نامد، جایگزین نمود تا از درآمیختن این دو مناسبت، نفوذ بیشتری بر زندگی مردم داشته باشد و بزرگ‌ترین جشن آیین مهر را در خود حل کنند. اکنون کلیسای ارامنه روز ششم ژانویه را که گفته می‌شود روز غسل تعمید مسیح است را به عنوان روز میلاد مسیح جشن می‌گیرند.[۹] تاریخدانان، تاریخ دقیق زادروز عیسی را نمی‌دانند. فرانتس کومون، باستان‌شناس بلژیکی و بنیان‌گذار میتراپژوهی مدرن و دیگر میتراپژوهان همفکر او مفاهیم آیین میترایسم روم را کاملاً برگرفته از آیین مزدیسنا و ایزد ایرانی میترا (مهر) می‌دانند اما این ایده از دهه ۱۹۷۰ میلادی به بعد به شدت مورد نقد و بازبینی قرار گرفته است و اکنون به یکی از مسائل بسیار مجادله‌برانگیز در زمینه پژوهش ادیان در دنیای روم و یونان باستان تبدیل شده است.[۱۰]

§         در حدود ۴۰۰۰ سال پیش در مصر باستان جشن «باززاییده شدن خورشید»، مصادف با شب چله، برگزار می‌شده است. مصریان در این هنگام از سال به مدت ۱۲ روز، به نشانهٔ ۱۲ ماه سال خورشیدی، به جشن و پای‌کوبی می‌پرداختند و پیروزی نور بر تاریکی را گرامی می‌داشتند. هم‌چنین از ۱۲ برگ نخل برای تزیین مکان برگزاری جشن استفاده می‌کردند که نشانهٔ پایان سال و آغاز سال نو بوده است.

§         در یونان قدیم نیز، اولین روز زمستان روز بزرگ‌داشت خداوند خورشید بوده است و آن را خورشید شکست ناپذیر، ناتالیس انویکتوس، می‌نامیدند که از ریشهٔ کلمهٔ ناتال که در بالا اشاره شد برگرفته شده‌است و معنی آن، میلاد و تولد است. ریشه‌های یلدا در جشن دیگر مرسوم در یونان نیز باقی مانده‌است از مهم‌ترین این جشن‌های می‌توان به جشن ساتورن اشاره کرد.

§         در قسمت‌هایی از روسیهٔ جنوبی، هم‌اکنون جشن‌های مشابهی به‌مناسبت چله برگزار می‌شود. این آیین‌ها شباهت بسیاری با مراسم شب چله دارد. پختن نان شیرینی محلی شبیه به موجودات زنده، بازی‌های محلی گوناگون، کشت و بذرپاشی به صورت تمثیلی و بازسازی مراسم کشت، پوشانیدن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجره‌ها، آویختن پشم از سقف، پاشیدن گندم به محوطه حیاط، ترانه‌خوانی و رقص و آواز و مهم‌تر از همه قربانی کردن جانوران از آیین‌های ویژه این جشن بوده و هست. یکی دیگر از آیین‌های شب‌های جشن، فالگیری بود و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده. همین آیین‌ها در روستاهای ایران نیز کم و بیش به چشم می‌خورند که نشان از همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارند.

§         یهودیان نیز در این شب جشنی با نام «ایلانوت» (جشن درخت) برگزار می‌کنند و با روشن‌کردن شمع به نیایش می‌پردازند.

§         آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل‌گشا می‌خورند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند می‌گذرانند و در خانواده‌های تحصیل کرده آشوری تفال با دیوان حافظ نیز رواج دارد.

§         نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی که پیرو مزدک هستند نیز سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شود و از آن با نام «خرم روز» (خره روز) یاد می‌گردد و آیین‌هایی ویژه در آن روز برگزار می‌شود. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستان هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود که نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان) است.

جشن یلدا و عادات مرسوم در ایران

Description: http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/2/2c/Yalda_Night_Table_Amsterdam_2011_Photo_by_Pejman_Akbarzadeh_Persian_Dutch_Network.jpg/300px-Yalda_Night_Table_Amsterdam_2011_Photo_by_Pejman_Akbarzadeh_Persian_Dutch_Network.jpg

Description: http://bits.wikimedia.org/static-1.21wmf5/skins/common/images/magnify-clip-rtl.png

میز شب یلدا در جشن ایرانیان هلند، دسامبر ۲۰۱۱

ایرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز را که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می‌مانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم می‌دارند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیهٔ آنان را تضعیف نکند و با به روشنایی گراییدن آسمان به رخت خواب روند و لختی بیاسایند.

در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپید می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ برده‌ها و خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان دیگران زندگی می‌کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و مردم عادی همگی یکسان بودند. البته درستی این امر تایید نشده و شاید افسانه‌ای بیش نباشد. ایرانیان در این شب باقی‌مانده میوه‌هایی را که انبار کرده بودند به همراه خشکبار و تنقلات می‌خوردند و دور هم گرد هیزم افروخته می‌نشستند تا سپیده دم بشارت روشنایی دهد زیرا به زعم آنان در این شب تاریکی و سیاهی در اوج خود است. جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‌نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‌شود. متل‌گویی که نوعی شعرخوانی و داستان‌خوانی است در قدیم اجرا می‌شده‌است به این صورت که خانواده‌ها در این شب گرد می‌آمدند و پیرترها برای همه قصه تعریف می‌کردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند، این میوه‌ها که اغلب دانه‌های زیادی دارند، نوعی جادوی سرایتی محسوب می‌شوند که انسان‌ها با توسل به برکت‌خیزی و پردانه بودن آنها، خودشان را نیز مانند آنها برکت‌آور می‌کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می‌دهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشید در شب به‌شمار می‌روند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن،آینده‌گویی می‌کنند.

استان آذربایجان (شرقی و غربی)

در خطهٔ شمال و آذربایجان رسم بر این است که در این شب خوانچهای تزیین شده به خانهٔ تازه‌عروس یا نامزد خانواده بفرستند. مردم آذربایجان در سینی خود هندوانه‌ها را تزئین می‌کنند و شال‌های قرمزی را اطرافش می‌گذارند. درحالی که مردم شمال یک ماهی بزرگ را تزئین می‌کنند و به خانهٔ عروس می‌برند.

استان مازندران

در مازندران شب یلدا بسیار با اهمیت و گرامی داشته می‌شود. در این شب همه مردم به خانه پدر بزرگها و مادر بزرگها رفته و ضمن دور هم نشینی و خواندن فال حافظ و فردوسی خوانی به خوردن تنقلات و میوه جات خصوصا" انار و هندوانه و ازگیل می‌پردازند و با خوردن و نوشیدن و شنیدن صحبتها و داستان‌های بزرگترها شب را به صبح می رسانند و معتقدند که صبح بعد از یلدا روز پیروزی خورشید بر سیاهی و تاریکیها است.

استان فارس

سفرهٔ مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها و خرما و رنگینک برای گرم مزاج‌ها موجود است.حافظ‌خوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازی‌هاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چله‌نشینان شده‌است.

استان همدان

همدانی‌ها فالی می‌گیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق می‌نشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر می‌خواند. دختر بچه‌ای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن می‌زند و مهمان‌ها بنا به ترتیبی که نشسته‌اند شعرهای پیرزن را فال خود می‌دانند. همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقه‌است در این شب خورده می‌شود. در تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مِیز نیز خورده می‌شود که از معمولترین خوراکی‌های موجود در ابن استان هاست.

استان خراسان

در شهرهای خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است. یکی از آیین‌های ویژه شب یلدا در استان خراسان رضوی و خراسان جنوبی برگزاری مراسم «کف زدن» است. در این مراسم ریشه گیاهی به نام چوبک را که در این دیار به «بیخ» مشهور است، در آب خیسانده و پس از چند بار جوشاندن، در ظرف بزرگ سفالی به نام «تغار» می‌ریزند. مردان و جوانان فامیل با دسته‌ای از چوب‌های نازک درخت انار به نام «دسته گز» مایع مزبور را آنقدر هم می‌زنند تا به صورت کف درآید و این کار باید در محیط سرد صورت گیرد تا مایع مزبور کف کند. کف آماده شده با مخلوط کردن شیره شکر آماده خوردن شده و پس از تزیین با مغز گردو و پسته برای پذیرایی مهمانان برده می‌شود. در این میان گروهی از جوانان قبل از شیرین کردن کف‌ها با پرتاب آن به سوی همدیگر و مالیدن کف به سر و صورت یکدیگر شادی و نشاط را به جمع مهمانان می‌افزایند.

استان اردبیل

در اردبیل رسم است که خانواده ها شب یلدا دور هم جمع می شوند و تا پاسی از شب با هم شب نشینی می کنند.هنداونه.انار.پرتقال.تخمه.ماهی پلو و... از جمله خوراکی هایی است که در استان اردبیل مرسوم هست.

استان گیلان

در گیلان هندوانه را حتماً فراهم می‌کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی‌کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از خوردنی‌هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می‌شود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می‌ریزند، خمره را پر از آب می‌کنند و کمی نمک هم به آن می‌افزایند و در خم را می‌بندند و در گوشه‌ای خارج از هوای گرم اتاق می‌گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می‌شود. آوکونوس در اغلب خانه‌های گیلان تا بهار آینده یافت می‌شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می‌آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه‌کش آفتاب می‌خورند.(آو= آب و کونوس = ازگیل). در گیلان در خانواده‌هایی که در همان سال پسرشان را داماد یا نامزد کرده‌اند رسم است که طبقی برای خانواده نوعروس می‌فرستند. در این طبق میوه‌ها و خوراکی‌ها و تنقلات ویژه شب چله به زیبایی در اطراف آراسته می‌شود و در وسط طبق هم یک ماهی بزرگ (معمولا ماهی سفید) تازه و خام همراه با تزیین سبزیجات قرار می‌گیرد که معتقدند باعث خیر و برکت و فراوانی روزی زوج جدید و همچنین سلامت و باروری نوعروس می‌گردد.[نیازمند منبع]

استان کرمان

مردم کرمان تا سحر انتظار می‌کشند تا از قارون افسانه‌ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم‌شکن برای خانواده‌های فقیر تکه‌های چوب می‌آورد. این چوب‌ها به طلا تبدیل می‌شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می‌آورند.

استان قزوین

مردم استان قزوین نیز همچون دیگر هموطنان ایرانی، این آیین كهن را با رفتن به خانه بزرگ‌ترها می‌گذرانند. به عقیده بزرگ‌ترها آوردن میوه‌های مختلف خشك و تر و میوه‌های سرخ فام كه به "شب چره" معروف است، همراه با خوراكی‌های دیگر شگون داشته و زمستان پر بركتی را نوید می‌دهد. در بعضی مواقع كه مادر بزرگ‌ها در آوردن تنقلات تاخیر می‌كنند كوچكترها شعر "هر كه نیارد شب چره - انبارش موش بچره" سر می‌دهند، كه مادربزرگ در آوردن "شب چره" تعجیل می‌كند. دراین شب اغلب مردم قزوین با خوردن سبزی پلو با ماهی‌دودی و سپس هندوانه، انار، انواع تنقلات از جمله كشمش، گردو، تخمه، آجیل مشگل‌كشا و انجیر خشك، شب نشینی خود را به اولین صبح زمستانی گره می‌زنند. به عقیده مادر بزرگ‌های قزوینی اگر دراین شب ننه سرما گریه كند باران می‌بارد، اگر پنبه‌های لحاف بیرون بریزد برف می‌آید و اگر گردنبند مراوریدش پاره شود تگرگ می‌آید. یكی دیگر از آداب و رسوم "شب یلدا" فرستادن "خونچه چله" از سوی داماد به عنوان هدیه زمستانی برای عروس است. در این خونچه برای عروس پارچه، جواهر، كله‌قند و هفت نوع میوه مثل گلابی هندوانه، خربزه، سیب، به با تزئینات خاصی فرستاده می‌شود.

خوراکی‌ها

انار و هندوانه جزو مهم ترین ملزومات شب یلدا هستند. همچنین اجیل شب یلدا نیز در ایران طرفدار بسیاری را دارد .

 

تسلیت

 جان باختن دانش آموز عزیز را در آتش سوزی مدرسه ی شین اباد به خانواده  محترم و کلیه دانش آموزان تسلیت عرض می نماییم

بازی وریاضی

1x 8 + 1 = 9
12x 8 + 2 = 98
123x 8 + 3 = 987
1234x 8 + 4 = 9876
12345x 8 + 5 = 987 65
123456x 8 + 6 = 987654
1234567x 8 + 7 = 9876543
12345678x 8 + 8 = 98765432
123456789x 8 + 9 = 987654321

********************************
1x 9 + 2 = 11
12x 9 + 3 = 111
123x 9 + 4 = 1111
1234x 9 + 5 = 11111
12345x 9 + 6 = 111111
123456x 9 + 7 = 1111111
1234567x 9 + 8 = 11111111
12345678x 9 + 9 = 111111111
123456789x 9 +10= 1111111111


********************************
9x 9 + 7 = 88
98x 9 + 6 = 888
987x 9 + 5 = 8888
9876x 9 + 4 = 88888
98765x 9 + 3 = 888888
987654x 9 + 2 = 8888888
9876543x 9 + 1 = 88888888
98765432x 9 + 0 = 888888888
*********************************
1x 1 = 1
11x 11 = 121
111x 111 = 12321
1111x 1111 = 1234321
11111x 11111 = 123454321
111111x 111111 = 12345654321
1111111x 1111111 = 1234567654321
11111111x 11111111 = 123456787654321
111111111x 111111111 = 12345678987654321

******************************************


یک داستان جالب

داستان زنبور و خر

در یک چمنزاری خرها و زنبورها زندگی می کردند.روزی از روزها خری برای خوردن علف به چمنزار می آید و مشغول خوردن می شود.از قضا گل کوچکی را که زنبوری در بین گل های کوچکش مشغول مکیدن شیره بود، میکند و زنبور بیچاره که خود را بین دندان های خر اسیر و مردنی می بیند، زبان خر را نیش می زند و تا خر دهان باز می کند او نیز از لای دندانهایش بیرون می پرد.خر که زبانش باد کرده و سرخ شده و درد می کرد، عرعر کنان و عربده کشان زنبور را دنبال می کند. زنبور به کندویشان پناه می برد.

به صدای عربده خر، ملکه زنبورها از کندو بیرون می آید و حال و قضیه را می پرسد. خر می گوید: زنبور خاطی شما زبانم را نیش زده است باید او را بکشم. ملکه زنبورها به سربازهایش دستور می دهد که زنبور خاطی را گرفته و پیش او بیاورند. سربازها زنبور خاطی را پیش ملکه زنبورها می برند و طفلکی زنبور شرح می دهد که برای نجات جانش از زیر دندان های خر مجبور به نیش زدن زبانش شده است و کارش از روی دشمنی و عمد نبوده است.

ملکه زنبورها وقتی حقیقت را می فهمد، از خر عذر خواهی می کند و می گوید: شما بفرمایید من این زنبور را مجازات می کنم. خر قبول نمی کند و عربده و عرعرش گوش فلک را کر می کند که نه خیر این زنبور زبانم را نیش زده است و باید او را بکشم. ملکه زنبورها ناچار حکم اعدام زنبور را صادر می کند. زنبور با آه و زاری می گوید: قربان من برای دفاع از جان خودم زبان خر را نیش زدم. آیا حکم اعدام برایم عادلانه است؟

ملکه با تاسف فراوان می گوید: میدانم که مرگ حق تو نیست.

"اما گناه تو این است كه با خر جماعت طرف شدی که زبان نمی فهمد و سزای کسی که با خر طرف شود همین است"

سوالات در هدیه ها

نظم وهماهنگي كه در جهان اطراف ما وجود دارد نشا نه چيست ؟

بين پديد هاي جهان ..................وجود دارد . زيرا فقط يك خدا جهان را اداره مي كند

خداوند در قرآن كريم در رابطه با يگانگي و يكتايي خود چه فر موده اند؟

چه چيزي نشان مي دهدگه فقط يك خدا جهان را اداره مي كند ؟

مشر كان مكه براي جلو گيري از پيشرفت سلام در بين مردم چه كردند؟

در چه زماني سوره ي كافرون بر حضرت محمدنازل شد ؟

پدر خدا پرستان کیست

به دنيا ی پس از مرگ ......... مي گويند

خداوند در سور ه ي زلزال در مورد نتيجه ي اعمال ما چه فرموده است ؟

بسياري از ........... به خاطر ياد بردن قيامت است

خدا در سور ه ي حمد با چه نام از قيامت ياد كرده است ؟

دانش آموزي كه به خدا و جهان آخرت ايمان دارد در بر خورد با همكلاسي هاي خود چگونه رفتار مي كند ؟

با توجه به آيه 32 سوره ي ابراهيم چه كسي شايسته پرستش و عبادت است ؟چرا؟

امام علي در مورد يگانگي پروردگاربه فرزندشان اما م حسين وامام حسن چه فرموده است؟

قرآن كريم در بيان اين كه مرگ پايان زندگي نيست چه فرمو ده اند ؟تو ضيح دهيد ؟

خداوند در جواب كساني كه به قيامت شك دارند و قدرت خدا را خيلي كم مي شمارند چه فرموده است ؟

بين زندگي دنيوي و جهان آخرت چه تفاوتهايي وجود دارد؟

خداوند در قرآن در سوره يس به سخنان مردي كه استخوانهاي پوسيده نزد پيامبربرد چگونه پاسخ داد ؟

حضرت ابراهيم قوم خود را چگونه از بت پرستي دور مي كرد

توضیحاتی جدید در باره ی اسید ها

اسید ها و بازها

خواص عمومی اسیدها:

مزه ی ترش دارند.

شامل هیدروژن (H) هستند که می تواند با یک فلز جایگزین شود.

با برخی فلزات مانند آهن و روی ترکیب شده گاز هیدروژن می‌دهند.

با قلیاها (بازها) واکنش نموده و املاح را تشکیل می‌دهند.( با کربنات کلسیم مثلا به صورت سنگ مرمر به شدت واکنش دارند، به طوری که کف می‌کنند و گاز کربنیک آزاد می‌نمایند.)

دارای pH پایینی هستند.

بازها را خنثی می کنند.

رنگ برخی از مواد(شناساگر) را تغییر می دهند (کاغذ تورنسل را سرخ رنگ می‌کنند).

محلول آبی آن ها یون های پروتون آزاد می‌کند.

زمانی که فنل فتالئین ( یک شاخص برای تعیین اسید و باز ) در حین تیتراسیون به محلول اسیدی اضافه می شود، محلول شفاف باقی می ماند.

انواع اسیدها

1- اسیدهای معدنی که از ترکیب بعضی عناصر با هیدروژن به وجود می آیند.این اسیدها شیمیایی و صنعتی هستند و نمی توان آن ها را لمس کرد یا بو کشیدو در آزمایشگاه از ابزارها و وسایل مخصوص استفاده می شود. بعضی از اسیدهای قوی معدنی عبارتند از:

جوهرنمك (هيدروكلريك اسيد)

جوهر گوگرد(سولفوريك اسيد)

جوهر شوره(نيتريك اسيد)

هیدروبرمیک اسید

هیدروکلریک اسید

هیدرویدیک اسید

و بعضی ازاسیدهای ضعیف معدنی عبارتند از:

هيدروبرميک اسيد

هيدرويديک اسيد

پرکلريک اسيد

بوريک اسيد

کربنيک اسيد

کلريک اسيد

هيدروفلوريک اسيد

فسفريک اسيد

هیدروسولفوریک اسید

نیترو اسید

فسفرو اسید

2- برخي از اسيدها توسط موجودات زنده ساخته مي شوندکه به آن ها اسیدهای آلی می گویند. این اسیدها خوراکی هستند و در صورت تماس با دست آسیب زیادی وارد نمی کنند.به طور کلی تمام اسیدهای آلی اسیدی ضعیف هستند. مانند:

استیک اسید(در سرکه)

سیتریک اسید(در آناناس و مرکبات)

فرمیک اسید(در غوره ی انگور)

لاکتیک اسید(در میوه های قرمز و شیر وماست ترش)

مالئیک اسید(در سیب سبز و غوره ی انگور)

مندلیک اسید(در بادام تلخ)

تاتاریک اسید(در انگور)

گلیکولیک اسید(در نیشکر)

فولیک اسیدیا ویتامین ب9( در لوبیا و گندم)

بوتیریک اسید(در گیاه اسطوخودوس)

والریک اسید(در ریشه ی سنبل کوهی)

و...

قدرت اسیدها

اسید قوی، اسیدی است که به آسانی تجزیه شود تا یون های هیدروژن تشکیل دهد. اسید ضعیف به راحتی نمی تواند تجزیه شود؛ بنابراین نمی تواند یون های هیدروژن را به راحتی تشکیل دهد. پس عامل قدرت اسیدها تجزیه ی آسان و رها کردن یون هیدروژن است.

خواص عمومی بازها

بازها مزه ی تند و تیز و تلخ می دهند.

شامل ترکیبی از اتم های اکسیژن و هیدروژن هستند که هیدروکسیل (OH) نامیده می شوند.

اسیدها را خنثی می کنند.

رنگ شناساگرها را تغییر می دهند.( کاغذ تورنسل را آبی رنگ می‌کنند.)

با اسیدها واکنش می دهند و تولید نمک وگاز هیدروژن می کنند.(نمک ها خود از یک فلز و یک نا فلز تشکیل شده اند.)

الکترولیت هستند.

باز های معروف

مهم ترین بازها عبارتند از:

هیدروکسید سدیم ("قلیا"، NaOH)

هیدروکسید آمونیوم ("آمونیاک"، NH4 OH)

هیدروکسید کلسیم ("آهک مرده"، Ca(OH)2)

هیدروکسید پتاسیم(KOH)

هیدروکسید باریم Ba(OH)2

هیدروکسید لیتیم(LiOH)

هیدروکسید سدیم کاربردهای خانگی زیادی دارد و برای تمیز کردن لوله های ظرفشویی و فاضلاب به کار می رود.

هیچ وقت به محلول های قلیایی به طور مستقیم دست نزنید؛ زیرا چربی طبیعی پوست را حل می کند و به پوست آسیب می رساند. اگر مواد قلیایی به چشم شما برخورد کرد، با مقدار زیادی آب شستشو دهید.

قدرت بازها

مانند یک اسید قوی، باز قوی به راحتی تجزیه می شود و یون های هیدروکسید تشکیل می دهد نه هیدرونیوم. باز ضعیف نمی تواند یه راحتی تجزیه شود؛ بنابراین نمی تواند به آسانی یون های هیدروکسید تولید کند.

پس عامل قدرت بازها تجزیه ی آسان و رها کردن یون هیدروکسید است.

شناساگرهای اسید و باز

کاغذ پی اچ(PH ) ، تورنسل یا لیتموس

کاغذ پی اچ در محیط اسیدی به رنگ قرمز و در محیط خنثی به رنگ سبز و در محیط بازی به رنگ آبی در می آید.

برم تیمول آبی

یکی از شناساگرهای محیطی است. رنگ این ماده در محیط اسیدی زرد و در محیط بازی آبی است.

متیل نارنجی یا متیل اورنج

یکی از شناساگرهای محیطی است. رنگ این ماده در محیط اسیدی قرمز و در محیط بازی زرد است.

فنل فتالئین(Phenolphthalein)

فنل فتالین پودری ریزدانهٔ و سفیدرنگ است. بطور معمول بعنوان شناساگر یا معرفی برای اسید و بازها استفاده شده و PH آن از ۳ تا 7 است. در محیط اسیدی بی رنگ و در محیط بازی قرمز ارغوانی است . فنل فتالین در آب نامحلول است و اغلب در آزمایش ها، آن را با الکل رقیق می کنند. این ماده به خودی خود یک اسید ضعیف بوده و در محلول یون هیدروژن آزاد می کند.

شناساگر های خانگی

شما مي توانيد با استفاده از مواد معمولي كه در هر خانه اي پيدا مي شود وهمچنين عصاره ی ميوه وياگل وبرگ گياهان، شناساگر خانگي درست كنيد.در اینجا چند شناساگر خانگی را به شما معرفی می کنیم:

کلم بنفش

باز ها رنگ عصاره ی کلم بنفش را سبز می‌کنند و اسید ها رنگ آن را به صورتی مایل به قرمز برمی‌گردانند.

گيلاس

عصاره ی گيلاس در محيط اسيدي به رنگ قرمز مي باشد اما در محيط بازي به رنگ آبي يا بنفش در مي آيد.

انگور ها

انگورهاي قرمز يا ارغواني درمحيط اسيدي قرمز ودر محيط بازي آبي هستند.

گلبرگ هاي شمعداني

گلبرگ هاي شمعداني در محيط اسيدي نارنجي متمايل به قرمز هستند ودر محيط بازي آبي مي شوند.

چغندرها

يك محلول بازي قوي مي تواند رنگ عصاره ی چغندر را از قرمز به ارغواني تغیير دهد .

سياهدانه ها

توت سياه،تمشك سياه ،كشمش سياه ،در يك محيط اسيدي به رنگ قرمز هستند ودر محيط بازي به رنگ آبي يا بنفش تغيير رنگ مي دهند.

زغال اخته

اين ميوه در PHحدود 2.8 تا 3.2 به رنگ آبي مي باشد ولي اگر محيط كمي اسيدي باشد به رنگ قرمز در مي آيد.

پودر كاري يا زردچوبه ی هندي

كاري داراي رنگيزه نارنجي مي باشد كه در PH حدود 7.4 نارنجي رنگ ودر PH حدود 8.6 قرمز مي باشد.



سوالات در س مطالعات اجتماعی

انسان بخش عمده ای از غذای خود را از چه راهی بدست می آورد؟ -
2 مراحل عمده ی کشاورزی را نام ببرید؟ -
3 عوامل طبیعی موثر در کشاورزی شامل چه چیزهایی می شود؟ -
4 عوامل انسانی موثر در کشاورزی شامل چه چیز هایی می شود؟ -
5 آیا همه زمین ها قابل کشت هستند؟توضیح دهید. -
6 از چه رمین هایی می توان محصول فراوان بدست آورد؟ -
7 چرا در کشور ما محصولات مختلفی بدست می آید؟ -
8 خرما یک محصول...........است. -
9 سیب زمینی یک محصول...........است. -
11 برنج به آب و هوای...........و...........نیاز دارد. -
11 آب مورد نیاز کشاورزی چگونه تامین می شود؟ -
12 قنات چیست؟ -
13 نمودار میزان بارندگی در ایران و جهان را رسم کنید. -
14 بخش وسیعی از کشور ما در منطقه ی ...........و........... قرار دارد. -
15 کاشت شامل ........... و........... و........... است.) شخم زدن، بذرپاشی ، شیاربندی ( -
16 داشت شامل........... و........... و........... و........... است. ) آبیاری ، کود دادن ، وجین کردن ، هرس کردن ( -
17 برداشت شامل............ و ............ و ............ است. )درو کردن ، دسته بندی ، خرمن کردن ( -
سوالات درس 5 مطالعات
اجتماعی
18 چرا ایران دارای تنوع آب و هوایی است ؟ بخاطر گسترش ایران در عرض جغرافیایی و ایران روی 15 تا مدار قرار -
دارد .
19 عرض جغرافیایی چیست ؟ فاصله زاویه ای هر نقطه روی کره زمین با استوا را عرض جغرافیایی گویند. -
21 طول جغرافیایی چیست ؟ فاصله زاویه ای هر نقطه روی کره زمین با نصف النهار را طول جغرافیایی گویند . -
21 در کشاورزی به چه نیرو های کاری نیازمندیم ؟ مثال بزنید -
22 ابزار و وسایل کشاورزی در چه کارهایی به انسان کمک می کند ؟ -
23 نقش سرمایه در کشاورزی را توضیح دهید ؟ -
24 مواد ) نهاده ها ( مورد نیاز در کشاورزی چیست؟ -
25 چگونه می توان از کشاورزان کشورمان حمایت کنیم ؟ -
26 چرا میوه ها و سبزیجات ایران نسبت به بسیاری از کشور ها خوش عطر تر و خوشمزه تر است ؟ -
فعالیت های جانبی :
1 چند کارت تهیه کنیم ، اسم محصولات را روی آن بنویسیم . تحقیق کنند در کدام استان ها است بعد جابجا کنیم در -
کلاس تا باعث دانش افزایی شود.
2 لیستی از غذاهای محلی ) 5 غذا ( و نام محصولاتی را در تهیه آن بکار رفته است را تهیه کنند وخودم البته با دستور -
العمل تهیه گفتم بیارن .



کار وفناوری (نمونه سوال کتبی)

سوالات درس کاروفن آوری

1) سخت افزار را تعریف کنید و سه مورد را نام ببرید

2) آیکون چیست و در رایانه چه کاربردی دارد؟

3) نرم افزار را تعریف کنید و بگویید خودشما چه نرم افزاری را دوست دارید؟

4) نام دیگر کازه چیست؟

5) کلیک راست در رایانه چه کاربردهایی دارد؟

6) به یک بار فشار دادن کلیدهای ماوس ............... میگویند

7) وقتی ماوس را حرکت می دهیم روی صفحه ی نمایشگر .................. را می بینیم که

حرکت می کند .

8) وقتی می خواهیم یک نقاشی را ذخیره کنیم کدام گزینه را باید بزنیم ؟

9) وقتی گزینه save یا save as را زدیم قبل از زدن دکمه ی okچه موارد دیگری را باید مد نظر قرار دهیم .

10) گزینه ی ذخیره یا همان save را از کجا باید پیدایش کنیم ؟

11) اگر بخواهیم برنامه ی نقاشی را اجرا کنیم باید به کدام قسمت ویندوز مراجعه کنیم ؟

12) ویندوز را تعریف کنید .

13) در هنگام کار با رایانه چه نکات ایمنی و بهداشتی را باید رعایت کنیم ؟

14)قبل ار خاموش کردن رایانه چه کاری را باید انجام دهیم ؟

15) برای خاموش کردن رایانه آیا میتوانیم از دکمه ی روی کیس استفاده کنیم ؟

16) کاربرد قطعات زیر را بگویید

بلند گو ماوس کیس صفحه ی نمایش

17) پوشه و پرونده را تعریف کنید

18) پوشه و پرونده چه تفاوتی با هم دارند ؟

19) به چه منظور از نماد رایانه استفاده می کنیم ؟

20) نام دیگر درایو چیست؟

21 ) درایو چیست ؟

22 )چگونه می توان درایو های رایانه را مشاهده کرد؟

23) چگونه می توان پوشه جدید در رایانه ایجاد کرد؟

24)چگونه نام پوشه را عوض میکنیم ؟

25 ) برای تغییر زبان نوشتن رایانه چه کار باید کرد؟

26) در برنامه ی نقاشی برای رسم مسیرها از چه ابزاری استفاده می کنیم ؟

27) رایانه دو نوع سخت افزار دارد آن دو نوع را نام ببرید و برای هر کدام مثال بزنید

توجه داشته باشید فناوری درس عملی است

سوالات درس دوم فارسی

سوالات درس دوم فارسی

1) منظور از پنجره های شناخت در درس چیست؟

2) پنجره های شناخت ‘ ما را به شناخت چه چیزی رهنمون میشوند؟

3) با توجه با متن درس ما چگونه میتوانیم آفرینش الهی را بهتر به تماشا بنشینیم ؟

4) کلمات هم خانواده چه مشخصاتی دارند؟ با ذکر یک مثال آنها را توضیح دهید

5) وقتی می خواهیم چند کلمه را در گروه های جداگانه قرار دهیم (آنهارادسته بندی کنیم)

چه مواردی را باید رعایت کرده و مد نظر نظر قرار دهیم؟

6) با توجه به توضیحاتی که در بالا دادید کلمات زیر را دسته بندی کنید :

آیا می توانید بگویید به چند صورت می توانیم آنها را دسته بندی کنیم ؟

علم - کاغذ - فکر - صندلی - تعلیمات - میز - افکار - علمیه - پتو بادکنک

7) با توجه به حروف زیر کلمات معنا داری بنویسید که از 2 حرف بیشتر باشند

ی _ ف _ ش _ ر _ ت _ ک _ ع چند کلمه میتوانید بسازید؟

8) با کلمه های زیر جمله بسازید :

پنجره ها :..............................................................

اخلاق :.................................................................

9) جمله ی زیر را در 8 سطر ادامه بدهید و در متن خود از کلمه های زیر استفاده کنید :

خدا - شناخت دقیق - عقل و خرد - انسانها - آگاهی و شناخت

از خواب که بیدار شدم چشمم به پنجره ی اتاق خوابم افتاد بی اختیار به یاد حرفهای معلم افتادم : ..............................

10 ) علامت های جمع در فارسی را نام ببرید

کلمات زیر را با کدام یک از علامتهای زیر میتوان جمع بست؟

آسمان ( ات _ ها _ ان ) سبزی ( ات _ ها _ ان ) زمستان ( ها _ ات _ ان )

شاگردان گل گلاب به سوالات من اکتفا نکنید و خودتون برید دنبال طرح سوال اونوقت می بینید که هم لذت میبرید هم بهتر یاد میگیرید

سوالات     درس اول فارسی

سوالات درس اول فارسی

1) بیت زیر را باز نویسی کنید

برگ درختان سبز در نظر هوشیار هر ورقش دفتر یست معرفت کردگار

2) مخالف کلمات زیر را بنویسید

ظاهر حاضر بینا نادان

3) در شعر زیر قافیه ها را مشخص کنید

باد بهاری وزید از طرف مرغزار باز به گردون رسید ناله ی هر مرغ زار

خیز و غنیمت شمار جنبش بادربیع ناله ی موزون مرغ بوی خوش لاله زار

4)جمله های زیر را باز نویسی کنید :

این همه خلق را که شما بینید بدین چندین بسیاری . این همه را خالقی است.

غفلت از این و نااندیشیدن تاریکی افزاید اندر دل و نادانی گمراهی است .

8)کدام جمله ها عاطفی , کدام خبری و کدام امری است ؟

الف ) دانش آموزان کلاس ششم 1 خوب درس می خوانند .

ب) چه دانش آموزان قدر شناسی !

ج) مکن کاری که هشیاران بخندند

9) نام دیگر جمله ی پرسشی چیست؟ و بگویید جمله ی پرسشی چه مشخصاتی دارد ؟

10) در جمله ی : <خیز و غنیمت شمار > چند جمله وجود دارد ؟ این جمله ها از کدام نوعند؟

11) وقتی می گوییم " ترکیب وصفی " ترکیب یعنی چه ؟

12) کدام یک از ترکیب های زیر وصفی است ؟

بوی خوش باد بهاری برگ درختان برگ سبز

13) به جز ترکیب وصفی چه نوع ترکیب دیگری می شناسید ؟ نام ببرید و برایش مثال بزنید .

14) با توجه به متن درس " معرفت آفریدگار " چه چیزی موجب افزایش روشنایی در دل می شود؟

15) درس معرفت آفریدگار از چه کتابی است ؟ نام نویسنده ی این کتاب کیست؟

 

مردم سالهای متمادی است حرکت مکانیکی را برای تولید برق مورد نیاز خود بکار می‌برند. می‌دانید اساس کار یک دستگاه مولد برق (ژنراتور) ، اعم از مولد جریان مستقیم یا متفاوت ، حرکت نسبی یک‌ هادی در میدان مغناطیسی است. ولی مولد یک عیب دارد آن این است که مانند باطری نمی‌تواند انرژی الکتریکی ذخیره کند، به عبارت دیگر برقی که مولد تولید می‌کند باید در حین تولید مصرف شود.

در همه مولد‌ها یک چیز مشترک است، همه آنها نیاز به منبع قدرت دارند تا استوانه حامل‌هادی‌ها را ، یا آهنربای مولد میدان مغناطیسی را بچرخاند یعنی حرکت مکانیکی سیم‌ها را در میدان مغناطیسی ثابت ( یا حرکت آهنربا را در مقابلسیم پیچ‌ها ثابت) تامین کند. منابع قدرت مورد استفاده انواع مختلف دارند. چهار نوع از آنها که اغلب مورد استفاده قرار می‌گیرند عبارتند از توربین آبی ، توربین بخار ، توربین گازی و موتور‌های درون سوز.

توربین آبی

در نیروگاه‌های هیدرولیک برای چرخاندن مولد برق (ژنراتور) از توربین آبی استفاده می‌شود. این طریقه تولید برق از لحاظ اقتصاد با صرفه است ولی محدودیت جغرافیایی محل از لحاظ سد سازی دارد.

توربین گازی

استفاده از توربین گازی برای به کار انداختن مولد‌های برق روز افزون است. اساس کار توربین‌های گازی مانند کارموتور‌های جت است. سوخت می‌سوزد و گازهای حاصل از سوختن در توربین منبسط می‌شود. ساختن توربین‌های گازی کم خرج است ولی بهره برداری از آنها پرخرج می‌باشد، علاوه بر این ابعاد آنها محدود است. به همین جهت اغلب آنها را به عنوان واحد‌های اضافی برای تدارک الکتریسیته بیش از معمول ، بویژه هنگامی که مصارف اختصاصی مورد نیاز است ، بکار می‌روند.

توربین بخار

توربین بخار وسیله متداولتری برای تامین توان مکانیکی جهت چرخاندن القاء کن مولد برق از نیروگاه است. تفاوت یک نیروگاه بخار با نیروگاههای دیگر در چگونگی تولید بخار است. هر روشی که بکار می‌رود باید مقدار زیادی گرما برای تولید بخار لازم جهت بکار انداختن توربین‌های بخار تهیه شود. در نیروگاههای با سوخت فسیلی این گرما از سوختن زغال سنگ ،نفت ، یا گاز طبیعی حاصل می‌شود. در نیروگاه هسته‌ای گرما از شکافت اتمهای سوخت اورانیوم به دست می‌آید.

نیروگاه با سوخت فسیلی

نیروگاههای با سوخت فسیلی مدرن پیچیده و پراجزایند، ولی در همه آنها شش مرحله زیر انجام می‌گیرد:

1.   تهیه سوخت و تزریق آن

2.   سوختن

3.   تولید بخار

4.   کارکردن توربین

5.   مولد

6.   چگالیدن بخار

7.   برگشت آب حاصل از چگالیدن بخار به دیگ

مکانیسم مراحل نیروگاه با سوخت فسیلی

در نیروگاه با سوخت فسیلی ، اول باید سوخت را آماده کرد. مثلا اگر سوخت زغال سنگ است باید به صورت گرد درآید، چنانچه نفت است باید گرم شود ، سپس سوخت آماده شده ، به داخل کوره تزریق یا پاشیده شود. در کوره سوخت با هوا مخلوط شده می‌سوزد و گرمای حاصل از سوختن آن برای تولید بخار بکار می‌رود و چرخه تولید بخار آغاز می‌شود، بخار در توربین منبسط شده و آن را می‌چرخاند و چون محور توربین به محور مولد برق اتصال دارد القاء کن مولد نیز به چرخش در می‌آید و برق تولید می‌شود، بخار پس از خروج از توربین باید متراکم شده دوباره به صورت آب در آید بطوریکه بتوان آن را بوسیله تلمبه به دیگ برگردانده دوباره از آن استفاده کرد.

در سال 1912 میلادی دانشمند آلمانی بنام وگنر اظهار داشت که حدود 200 میلیون سال پیش تمام خشکی ها به هم متصل و یک تکه بوده اند این خشکی رفته رفته به دو قسمت تقسیم شده و پس از آن هر قسمت نیز قطعه قطعه شده و قاره های امروزی را بوجود آمده اند سپس وگنر نظریه زمین ساخت ورقه ای را مطرح کرد.

نظریه زمین ساخت ورقه ای:
بر اساس این نظریه سنگ کره زمین یک تکه نیست بلکه از تعدادی ورقه های بزرگ و کوچک تشکیل شده است.


نکته: بعضی از ورقه ها در زیر قاره ها و بعضی دیگر در زیر اقیانوس ها و برخی هر دو را در بر می گیرد.

 






نکته: به هر یک از ورقه های سنگ کره یک پلیت می گویند

 

بر اثر حرکت پلیت ها در حاشیه ورقه ها زلزله ایجاد می شود.

زلزله
حرکت ناگهانی قسمتی از زمین را زلزله گویند که این حرکت موجب تخریب ساخمان ها و رانش زمین     می شود و گاهی خسارت جانی و مالی زیادی را به بار می آورد.

ریشتر
واحد شدت زلزله است که دانشمند آمریکایی به نام چالز فوانسیس ریشتر اولین بار شیوه اندازه گیری شدت زلزله را پیشنهاد داد او شدت زلزله را 1 تا 12 ریشتر بیان کرد.

 

 

نکته انرژی زمین لرزه ای که شدت آن یک ریشتر است برابر انرژی حاصل از انفجار 170 گرم تی ان تی (TNT) است. به ازای افزایش هر درجه ریشتر شدت زمین لرزه 31 برابر عدد قبلی است.

سؤال: چه عاملی در زیر سنگ کره موجب شکل پذیری و خمیر مانند بودن نرم کره می شود؟
جواب: دما و فشار بسیار زیاد در زیر سنگ کره

سؤال: چگونه قسمت خمیری گوشته ممکن است جا به جا شود؟
جواب: چون قسمت زیرین دما بیشتر از قسمت بالایی بخش خمیری شکل است این اختلاف دما باعث تغییر چگالی مواد شده و سبب جابه جایی ماده خمیری شکل می شود.

سؤال: چه موقع ورقه های سنگ کره جا به جا می شوند؟
جوابوقتی مواد نرم کره به آرامی بالا بیایند و به طرفین کشیده شوند ورقه ها روی هم می خزند.


حرکت ورقه ها در مجاورهم به سه صورت ممکن است باشد.


1- دو ورقه از هم دور می شوند.

 


2- دو ورقه به هم برخورد کرده و نزدیک می شوند.


3- دو ورقه در کنار هم می لغزند.


پدیده های حاصل از حرکت ورقه ها:
1- ورقه های دور شونده:

بیش تر محل ورقه های دور شونده در میان اقیانوس ها قرار دارند در این مناطق مواد مذاب از بین دو ورقه خارج شده و بین دو ورقه سخت می شود و پوسته جدید حاصل می گردد.


به همین دلیل هر ساله چندین سانتی متر بر وسعت اقیانوس ها افزوده می شود.

 

2- ورقه ها های نزدیک شونده:
چون ورقه های نزدیک شونده خصوصیات فیزیکی و شیمیایی مختلفی دارند پدیده های حاصل به یکی از صورت های زیر می باشد.
الف: برخورد ورقه اقیانوسی با قاره ای:
چون ورقه های اقیانوسی نسبت به ورقه های قاره ای سنگین تر می باشند به زیر ورقه های قاره ای کشیده می شوند و باعث ایجاد گودال اقیانوسی- کوه های آتش فشان و زلزله می شوند.


ب: برخورد دو ورقه اقیانوسی:
یک ورقه به زیر ورقه دیگر فرو می رود و با خم شدن لبه ورقه ها گودال عمیق اقیانوسی ایجاد می شود. ورقه فرو رونده ذوب شده و مواد مذاب از بستر دریا خارج می گردند و بر اثر آتش فشان جزایری سر از آب بیرون آورده و جزایر قوسی تولید می گردند.



ج: برخورد دو ورقه قاره ای
هیچ کدام از ورقه ها زیر دیگری فرو نمی رود چون جرم هر دو مساوی است بر اثر چنین برخوردی کوه و زلزله شدید ایجاد می شود.

 
3- ورقه ها در کنار هم می خزند
در این محل ها نه پوسته جدید تولید می شود و نه ورقه ای تخریب می شود بلکه فقط ورقه ها کنار هم حرکت می کنند در این صورت زلزله های شدید ایجاد می گردد.