ایا می دانید اگر سه روزدر اتاقی کاملا تاریک به سر ببرید بطور موقت کور خواهید شد؟

آیا می دانید قلب یک انسان بالغ و تندرست ودارای وزن متوسط و سالم در هر ساعت حدود 100000بار  می زند /

ایا می دانید هر انسان در هر روز حدود 5000 کلمه سخن می کوید/

آیا می دانید سلول های مغز انسان تا اخر عمر زنده هستند /

آیا می دانید هر کاغذ را بیشتر از 7بار نمی توان تا کرد؟

آیا می دانید وقتی متولد  می شوید 300استخوان دارید ولی وقتی بالغ می شوید 206استخوان دارید؟

آیا می دانید تلویزیون در حالت نیمه خاموش (یعنی با کنترل) به اندازه یک لامپ 200واتی برق مصرف می کند؟

آیا می دانید شتر در عرض سه دقیقه 200لیتر اب می خورد/

آیا می دانید طول گام شتر مرغ در هر گام 8متر است؟

سلام ار امام محمد تقی

همواره به تاخیر انداختن کارها ،


سرگردانی است ( امام محمد تقی علیه

السلام)


شهادت این امام بزرگوار بر تمام شیعیان تسلیت باد

دانلود مجموعه بازی و ریاضی

دانلود مجموعه بازی و ریاضی

دروغ های بچه ها

دروغ هایی که باورش شده


کودک 6 ساله ام هر وقت کار اشتباهی می کنه و قصد توجیه رفتار غلط اش را داره و می خواد ما مدافع او باشیم ،یا قصد داره ما رو متقاعد کنه کار دلخواهش را انجام بدیم ، بی تردید به دروغ متوسل می شه و به گونه ای صحبت می کنه که من و پدرش باورمون می شه ،اما بعد از مدت کوتاهی متوجه می شویم که او ما را فریب داده و دروغ گفته ، اخیرا کار به جایی رسیده که به دیگران هم دروغ می گه و آنها را تحت تاثیر قرار می ده، اصلا ازاین کار ابایی نداره ،دیگه ما نمی دونیم با اون چه طور رفتار کنیم و این رفتار ناپسندش را ترک بدیم، از عواقب دروغ هایی که می گه می ترسیم اگه عادت اخلاقیش بشه حتما تو آینده به خودش و ما ضربه می زنه و... .
دروغ هایی که باورش شده

در جلسات مشاوره ، به کرِات با چنین والدین مستاصل و درمانده مواجه شده ام و هر بار پس از بررسی شرایط خانوادگی، اجتماعی ، فرهنگی، شیوه های تربیتی  و ...، راه حل هایی را برای ترک این عادت بد کودک پیشنهاد داده و اجرای درست آنها را بر تمامی اعضای خانواده الزامی نموده ام تا شاید با رعایت نکاتی که علی الظاهر سهل الوصول است  اما در باطن صعب الوقوع، بتوانند بر این مشکل رفتاری کودکشان فائق آیند .

اما وقتی در خلوت خودم به این معضل می اندیشم،با این سوال مواجه می شوم که آیا انتظار ما از یک کودک بیش از حد توان و سنش نیست؟ چطور می توان از کودکی که چند صباحی از عمرش نمی گذرد و اکثر آموخته های او تلقین و یا الگوبرداری از رفتار و اندیشه های بزرگترهایش است ،توقع داشت برخلاف آنچه که می بیند و می شنود و به او یاد داده می شود رفتار نماید.

همگی می دانیم کودک  قدرت تجزیه و تحلیل رفتارها را ندارد و دانش او از خوب و یا بد بودن یک رفتار، به تعاریف  دیگران ازآن رفتارها ، عملکردهای دیگران و پیامدهای رفتار آنان بستگی دارد. دنیای او مملو از شنیده ها و دیده ها است که به طور مستقیم و یا غیر مستقیم  به او تزریق می شوند و دایره اطلاعات او را تکمیل می کنند، کودک  تجربه دیگران را  بی کم و کاست، از آن خود تلقی کرده و آنها را در سلسله مراتب رفتاریش ثبت می کند و در زمان مقتضی آنها را به کار می گیرد حتی بهتر از آموزگارانش،و با جرات وبدون هیچ واهمه ای ، سند صحت رفتارهایش را اعمال  و کردار محبوبانش (خانواده، دوستان و آشنایان، مربیان و الگوهای آموزشی  و...) معرفی می کند.

اگر اندک تاملی راجع به این موضوع داشته باشید و با نگاهی کنجکاوانه به مولفه های متفاوت آموزشی و تربیتی کودکان بنگرید،بی شک حقیقت این واقعیت تلخ برای شما نیز، مبرهن خواهد شد و خواهید دریافت که  الگوهای نادرست تربیتی و اشتباهات رفتاری والدین در مقابل دیدگان فرزندان و بمباران غلط اطلاعاتی ذهن و اندیشه کودک توسط  برنامه های مختلف رسانه ای(اعم ازکارتون ها، سریال ها، تبلیغات و...)،از مهمترین دلایل دروغ گویی کودکان محسوب می شوند ؛ و متاسفانه همین جاست که باید بگوئیم از ماست که برماست.

کودک والد خود را اسطوره خوبی ها و منزه از هر زشتی و خطایی قلمداد می کند، لذا بدین سان است که هرگز پیش خود، گفتار پدر/مادر را دروغ تلقی ننموده ،بلکه ابتدا آن را باور می کند و سپس در درون خود دچار دوسوگرایی و تضاد می شود

پدر یا مادری را در نظر بگیرید در پیش روی فرزندان، به مهمان شان  به دروغ می گویند:چهارشنبه که شما سرزده، به منزل ما آمده بودید،خانه نبودیم ، درحالی که خانه بودند اما حوصله پذیرائی نداشتند و به همین دلیل از گشودن در امتناع نموده بودند، یا پدر/مادری را تصور کنید که به فرزندش تاکید می کند اگر کسی با من کار داشت و یا تماس گرفت بگو :بابا/مامان خانه نیست ، گاهی اوقات هم، پدر/مادر برای پیشگیری از اختلاف و یا ختم به خیر کردن غائله ، علنا پیش روی کودک به هم دروغ می گویند و از همه بدتر این که در مواقع لزوم از کودک به عنوان شاهد بر صحت گفتار خود بهره گیری می کنند و می گویند مگه نه دخترم/پسرم این طور نبود و از همه بدتر این که، گاهی خود ما والدین به کودکمان می آموزیم اگه بابا/ مامان فلان سوال را پرسید این گونه پاسخش را بده و گرنه ممکنه دعوا بشه و... .

آنچه که  گفته شد  تنها بخشی از هزاران اشتباه رفتاری ماست ، که بارها و  بارها به طور ناخودآگاه و یا خود آگاه از من و شما والد فرضی سر زده، بدون توجه به چشمان کوچک جستجوگری که ذره بین نگاهش رفتارهایمان را رصد می کند و در خاطر و ذهنش ضبط و ثبت.

دروغ هایی که باورش شده

کودک والد خود را اسطوره خوبی ها و  منزه  از هر زشتی و خطایی قلمداد می کند، لذا بدین سان است که هرگز پیش خود، گفتار پدر/مادر را دروغ تلقی ننموده ،بلکه ابتدا آن را باور می کند و  سپس در درون خود دچار دوسوگرایی و تضاد می شود؛

چرا که از یک سو، کلام والدینش را مطلقا درست  می پندارد و از دگر سو، آنچه که می بیند و می شنود و مجبور به پذیرش آن  می باشد با آنچه که حقیقت است توفیر دو صد چندان دارد، این جاست که از خود خواهد  پرسد :این هست و نیست چه معنایی می تواند داشته باشد؟ و متاسفانه این سوالی است که با کند وکاو کودکانه ، همیشه بی پاسخ خواهد ماند.

 

این تنها یک روی سکه بود، به دیگر روی این سکه نیز نگاهی بیندازید

اکثریت قریب به اتفاق کودکان،بالخص کودکان زیر هفت سال،  همدمی جز تلویزیون برای پر کردن ساعات روزانه شان ندارند و از زمان گشودن پلک تا برهم نهادن چشمانشان در شب هنگام،  انواع متفاوت برنامه های تلویزیونی ،چه متناسب با سن وچه غیر متناسب با سن شان را نظاره می کنند. بسیار دیده می شود که قهرمان داستان ها برای پیشبرد اهدافشان به دروغ و فریب متوسل گردیده و درنهایت نیز پیروز میدان می شوند بدون آن که بابت آن دروغ ،دچار زحمت و یا مواخذه شوند. نمود این مسئله در تبلیغات تلویزیونی بیشتر و بیشتر می شود. متاسفانه برنامه سازان تبلیغاتی ازظرافت و ملاحت اندیشه پاک  کودکان و  تاثیرگذاری ماندگار و درازمدت پیام ها و میان پرده های جالب و جذاب  تلویزیونی بر ذهن کودک ،در جهت آموزش بزرگسالان بهره می گیرند.

اگر اندک تاملی به سریال ها، کارتون ها و بالاخص تبلیغات داشته باشید مطمئنا صحت این نوشته را تائید خواهید نمود.

مثالی می زنم، در تبلیغی دیدم که راوی به پسری غمگین می گفت: چشمانت را ببند و به رویاهات بیندیش،( راوی پسر را راهنمایی می کرد: پس انداز کن و ... حالا پولدار میشی) سپس با اشاره و حرکت دست راوی، پسرک از خواب بیدار می شد اما با این تفاوت که دیگر رویاهای پسرک، رویا نبودند همگی حقیقت داشتند.

کودکان آئینه های زندگی فردایند و بازخورد رفتار امروز شما ، تضمینی بر سلامت اخلاق آینده اوست. اندکی به رفتارها و ارتباطات خانوادگی تان اهتمام داشته باشید و پای بچه های معصوم و خردسال را در بازی ها و گرفتاری های دنیای بزرگسالانه خود به میان نکشید

از شما می پرسم حال چگونه می توان ازیک کودک خواست که تمامی آنچه دیده و شنیده را فقط یک تبلیغ قلمداد کند؟

بی تردید او با خود خواهد گفت: 1- "تلویزیون که دروغ نمی گه،  مگه می شه ؛خودم با چشمان خودم دیدم که اون خانومه و آقاهه با دیدن تبلیغ تلویزیون ،چشماشون بستند و به رویاهاشون فکر کردند و بعد ناگهان خودشونو توی اون ماشین قرمز قشنگه، شهربازی، مسافرت، و.... دیدند. اونا خیلی راحت و در یک چشم به هم زدنی به هرچی خواستند رسیدند".

2- و یا می گوید:" آره این تبلیغات دروغه، مامان بابای منم همه این کارها رو انجام دادند، خیلی هم تلاش کردند اما چرا پس اون طوری که آن آقاهه می گفت نشده؛ چرا؟"

لاجرم کودک معصوم، با تردید فراوان، چنین نتیجه گیری خواهد نمود که:

دروغ هایی که باورش شده

" باورم نمی شه؛ آن آقاهه، که دروغ نمی گه !؟ 

 یا اگه دروغ می گه مگه نمی دونه نباید دروغ بگه،با اون سن و سالش نمی دونه دروغ گفتن کار بدی و دروغگو دشمن خداست و... ".

می بیند چگونه  باور کودکان معصوممان را ملعبه دستان مادی گرایمان قرار داده ایم !

اگر شما خودتان را نیز لحظاتی به جای آن کودک قرار دهید و از نگاه کنجکاوانه و در عین حال ساده انگارانه آن کودک، به آنچه که توصیفش در سطور بالا  از نظرتان گذشت ، گوشه چشمی بیندازید ، به خود خواهید گفت: خود کرده را تدبیر نیست.

من نه به عنوان وکیل مدافع کودکان دروغگو و نه به عنوان یک واعظ ، بلکه به عنوان یک دوست دلسوز می گویم:

والدین عزیز :  کودکان آئینه های زندگی فردایند و بازخورد رفتار امروز شما ، تضمینی بر سلامت اخلاق آینده اوست. اندکی به  رفتارها و ارتباطات  خانوادگی تان  اهتمام داشته باشید و  پای بچه های معصوم و خردسال را در بازی ها و گرفتاری های دنیای بزرگسالانه خود به میان نکشید.

و اما سیاست گذاران فرهنگی- اخلاقی سیما ، بهتر است جواز موفقیت شغلی و درآمدزایی کلان خود را، بهانه ای برای  عبور از خط قرمزها و بازی گرفتن احساسات  کودکانه و پرورش بی اخلاقی ندانند و پیش از اندیشه افزونی پول و سرمایه،به تربیت نسلی بیندیشند که قرار است آینده سازان مملکتی باشند که ما اکنون در فکر باروری سازنده آآنیم.

اضطراب کودکان

کودک واضطراب

والدین می دانند که هر کودک تا اندازه ای ترس و اضطراب در خود دارد. با این حال نمی دانند که این ترس و اضطراب از کجا سرچشمه می گیرد. آنها به دفعات سوال می کنند: چرا بچه من این قدر وحشت زده است؟ او که دلیلی برای ترس خود ندارد.
اضطراب حتی در روزهای کودکی

شاید مفید واقع شود که برخی از سرچشمه های اضطراب در کودکان را توصیف کنیم و چند راه برای غلبه بر اضطراب ارائه دهیم.

 

ترس از رها شدن یکی از سرچشمه های اضطراب

بزرگترین ترس کودک این است که والدین او را دوست نداشته باشند و رهایش کنند. چنانکه روانشناسی آن را بطور برجسته ای در کتاب – شرق بهشت- نشان می دهد:

بزرگترین وحشتی که یک کودک می تواند داشته باشد این است که دوست داشته نشود، و طرد شدن دوزخی است که از آن وحشت دارد ... و طرد شدن خشم را با خود می آورد و خشم نوعی جنایت را که شکل انتقام دارد ...

کودکی، که عشقی را که آرزویش بود، دریافت نکرد، گربه را با لگد می زند و احساس گناه پوشیده خود را پنهان می سازد. و یکی دیگر آن قدر می دزدد که پول محبوبش می سازد. و کودکی دیگر دنیا را فتح می کند و همیشه گناه و انتقام و گناه بیشتر.

هرگز نباید کودکی را با طرد کردن تهدید کرد. چه بعنوان شوخی و چه بعنوان خشم، نباید به کودک هشدار داد که طرد خواهد شد. بارها در خیابان یا در سوپر مارکت، از دور می شنویم که مادری خشمگین به کودک خود که وقتش را تلف کرده است جیغ زنان  می گوید: اگر همین الان نیایی اینجا ، همین جا ولت می کنم و می روم.

این نوع گفتار، ترس همیشه در کمین رها شدن را برخواهد انگیخت و کودک را بیش از پیش در خیال تنها رها شدن در دنیا فرو خواهد برد.زمانی که اتلاف وقت کردن کودک را نمی توانیم تحمل کنیم، بهتر است دستش را بگیریم و او را با خود بکشم تا اینکه با سخنان خود او را تهدید کنیم.

بعضی از کودکان اگر از مدرسه به خانه باز گردند و مادرشان را در خانه نیابند، به وحشت می افتند. اضطراب خاموش آنها از رها شدن خیلی زود بیدار می شود. بهتر است مادر با استفاده از یک یادداشت برای کودک پیغام بگذارد و جایی را که رفته است به    کود ک اطلاع بدهد.( در نظر داشته باشید که نوشته را در جایی قرار دهید که کودک یقینا متوجه آن بشود.)

هرگز نباید کودکی را با طرد کردن تهدید کرد. چه بعنوان شوخی و چه بعنوان خشم، نباید به کودک هشدار داد که طرد خواهد شد

هنگامی که فراز و نشیب های زندگی ما را به اجبار از کودکان خردسالمان جدا می کند، باید برای این جدایی زمینه سازی کرد. برای بعضی ازوالدین دشوار است به کودک بفهمانند که آنها برای عمل جراحی، تعطیلات، یا برای انجام وظیفه ای اجتماعی از خانه دور خواهند بود. آنها بخاطر ترسی که از عکس العمل کودکشان دارند، هنگام شب یا وقتی که کودکشان در مدرسه است، یواش از خانه خارج می شوند و یکی از خویشاوندان و یا یک پرستار بچه را در خانه می گذارند که موقعیت را برای کودکشان توضیح دهد.
اضطراب حتی در روزهای کودکی

اگر کودکان را از قبل برای دوری از مادر آماده سازیم آنها خواهند توانست که فشار ناشی از این جدایی را آسانتر تحمل کنند. آماده سازی پر محتوا به چیزی بیشتر از توضیحات لفظی پیش پا افتاده نیاز دارد. برای آنکه به آماده سازی پر محتوا جامه عمل بپوشانیم ، بایستی از طریق همان زبان مخصوص کودکان در بازی ها و دنیای اسباب بازی ها با آنها ارتباط برقرار کنیم.   

اگر کودکان را از قبل برای دوری از مادر آماده سازیم آنها خواهند توانست که فشار ناشی از این جدایی را آسانتر تحمل کنند. آماده سازی پر محتوا به چیزی بیشتر از توضیحات لفظی پیش پا افتاده نیاز دارد. برای آنکه به آماده سازی پر محتوا جامه عمل بپوشانیم ، بایستی از طریق همان زبان مخصوص کودکان در بازی ها و دنیای اسباب بازی ها با آنها ارتباط برقرار کنیم.   

 

 

اضطراب ناشی از احساس گناه

والدین، آگاهانه و نا آگاهانه در کودکان احساس گناه پدید می آورند. احساس گناه، همچون نمک، عنصری مفید برای آب و تاب دادن به زندگی است، ولی نباید جریان اصلی در زندگی باشد. وقتی کودک از یکی از اصول رفتار اجتماعی یا اخلاقی سرپیچی می کند، آن وقت جایی هم برای مذمت و احساس گناه وجود دارد. با این وجود، کودک وقتی از داشتن احساسات منفی یا افکار ناپسند منع می شود، به ناچار احساس گناه و اضطراب خیلی زیادی خواهد داشت.

برای مانع شدن از احساس گناه غیر ضروری، والدین همچون یک مکانیک خوب که با ماشین خراب سر و کار دارد، باید با سرپیچی ها و نا فرمانی های کودک برخورد کنند. مکانیک، صاحب ماشین را خجالت زده نمی کند. او چیزی را که باید تعمیر شود به صاحب ماشین می گوید. مکانیک از سر و صداهای عجیب و غریب ماشین انتقاد نمی کند، بلکه از آن سر و صداها برای پیدا کردن عیب ماشین استفاده می کند.

برای کودکان دلخوشی بزرگی است که در باطنشان بدانند واقعا آزادند آنطور که دوست دارند فکر کنند و در خطر از دست دادن محبت و موافقت والدینشان قرار نگیرند

برای کودکان دلخوشی بزرگی است که در باطنشان بدانند واقعا آزادند آنطور که دوست دارند فکر کنند و در خطر از دست دادن محبت و موافقت والدینشان قرار نگیرند، اظهاراتی نظیر آنچه در زیر آمده مفید واقع خواهد شد.

((تو یک جور احساس می کنی،اما من جور دیگر، ما درباره این موضوع احساسات متفاوتی داریم)) بنظرت می آید که نظرت درست است ولی نظر من این نیست. من به نظر تو احترام می گذارم، اما خودم نظر دیگری دارم.)) 

 

اختلاف بین پدر و مادر ، یکی دیگر از سرچشمه های اضطراب

اضطراب حتی در روزهای کودکی

وقتی والدین با هم نزاع می کنند کودکان مضطرب می شوند و احساس گناه می کنند برای این مضطرب می شوند که محیط خانه شان مورد تهدید واقع شده است و احساس گناه می کنند زیرا در این اختلاف خانوادگی نقشی واقعی یا خیالی داشته اند. حال قابل توجیه باشد یا نباشد، کودک احساس می کند که او سبب اختلاف بین پدر و مادر بوده است.

کودکان در جنگ داخلی ای که بین والدین روی می دهد، بی طرف نمی مانند، آنها یا جانب پدر را می گیرند یا جانب مادر را، عواقب این جنگ داخلی هم به رشد صفات شخصیتی کودک صدمه می رساند و هم به رشد جنسی روانی او. وقتی پسری پدرش را طرد می کند یا دختری مادرش را، ان پسر و دختر مدل مناسبی نخواهد داشت تا خود را با ان وفق بدهند.طرد شدن از طریق بیزاری نسبت به همانندی با صفات شخصیتی و نسبت به تقلید از رفتار والدین نشان داده می شود. وقتی پسری مادرش را طرد می کند، یا دختری پدرش را، آن دختر و پسر ممکن است با احساس ظن و خصومت نسبت به تمام اشخاص جنس مخالف بزرگ شود.

 

اضطراب ناشی از دخالت در فعالیت های بدنی کودک

امروزه در بیشتر خانواده ها کودکان خردسال به خاطر کمبود جا برای فعالیت های حرکتی دچار ناامیدی و یاس می شوند. آپارتمان های کم فضا و اسباب و اثاثیه گرانبها شدیدا مانع از بالا و پایین پریدن و این طرف و آن طرف دویدن کودک می شوند. این محدودیت ها معمولا در اغاز زندگی کودک شروع می شوند. به کودک اجازه نمی دهند که در کالسکه اش بایستد، به کودک نوپا اجازه نمی دهند که از پله ها بالا برود، یا نمی گذارند که در اتاق نشیمن بدود.

کودکان، که بخاطر این محدودیتها دچار نومیدی می شوند تنشی را در خوذد ذخیره می کنند که باعث پدید آمدن اضطراب می شود. کودکان خردسال نیاز دارند که تنش خود را با فعالیت های بدنی آزاد کنند. آنان به فضایی برای دویدن و به اشیای کافی برای بازی کردن نیاز دارند. آنان به یک اتاق یا حیاط احتیاج دارند تا آزادانه به فعالیت بپردازند و در عین حال از لحاظ روانی نیز آسایش داشته باشند.

 

شیطانی

مهار شیطنت های کودکانه


یکی ازاختلالات رفتاری شایع کودکان، ADHD یا اختلال بیش فعالی و فقدان توجه است که در اکثر مواقع والدین کودک مستاصل می شوند و رفتارهای کودکانشان را خارج از کنترلشان می پندارند. اگر شما نیز خود را  یکی از آن والدین درمانده می دانید با ما همراه شوید تا بتوانید شیطنت ورفتارهای تحمل ناپذیر کودکتان را مدیریت و کنترل نمائید.
پیش فعالی در کودکان

همانطور که می دانید کودکان بیش فعال بدون فکر کردن رفتار می کنند، بیش از اندازه فعالند و در تمرکز کردن مشکل دارند. این کودکان بر خلاف عقیده والدینشان که فکر می کنند آنها به قصد و برای دست انداختن والدینشان رفتارهایی نامناسب انجام می دهند، متوجه انتظارات والدینشان می شوند اما به خاطر درون نا آرام و پر تلاطمشان نمی‌توانند آرام باشند و برای انجام خواسته ها و انتظارات والدینشان دقت کنند و به جزئیات توجه کنند. با کاربست صحیح راهبردهای ذیل می توانید به کنترل دلخواه خود در این باب دست یابید.

*محیط خانه را برای کودکتان آرام و بدون تنش کنید. اکثر کودکان در پاسخ به حالات اضطرابی و هیجانی موجود در خانه چنین رفتارهایی  را مرتکب می شوند.

*برای کودک بیش فعال خود  برنامه ریزی کنید و زمان بندی خاصی را برای انجام هر کاری در نظر بگیرید و در این چارچوب رفتاری و زمانی کوچکترین قصور و کوتاهی فرزندتان را نپذیرید. مثلا، اگر قرار است در روز تنها یک ساعت بازی رایانه ای داشته باشد به او یادآوری کنید که فقط 5 دقیقه تا پایان زمان مشخص شده وقت دارد و پس از اتمام آن زمان، دیگر اجازه بازی نخواهد داشت. بدین طریق به مرور زمان شما خواهید توانست به او یاد دهید و او را عادت دهید که چگونه بتواند خود را با شرایط زمانی موجود سازگار کند و از اتلاف وقت و کمبود وقت و ناراحتی متعاقب آن جلوگیری نماید.

 

نکته: در ابتدای اجرای این برنامه، برای وارد نشدن فشار و استرس به کودک، فرصتهای زمانی لازم  برای انجام کارها را خیلی محدود نکنید که کودک نتواند از عهده انجام آنها بر نیاید. 

 

نکته: به کودک خود تفهیم کنید، او خود مسئول انجام وسازماندهی کارهای شخصی و وظایف محوله است و انتظار کمک و یاری از سوی شما را نداشته باشد. حتی زمانی که در تنگنای زمانی نیز قرار می گیرید، فراتر از آن محدوده زمانی مقرر شده، به کودک وقت ندهید و به عهد خود وفادار بمانید تا او را عادت دهید که بایستی خود بتواند از عهده سر و سامان بخشیدن به کارهایش بر آئید و برای انجام کارها به شما متکی نباشد و روی کمک شما حسابی باز نکند.

 

مقایسه رفتار درست و غلط را به خود کودک واگذار کنید و در صورت عدم توانایی او در این مقایسه، وارد عمل شوید و در این مهم او را یاری دهید

*رعایت و پیروی از قوانین را به او گوشزد کنید و به او یادآور شوید اطاعت از آن قوانین لازم و ضروری است. برخی از والدین نا آگاه، به اشتباه فهرستی از نبایدهای رفتاری را در اختیار کودک قرار می دهند و هرگز نتیجه دلخواه را نیز کسب نمی کنند، لذا برای موفقیت در انجام این طرح بهتر است به تدریج آن هم با کارهای کوچک و آسان شروع کنید و تدریجا به جزئیات رفتاری بپردازید.

 

نکته: در صورت پیروی از قوانین، کودک را تشویق کنید و به طور غیر مستقیم قانون دیگری را وارد چرخه  رفتاری کنید. اما در صورت نافرمانی، او را تنبیه یا سرزنش نکنید بلکه با او قرار دیگری بگذارید ویا از یک قرارداد نشانه ای استفاده کنید. مثلا به او بگویید اگر در مهمانی شلوغ کنی من سرفه خواهم کرد تا تو متوجه اشتباهت شوی و رفتارت را اصلاح کنی.

 

نکته: نکات منفی و اشتباهات او را مرتب یادآور نشوید، ذکر رفتارهای مثبت و درست بیشترین تاثیر درمانی را دارد. برخی از والدین بی درنگ و پیوسته حتی کوچکترین اشتباهات کودک را تذکر می دهند و در مقابل رفتارهای مثبت و صحیح او را نادیده گرفته و تحسین نمی کنند. بهتر است رفتارهای پسندیده او تشویق کنید و در آن زمان رفتارهای مثبت دیگر متناسب با آن رفتار را به طور غیر مستقیم  به او یادآوری کنید.

 

پیش فعالی در کودکان

نکته:

مقایسه رفتار درست و غلط را به خود کودک واگذار کنید و در صورت عدم توانایی او در این مقایسه، وارد عمل شوید و در این مهم او را یاری دهید.

 

*به او مسئولیت دهید ودر حد توانش از او انتظار داشته باشید. در صورت محول کردن وظیفه ای به کودک بهتر است او را برای اتمام آن کار تشویق کنید و با لحنی دوستانه و با احترام از او بخواهید کارش را به پایان برساند و آن را نیمه کاره نگذاشته و به کار دیگری نپردازد.

*برخی از والدین در برابر رفتار چنین کودکانی ساده اندیشند و به طرز ناموجهی برخورد می کنند و حربه مقابله خود را انتقاد،سرزنش،غرزدن،یادآوری رفتارهای اشتباه  کودک و در بسیاری از موارد تنبیه بدنی قرار می دهند. به جای این روش تربیتی نادرست، توصیه می شود  رفتارهای مثبت او را مورد توجه قرار دهید، بسیار او را در آغوش گرفته و نوازش کنید و رفتارهای صحیح او را تشویق کرده و مورد توجه قرار دهید. از آنجایی که این کودکان بسیار نیازمند توجه والدین و اطرافیان هستند و غالبا نیز از این ستایش محروم هستند، توجه ومورد اهمیت قرار گرفتن توسط اطرافیان علی الخصوص والدین و دیگر اعضای خانواده می تواند کلید رهگشا و انگیزه ای برای پیشرفت و بهبود او باشد.

*تغذیه کودک را تا حد امکان کنترل کنید و کمتر اجازه دهید از تنقلاتی چون شکلات، چیپس، پفک، ... و حتی غذاهای آماده و فست فود، ... تا حد امکان کمتراستفاده نمایند. مادران بهتر است در این زمینه خلاقیت نشان داده و مطابق میل و دلخواه کودک و با تزئینات کودکانه غذاهایی سالم و مغذی تهیه کنند. 

 

چرا فرار؟

اولین قدم برای خطرناک شدن

بیزاری از درس

امتناع از مدرسه یک مسئله جدی سلامت روانی و جسمانی برای بسیاری از کودکان و نوجوانان است. غیبت از مدرسه یک عامل خطر برای بروز رفتارهای پرخطر در نوجوانان، خشونت، سوء مصرف مواد و... است. اگر غیبت‌های غیرقابل توجیه به صورت مزمن ادامه یابد ممکن است به باز ماندن کودک یا نوجوان از تحصیل و پیامدهای ناشی از آن نظیر محرومیت‌های اقتصادی مشکلات شغلی و اجتماعی و روانپزشکی در بزرگسالی منجر شود. رفتار امتناع از مدرسه طبق تعریف عبارت است از امتناع کودک از حضور در مدرسه و یا مشکل برای ماندن در محیط مدرسه برای تمام روز یا قسمتی از روز. این تعریف موارد زیر را در بر می‌گیرد:  کودکانی که به طور کامل از مدرسه غیبت می‌کنند.  آنها که ابتدا در مدرسه حضور می یابند اما سپس در طول ساعات مدرسه، آن را ترک می‌کنند.  آنها که با مشکلات رفتاری نظیر بدخلقی‌های صبحگاهی یا مشکلات روانی‌ـ جسمانی در مدرسه حضور می‌یابند.  آنها که استرس نامعمولی را در طول ساعات مدرسه نشان می‌دهند و به مراقبان خود التماس می‌کنند که مدرسه را ترک کنند و در خانه بمانند.  بین امتناع از مدرسه به دلیل ترس و اضطراب و فرار از مدرسه باید تمایز قائل شویم.

فرار از مدرسه (یا مدرسه گریزی) به موارد زیر اشاره دارد:

غیبت‌های غیرقانونی و پنهانی از مدرسه بدون اطلاع والدین؛ غیبت‌های مرتبط با مشکلات تحصیلی؛ غیبت‌های مرتبط با شرایط اجتماعی نظیر فقر و بی‌خانمانی.

برای امتناع از مدرسه دلایل مختلفی در مطالعات مختلف ذکر شده است که هر کدام به تنهایی و یا در کنار یکدیگر می‌تواند علت امتناع از مدرسه در کودک باشد.  احتمالاً یک آمادگی ژنتیکی برای رشد مشکلات هیجانی و اضطراب شامل امتناع از مدرسه وجود دارد. اگر پدر یا مادر کودک دچار مشکلات اضطراب باشند، کودک به احتمال بیشتری به مشکلات اضطرابی مبتلا خواهد شد.

امتناع از مدرسه رفتن به مدرسه و مشکلات حضور در مدرسه ممکن است ناشی از یک بیماری روانپزشكی باشد. این بیماریها عبارتند:

1. اضطراب جدایی – 2 . افسردگی .  3.  بی اعتنایی مقابله‌ای  -  4. اختلال سلوك-  5. سایر اختلالات

 اگر کودک در مدرسه احساس امنیت نداشته باشد، از ارزش و احترام برخوردار نباشد، مورد آزار و اذیت دیگر شاگردان یا پرسنل مدرسه قرار گیرد، احتمال عدم حضور در مدرسه بیشتر می‌شود.

برخی کودکان اجتناب کننده از مدرسه نگرش های پایینی درباره مهارت‌های خود برای مقابله و کنار آمدن با مسائل و مشکلات دارند. این کودکان وقتی در موقعیت‌های مبهم یا تهدید کننده (مثل محیط مدرسه، پرسش کلاسی، فعالیت‌های خاص در مدرسه و... قرار می‌گیرند دچار اضطراب می‌شوند.

نحوه برقراری پیوند کودک با مدرسه نیز می‌تواند در شروع امتناع از مدرسه نقش داشته باشد.  منظور از پیوند كودك با مدرسه، احساس نزدیكی دانش‌آموز نسبت به مدرسه و احساس رضایت وی از تأمین نیازهای تحصیلی، اجتماعی، و... می‌باشد. عوامل مربوط به پیوند كودك با مدرسه عبارتند از: اداره مثبت کلاس درس، شرکت در فعالیت‌های فوق برنامه و قبول نظم و مقررات مدرسه. اگر کودک در مدرسه احساس امنیت نداشته باشد، از ارزش و احترام برخوردار نباشد، مورد آزار و اذیت دیگر شاگردان یا پرسنل مدرسه قرار گیرد، احتمال عدم حضور در مدرسه بیشتر می‌شود.

صرف نظر از علت‌های نخستین امتناع از مدرسه، کاهش اضطراب کودک از طرق های ذیل می‌تواند در نقش یک پاداش یا تقویت کننده مثبت (عاملی که باعث افزایش یک رفتار می‌شود) عمل کند و باعث تداوم مشکلات کودک در زمینه امتناع از مدرسه گردد.

1. زمانی که کودک از رفتن به مدرسه امتناع می‌کند، در واقع از عواملی که مربوط به مدرسه است و باعث ایجاد اضطراب در کودک می‌شود اجتناب و دوری می‌کند. این مسئله امتناع را تشدید می‌كند. 

2. وقتی کودک به مدرسه نمی‌رود در واقع از موقعیت‌های اجتماعی ناراحت کننده و ارزیابی کننده در مدرسه هم دور می‌شوند. مثلاً کودکان یا نوجوانانی که خجالتی هستند و در همکاری و ارتباط با همسالان و یا اشخاص دیگر در مدرسه مشکل دارند و یا مشکلاتی در زمینه‌های امتحان، پرسش شفاهی، کنفرانس‌های شفاهی در مقابل دانش آموزان دیگر، عملکردهای ورزشی و... دارند. دراین دسته جای می‌گیرند. این کودکان یا نوجوانان ممکن است احساس طرد شدن از همسالان بکند.

3. مورد پاداش دهنده دیگر در کودکان امتناع کننده از مدرسه عبارت است از کسب توجه از اشخاص مهم بخصوص والدین. در این مورد، مدرسه به خودی خود، نامطلوب نیست اما کودک ترجیح می‌دهد تا در خانه یا محل کار والدین بماند. این کودکان ممکن است رفتارهایی مثل بدخلقی، شکایت‌های جسمانی اغراق شده و فرار از مدرسه را نشان دهند. ممکن است آنها دچار بیماری اضطراب جدایی یا لجبازی مقابله‌ای نیز باشند.

4. چهارمین تقویت‌کننده (عامل پاداش دهنده مطلوب) عبارت از این است که کودک یا نوجوان از مدرسه امتناع می‌کند تا فعالیت‌های جذاب تر خارج از مدرسه نظیر تماشای تلویزیون، بازی کامپیوتری، وقت گذراندن با دوستان یا رفتن به مهمانی و... را انجام دهد.  

برخی کودکان اجتناب کننده از مدرسه نگرش های پایینی درباره مهارت‌های خود برای مقابله و کنار آمدن با مسائل و مشکلات دارند. این کودکان وقتی در موقعیت‌های مبهم یا تهدید کننده (مثل محیط مدرسه، پرسش کلاسی، فعالیت‌های خاص در مدرسه و... قرار می‌گیرند دچار اضطراب می‌شوند.
پیش از پرداختن به مشكل، باید اطلاعات جامعی درباره کودک و رفتار امتناع از مدرسه به دست آید.

لازم است که روزها یا دوره‌های زمانی که کودک خارج از مدرسه است اندازه‌گیری و ثبت شود.

والدین گزارشی از مشکلات مربوط به آماده شدن برای مدرسه و حضور مداوم کودک در مدرسه بدهند.

مصاحبه‌ای با کودک درباره نگرانی‌ و توانایی‌هایش ترتیب داده شود.

بیماری‌های روانپزشكی مرتبط با امتناع از مدرسه با مصاحبه دقیق شناسایی شود (اگر بیماری روانپزشكی داشته باشد جهت ارزیابی و درمان ارجاع شود).

بدرفتاری‌های کودک در خانه و مدرسه ثبت شود.

با وجود اطلاعات بالا می‌توان تصمیم‌گیری بهتری در مورد نحوه برخورد با مشكل این کودکان و نوجوانان اتخاذ نمود.

ترس از مدرسه

توصیه‌هائی برای والدین

والدین باید بعد از یک فعالیت لذت بخش، ساعات محدودی را با کودک در مدرسه حضور یابند.

کودک را به ازای هر بار بیشتر ماندن در مدرسه تشویق کنید.

می‌توانید برای وی جوایزی کوچک و متناسب برای رفتار آماده شدن به موقع، عدم گریه و قشقرق در هنگام رفتن به مدرسه، حضور در مدرسه بدون گریه و بی قراری حضور در کلاس بدون گریه، ماندن تمام روز در مدرسه بدون ناراحتی تهیه کنید.

کودک را بوسیله سرزنش، تحقیر، تنبیه بدنی مجبور به حضور در مدرسه نکنید.

در فرستادن کودک به مدرسه آرام و با ثبات باشید.

از بحث‌های طولانی و گیج کننده با کودک بپرهیزید.

در مورد فرستادن کودک به مدرسه، تردید و دودلی به خود راه ندهید.

کودک را در ساعات مدرسه به نزد پزشک نبرید.

اگر کودک به هر دلیلی در خانه ماند، وی را از فعالیت‌های سرگرم کننده نظیر بازی، تماشای تلویزیون و... محروم کنید. بهتر است کودک در جایی خارج از خانه که چندان مورد علاقه اش نیست بماند تا برای ماندن در خانه تشویق نشود. و یا سعی کنید او را در رختخواب نگه دارید. به او بگویید که بیمار است و باید استراحت کند.

مواردی كه كودك از طرد شدن توسط سایر بچه‌ها در مدرسه ترس دارد از طریق بازی نقش مهارت‌های دوست‌یابی را با او تمرین كنید.

در فعالیت‌های مربوط به مدرسه كودك نظیر اولیا و مربیان و ... شرکت کنید.

كودك خود را با سایرین مقایسه نكنید.

مسئولیت‌های ساده‌ای كه توانائی انجام آن را دارد در مدرسه به آنها واگذار شود.

 

داد و بیداد که از چشم تو دورم کردند
دور کردند و مرا زنده به گورم کردند

هرچه فریاد زدم فایده انگار نداشت
من نمی‌رفتم از این خانه و زورم کردند

از سلیمانی درگاه تو راندند مرا
خُرد کردند و به اندازه‌ی مورم کردند

خواستم گریه کنم، اشک مرا خُشکاندند
خواستم چشم بدوزم به تو، کورم کردند

آمدم توبه کنم، وقت به پایان آمد
داد و بیداد که از اهل قبورم کردند...

 

سنجش و تشخیص

متن های انتخابی توسط دانش آموز خوانده شود و درصد میزان بازشناسی لغات در متن و همچنین درك و فهم متن مشخص شود می توان قرار گذاشت كه در یك متن صدكلمه ای تعداد خطاها را جمع كنیم عدد به دست آمده درصد مشكل را مشخص خواهد كرد. خطاهای خواندن را به نسبت تعداد كل كلمه ها درصدیابی می كنیم به عنوان مثال ناتوانی در بازشناسی كلمه، ناتوانی در ارزش بیانی كلمه، ناتوانی در ارزش بیانی كلمه، ناتوانی در عدم فهم معنای جمله و ناتوانی در ادراك شنیداری و امثال آن.

 

روش اجرا

دانش آموز متن را حضور درمانگر با صدای بلندی می خواند درمانگر ضمن مشاهدات بالینی صدای دانش آموز را ضبط می كند تا در فرصتی دیگر درصد و نوع ناتوانی ها را مشخص كند. این بخش دقیقترین بخش مربوط به كار درمان است زیرا طراحی برنامه درمان بر اساس این تشخیص صورت می گیرد.

پس گاهی لازم است كه درمانگر برای تشخیص دقیق نوع مشكل از دانش آموز بخواهد تا برخی از كلمات متن را دوباره بخواند تا بهتر علت ناتوانی او را تجزیه و تحلیل كند. بنابراین درمانگر فعالانه باید برخورد كند تا به نتایج قابل اطمینان برسد. گاهی لازم است كودك بدون صدا بخواند و سرانجام به پرسشهای مربوط به متن جواب دهد تا میزان درك او سنجیده شود.

مثال:

طبق انجام آزمونهای خواندن مشخص شد كه دانش آموز مشكلات زیر را داراست:

1- اشكال در تلفظ حروف

2- حذف برخی از صداها. كردند ß كدند.

3- اشكال در تشخیص تلفظ نسبتاً نزدیك برخی حروف تلفظ م با ن

4- اشكال در بخش كردن كلمه ها

5- اشكال در صداكشی كلمه های یك بخشی و چندبخشی

6- اشكال در تركیب صداها و ساختن كلمه: م ر د ß مرد.

 

درك درست و تلفظ درست صداها

برای اینكه كودك صداها را درست درك و تلفظ كند باید تمرینهای مختلفی را انجام داد ابتدا آزمونی كوتاه كه از تمام صداها در ابتدای كلمه –انتهای كلمه و میان به عمل می آوریم و بعد میزان مشكلات مربوط به صداها را یادداشت می كنیم:

- صداهایی كه برای تلفظ آن در ابتدای كلمه مشكل دارد.

- صداهایی كه برای تلفظ آن در وسط كلمه مشكل دارد.

- صداهایی كه به شنیدن آنها حساس نیست.

-گنجایش حافظه شنیداری: (اگر نتوانست كلماتی را كه گفته ایم بیان كند علامت – می گذاریم و اگر توانست علامت + می گذاریم.)

- گنجایش توالی شنیداری: (كلمات را به ترتیبی كه ما گفته ایم بیان كنند) اگر بیان كرد + در غیر این صورت – می گذاریم.

- تمرینهای مربوط به درك درست صداها و تلفظ درست صداها: برای اینكه كودك صداها را درست درك و تلفظ كند تمرینهایی برای ترمیم حساسیت شنوایی می توان انجام داد.

- استفاده از وسایل صداساز

- صدای حیوانات را برای او پخش می كنیم و به آنها گوش دهد و صدای هر كدام را تشخیص دهد نام ببرید.

- صداهای مختلف مثل گریه، خنده، سرفه، باران، برخورد توپ به زمین و... را در یك نوار ضبط كرده و از دانش آموز می خواهیم به آنها گوش داده و صدای هركدام را تشخیص دهد.

- استفاده از قوطیهای پلاستیكی و ریختن حبوبات در هر كدام و تشخیص آنها با توجه به صدایی كه ایجاد می كنند.

- توصیه به خانواده كه با او آهسته سخنی بگویند و موقع گفتن دیكته فقط یكبار جمله را بگویند.

بعد از انجام این تمرینات صداهایی را كه دانش آموز در درك یا تلفظ آن اشكال دارد شناسایی كرده و تعدادی واژه انتخاب می كنیم كه دربرگیرنده همان صداها باشد این واژه ها باید سه گروه باشند، گروهی كه صدا در اول كلمه و گروهی صدا در و گروهی صدا در آخر كلمه قرار گیرد.

این واژه ها را در نوار ضبط كرده از كودك می خواهیم به آنها گوش دهد و واژه ها را تكرار كند و یا خودمان واژه ها را تلفظ كنیم و از كودك بخواهیم كه آنها را تكرار كند. برای نمونه واژه های مربوط به صدای چ ارائه می شود.

چای                         پرچم                        پچ پچ

چنار                         مورچه                     سویچ

چانه                         بیچاره                      ماچ

...                             ...                             ...

1- صدایی كه می خواهیم به كودك آموزش بدهیم صدای چ است. ابتدا به كودك می گوییم كه من كلماتی را برای تو می خوانم خوب گوش كن و هرگاه به واژه ی برخورد كردی كه حرف چ داشت به من علامت بده (در مورد علامت خودمان با كودك قراردادی می بندیم. مثلاً در این جا به او می گویم كه هر موقع به این حرف حرف رسیدی دست راستت را بالا ببر).

مثلاً می گوییم: فرش- خاك- چادر- زیبا- چنار- قوری- گچ

2- كلمات بی معنی را تلفظ می كنیم. هر موقع به صدای مورد نظر رسیدی علامت بده.

مو- پو- زو- چو- دا- مر- چر

3- وسیله ی در دستمان می گیریم و نام آن را غلط تلفظ می كنیم و از كودك می خواهیم اشتباه ما را تصحیح كند. مثلاً چسب را دست می گیریم و می گویم اسب و یا چادُر را می گوییم مادُر.

4- كلماتی را حفظ می كنیم و از كودك می خواهیم تكرار كند.

5- كلماتی را ناقص تلفظ می كنیم و از كودك می خواهیم بقیه اش را بگوید مثلاً می گوئیم (چا) او باید بگوید نه، در، قو.

6- صداهای یك كلمه را با فاصله می گوییم آنگاه كودك آن را كامل كند. مثلاً: آ- لو- چه او بگوید آلوچه.

7- از كودك می خواهیم كه او صداهای كلمه را با فاصله بگوید و ما كلمه كامل را بگوییم.

8- تصاویری تهیه می كنیم كه صداهای آخر آنها یكسان باشد از كودك می خواهیم پس از نام بردن هر كلمه صدای آخر را تكرار كند. مثل: برنج- گنج- كاج، مچ- پارچ- كوچ

9- تصاویری تهیه می كنیم كه صدای اول نام آنها یكسان باشد از كودك می خواهیم ضمن نام بردن كلمات صدای اول آنها را تكرار كند. مثل: گوش- گوسفند- گندم، چنار- چمدان- چادر

10- چند تصویر به كودك نشان می دهیم كه در تلفظ نام آنها دو كلمه وجود داشته باشد كه صدای اولشان مشابه است و از كودك می خواهیم آن دو كلمه را پیدا كند.

نهنگ- چنگال- گل- چوب- قندان

11- چند تصویر به كودك نشان می دهیم كه در این گروه از كلمات دو كلمه وجود داشته باشد كه صدای آخرشان مشابه است و از كودك می خواهیم آن دو كلمه را پیدا كند.

سویچ- ارگ- گچ- سطل

12- بعد از تمرینات تصاویر، تمرینهای شفاهی را شروع می كنیم از تصویر استفاده نمی كنیم فقط به طور شفاهی كلمات را بیان می كنیم تمام تمرینات بالا را به صورت شفاهی انجام می دهیم.

13- تعدادی تصویر به كودك نشان می دهیم و از او می خواهیم داستانش را برای ما نقل كند. دانش آموز را تشویق می كنیم كه در نقل داستان واژه ها را درست تلفظ كند.

14- حروف الفبا را به او نشان می دهیم و او باید آنها را تلفظ كند این كار تا جایی ادامه یابد كه مطمئن شویم حروف را به خوبی می شناسد.

15- حروف الفبا را روی كاغذ یا تابلو نوشته و به شكل نامنظم حروف را تلفظ می كنیم و دانش آموز آنها را نشان دهد.

16- هر كدام از حروف را روی كارت مقوایی نوشته و هربار از بین آنها چند حرف را به كودك می دهیم و او باید با حروف كلمه بسازد. مثلاً حروف ر-ا-ز. كه می تواند واژه های زار-راز را بسازد.

17- درمانگر چند صدا را تلفظ می كند و دانش آموز باید با تركیب آنها یك كلمه بسازد. مثلاً: ش ا د ß شاد

18- تقلید صدای حیوانات مختلف توسط دانش آموزان می تواند برای فهم صداها بسیار مفید باشد.

19- تقلید راه رفتن حیوانات، مثل اردك، خرگوش، گربه و... می تواند تعادل حركتی ایجاد كند.

20- چند كلمه را درمانگر با صدای رسا می خواند. دانش آموز باید پس از شنیدن هر كلمه آن را تكرار كند و سپس بگوید كه با كدام صدا شروع می شود: جارو- تور- پدر- گچ- كار- صندوق- لامپ.

21- چند كلمه را درمانگر با صدای رسا می خواند. دانش آموز پس از شنیدن هر كلمه باید صدای آخر كلمه را بگوید: مربا- حمید- برق- پوچ- رازی- برنج

22- درمانگر چند كلمه را می خواند. دانش آموز باید صدای وسط كلمه را بگوید.

میخ- زیر- كلم- آجر- نقد

23- دانش آموز در یك نقطه می ایستد و چشمانش را با دستمال می بندد آنگاه مربی به طور دایره وار دور او حركت می كند و كلمه ای را تلفظ می كند. دانش آموز باید جهت صدا را تشخیص دهد.

24- پس از موفقیت در تمرینهای قبلی، بخش كردن و صداكشی باید انجام گیرد.

راهنمایی های به خانواده ها در جهت بهبود مشكلات كودكان نارساخوان:

- كودك خود را با كودكان دیگر مقایسه نكرده و او را مورد سرزنش قرار ندهید.

- به كودك با توانایی های دیگری كه دارد اعتماد به نفس بخشید تا احساس ارزشمندی كند.

- زمانی را برای آموزش انتخاب كنید كه فرزند احساس آرامش كند.

- هرگاه یك جلسة آموزشی با فرزندانتان داشتید سعی كنید آن را با فعالیتی به اتمام برسانید كه فرزند شما در آن مهارت دارد و از آن لذت می برد.

- به كودك در تصحیح اشتباهات و خطاهایش كمك كنید.

- باید آگاه باشید كه بسیاری از كودكان معانی لغات را در داستان نمی دانند لذا باید مكث كنید و معانی را برای كودك بگویید.

- كودكتان را به كتابخانه ببرید و آنها را تشویق كنید كه كتابهای مورد علاقه شان را انتخاب كنند.

- با هم تلویزیون تماشا كنید و درباره آنچه كردید، بحث كنید.

- تلاش كودك را تحسین كنید به خاطر داشته باشید كه چقدر سخت است كه او مجبور است سعی كند كه در خواندن و نوشتن موفق شود.

راهنمایی هایی به آموزگاران در جهت كمك به دانش آموزان نارساخوان:

- از تصاویر و كتابهای حافظه استفاده كنید.

- از الفبای چوبی برای آموزش استفاده كنید (از كودك بخواهید چشمهایش را ببندد تا شكل آنها را احساس كند)

- درباره حروف صحبت كنید و داستانهایی در مورد حروف بسازید.

- او را در جلوی كلاس بنشانید تا بتوانید به او كمك كنید.

- او را با دانش آموزان دیگر مقایسه نكنید.

- به نحوه مداد دست گرفتن كودك توجه كنید و او را در صحیح گرفتن مداد یاری كنید.

- از او نخواهید كه در جمع با صدای بلند نخواند.

- برای تلفظ صحیح لغات به كودك كمك كنید.

منبع : سایت آموزش و روان شناسی کودکان

 

آداب و وظائف معلم

به نام خدا

آداب ووظائف ویژه معلم

تعلیم اساس وبنیادی است که قوام وپایداری دین وآئین برروی آن استوار است .جامعه بشری از روی تعلیم می تواند از کسادی و افول خورشید علم ونابودی کالاوسرمایه های علمی پیشگیری کند بنا براین تعلیم یعنی انتقال اندوخته های علمی به دیگران ،ازمهمترین عبادات و موءکد ترین واجبات کفائی است که هرفرد از جامعه انسانی که حامل علم وکالای معارف ومعلومات است باید در انتقال آن به دیگران احساس وظیفه ومسئولیت نماید تا وقتی که این انتقال به وسیله دیگران صورت نگیرد همه علما ودانشمندان موضوع تعلیم وتربیت را یک امر واجب  وتکلیف الزامی تلقی کرده ودر صدد اداء این امر ووظیفه ی خطیراقدام نمایند .

چنانچه خداوند می فرماید : واذا اخذ الله میثاق الذین اوتو الکتاب لتنبیننه للناس ولا تکتمونه ( آل عمران 187)و آنگاه خداوند از مردمی که نبشتار آسمانی به آنها یاد داده شد یعنی مردمی که اهل علم ودانش هستند پیمان گرفت وبه آنها فرمود :باید محتوای علم را برای مردم تشریح کرده واز بیان آن کتکان نورزند یعنی آن را به دیگران تعلیم دهند .

ودر جای دیگر  می فرماید :ان الذین یکتمون ما انزلنا من البینات والهدی  من بعد ما بیناه للناس فی الکتاب اولئک یلعنهم الله ویلعنهم اللاعنون (بقره 159) آنان که رهنمود های واضح وآشکار وعوامل رشد  وهدایت راکه ما  آنها را فروفرستادیم پس ازآنکه ما همین رهنمود ها ی آشکار وراه هدایت رادرنبشتار آسمانی گزارش کردیم اگر دربازگو کردن آنها به مردم کتمان کنند خدای تعالی آنان را ازرحمت خویش طرد نموده وهمه اعنت کنندگان نیزبرای او طرد ازخداوند را درخواست می کنند .

بنابراین آداب و وظائف ویژه معلم را به سه بخش تقسیم می نمائیم :

آداب معلم با خودش

آداب او با دانش آموزان

آداب اودرمجلس درس

در بخش نخست می پردازیم به آداب معلم نسبت به خویش ،به عبارتی دیگر وظایفی که یک معلم باید دررعایت آن کوشا باشد .که ما یکی یکی آنها را برمی شماریم .

 

1-احراز صلاحیت وشایستگی در امر تعلیم

کسیکه می خواهد عهده دار امرتعلیم وتربیت شود باید قبلا مراتب وصلاحیت وشایستگی خویش را برا تصدی چنین مقامی درخود فراهم نماید .وباید این شایستگی را درتمام مظاهر وجود خویش پدیدارنماید .یعنی سیما وجهره ،وطرز سخن گفتن وگفتارش نمایانگر اهلیت او وشایستگی او برای احراز این مقام تعلیم بوده واساتید صالح نیز صلاحیت اورا تائید نمایند.

2-حفظ حیثیت وشئون علم ودانش

معلم باید مقام وحیثیت علم راحفظ وبه آن ارج نهاده وآنرا به خواری وابتذال وفرومایگی نکشاند ،به این معنی که علم رادر اختیار افرادنالایق ونااهل قرار ندهد وآنرا به مکانی که منسوب به شاگرد اوست نبرد .یعنی علم را به جایی حمل نکند که آنرا بنام شاگرد اوقابل شناسایی است.به عبارت دیگربه عنوان ( معلم سرخانه) علم را به سوی دانش آموز نبرد اگر چه آن دانش آموز فردی گرانقدر باشد ،بلکه معلم باید غلم را از چنین فرومایگی ها وابتذال حفظ کند.چنانچه پیشینیان پاسدار ونگهبان علم بودند.

3- بکار گرفتن علم

خداوند در سرزنش افرادی که  به علم وآگاه یخود عمل نمی کنند می فرماید :

اءتامرون الناس بالبر وتنسون انفسکم

آیا مردم را به احسان ونیکی دعوت می کنید وخویشتن را فراموش می کنید(بقره 44)

علم وعمل قرین وخویشاوند  همدیگرند آنکه می داند عمل می کند وآنکه عمل می کند می داند.علم ،آدمی را بهعمل دعوت می کند واورا به کردار وامیدارد .اگر عمل به دعوت علم پاسخ مثبت دهد علم برسر جای خودمی ماند والا آدمی را کوچک می کند واز او می کوچد.

وجود عالم ودانشمند بی حیا وبد کردار وپرده در خود منشاء فسادوعامل بزرگ ومهمی است برای تبهکاری .وتبهکار مهمترازآن ،ازسوی فرد نادان ونا آگاهی است که به عبادت وپارسایی تظاهر می کند .ایندو فرقه برای برای جامهع انسانی وکسانی که در دین وآئین خود از آنها سر مشق می گیرند وبه آنها متکی هستند ،فتنه وخطر بزرگی به شمار می روند.وچون مردم از آنها الگو می گیرند بدینطریق جامعه رل به انحطاط و فساد می کشانند.

4- حسن خلق وفروتنی

معلم باید بیش از آنکه گفته می شود با شاگردان خود ،خوش خلق ومتواضع باشد.ورفق ومدارا ی کامل با آنان را نصب العین خویش قرار دهد واز این رهگذر به تذهیب نفس بپردازد .زیرا یک عالم ودانشمند صالح وشایسته در این عصر وزمانه به منزله پیامبری از پیامبران الهی است .

5- دریغ نورزیدن از تعلیم علم

    رسالت ووظیفه معلمی ایجاب می کند که نباید ازتعلیم وآموزش هیچکس به خاطر آنکه ممکن است احیانا واجد وقصد ونیت درست وخداپسندانه ای نباشد دریغ ورزید زیرا تصحیح هدف وجهت گیریهای سنجیده وخداپسندانه برای بسیاری از افراد تازه کار وکسانی که درفراگیری علم ،مبتدی هستند دشوار می باشد به جهت اینکه جان وروح آنها به علت خرد سللی ویا فقران بینش کافی در دین از لحاظ درک سعادت ونیکبختی آتیه ووعزت وسرفرازی روز قیامت ،بسیار نارسا وضعیف می باشد.

6- کوشش در بذل واعطاءوانفاق علم

باید معلم ،سرمایه فواندوخته های خود را بهافرادی که شایسته ونیازمند به علم ودانش هستند ،بذل وانفاق کند ودرنشر علم واعطاءآن به افرادمحتاج فبخل نورزد ودانش را ومعارف را از دیگران کتمان نکند .بلکه سعی خود را درجهت نشر آن به کار گیرد.زکات علم یاد دادن آن به دیگران است.

7-  احتراز از مواضع تهمت ولزوم هماهنگی رفتار وگفتار معلم .

برفرض انکه معلم دارای عذر شرعی هم باشد .نباید میان گفتار وکردارش تفاوت ودو گانگی وجود داشته باشد بلکه باید همواره سعی نماید بر طبق گفتار وامر ونهی عمل نماید.مثلا او نمی تولند عملی را نهی کند که خود مرتکب می شود ویا انجام عملی را واجب وحتمی بداند و خود پایبند به آن نباشد. بنابر این اگر معلمی دیگران را به امری دعوت کرد و خود به دلائلی نتوانست شرکت کند باید حتما در جلسه بعدی از دیگران عذر خواهی نماید تا این شبهه برطرف گردد.زیرا که معلم به عنوان نقش الگویی که دارد در شاگردانش منعکس می گردد.لذا همه گونه رفتار او باید نماینده گفتار او باشد.

8- شهامت معلم در اظهار حق ،وجلوگیری از تخلف

معلم ،باید به مقدار وسع وتوانایی خویش ،حق رابدون مجامله وسازشکاری نسبت به احدی از خلق الله اظهار کند اگر مشاهده کرد کسی از حق ،رویگردان است ویادر کیفیت طاعت ازخداوند متعال کوتاهی می کند ونارسایی بوجود می آورد باید در وحله اول از طریق لطف ومحبت وبا عمل مهر ونرمش اورا نصیحت کند .ودرصورتی که این مهر ومحبت اثر نکرداز راه دیگری که عاریازلطف باشد با تخلکاری وخشونت اورا در رهنمون گشتن به حق یاری دهد واگر اینوسیله هم موثر واقع نشد باید ازاو دوری کند  واگر با فاصله گرفتن از او اثری مشاهده نکرد باید کاملا اورا نهی کرده واز رفتار او جلو گیری نماید تا او را به حق باز گرداند.

باشد تا در آینده به وظایف معلم با شاگردان بپردایم

به امید دیدار  خدا یار و نگهدار

نوراله برخوردار آموزگار کلاس ششم

اسامی دانش آموزان کلاس من

سجاد برزویی امیر جلالی  علی جلالی  علی رضا جلالی محمد جلالی  مجتبی

جلالی سید حسن حسینی سید علی حسینی مهدی شکرانی مهدی شکرانی

کوشکی جمال عابدی سامان عبدالهی امیر حسین عبدالهی محمد فاضل امیر

حسین مهرابی فرشادمهرابی محمد رضا مهرابی احسان مهرابی حسین مهرابی

علی رضا مهرابی محمد مهرابی محمد رضا مهرابی مهدی مهرابی حسنعلی نوریان

مهدی نوشانی

آغاز راه

سلام بچه های کلاس


ششممنتظرم بمانید