آداب و وظائف معلم
به نام خدا
آداب ووظائف ویژه معلم
تعلیم اساس وبنیادی است که قوام وپایداری دین وآئین برروی آن استوار است .جامعه بشری از روی تعلیم می تواند از کسادی و افول خورشید علم ونابودی کالاوسرمایه های علمی پیشگیری کند بنا براین تعلیم یعنی انتقال اندوخته های علمی به دیگران ،ازمهمترین عبادات و موءکد ترین واجبات کفائی است که هرفرد از جامعه انسانی که حامل علم وکالای معارف ومعلومات است باید در انتقال آن به دیگران احساس وظیفه ومسئولیت نماید تا وقتی که این انتقال به وسیله دیگران صورت نگیرد همه علما ودانشمندان موضوع تعلیم وتربیت را یک امر واجب وتکلیف الزامی تلقی کرده ودر صدد اداء این امر ووظیفه ی خطیراقدام نمایند .
چنانچه خداوند می فرماید : واذا اخذ الله میثاق الذین اوتو الکتاب لتنبیننه للناس ولا تکتمونه ( آل عمران 187)و آنگاه خداوند از مردمی که نبشتار آسمانی به آنها یاد داده شد یعنی مردمی که اهل علم ودانش هستند پیمان گرفت وبه آنها فرمود :باید محتوای علم را برای مردم تشریح کرده واز بیان آن کتکان نورزند یعنی آن را به دیگران تعلیم دهند .
ودر جای دیگر می فرماید :ان الذین یکتمون ما انزلنا من البینات والهدی من بعد ما بیناه للناس فی الکتاب اولئک یلعنهم الله ویلعنهم اللاعنون (بقره 159) آنان که رهنمود های واضح وآشکار وعوامل رشد وهدایت راکه ما آنها را فروفرستادیم پس ازآنکه ما همین رهنمود ها ی آشکار وراه هدایت رادرنبشتار آسمانی گزارش کردیم اگر دربازگو کردن آنها به مردم کتمان کنند خدای تعالی آنان را ازرحمت خویش طرد نموده وهمه اعنت کنندگان نیزبرای او طرد ازخداوند را درخواست می کنند .
بنابراین آداب و وظائف ویژه معلم را به سه بخش تقسیم می نمائیم :
آداب معلم با خودش
آداب او با دانش آموزان
آداب اودرمجلس درس
در بخش نخست می پردازیم به آداب معلم نسبت به خویش ،به عبارتی دیگر وظایفی که یک معلم باید دررعایت آن کوشا باشد .که ما یکی یکی آنها را برمی شماریم .
1-احراز صلاحیت وشایستگی در امر تعلیم
کسیکه می خواهد عهده دار امرتعلیم وتربیت شود باید قبلا مراتب وصلاحیت وشایستگی خویش را برا تصدی چنین مقامی درخود فراهم نماید .وباید این شایستگی را درتمام مظاهر وجود خویش پدیدارنماید .یعنی سیما وجهره ،وطرز سخن گفتن وگفتارش نمایانگر اهلیت او وشایستگی او برای احراز این مقام تعلیم بوده واساتید صالح نیز صلاحیت اورا تائید نمایند.
2-حفظ حیثیت وشئون علم ودانش
معلم باید مقام وحیثیت علم راحفظ وبه آن ارج نهاده وآنرا به خواری وابتذال وفرومایگی نکشاند ،به این معنی که علم رادر اختیار افرادنالایق ونااهل قرار ندهد وآنرا به مکانی که منسوب به شاگرد اوست نبرد .یعنی علم را به جایی حمل نکند که آنرا بنام شاگرد اوقابل شناسایی است.به عبارت دیگربه عنوان ( معلم سرخانه) علم را به سوی دانش آموز نبرد اگر چه آن دانش آموز فردی گرانقدر باشد ،بلکه معلم باید غلم را از چنین فرومایگی ها وابتذال حفظ کند.چنانچه پیشینیان پاسدار ونگهبان علم بودند.
3- بکار گرفتن علم
خداوند در سرزنش افرادی که به علم وآگاه یخود عمل نمی کنند می فرماید :
اءتامرون الناس بالبر وتنسون انفسکم
آیا مردم را به احسان ونیکی دعوت می کنید وخویشتن را فراموش می کنید(بقره 44)
علم وعمل قرین وخویشاوند همدیگرند آنکه می داند عمل می کند وآنکه عمل می کند می داند.علم ،آدمی را بهعمل دعوت می کند واورا به کردار وامیدارد .اگر عمل به دعوت علم پاسخ مثبت دهد علم برسر جای خودمی ماند والا آدمی را کوچک می کند واز او می کوچد.
وجود عالم ودانشمند بی حیا وبد کردار وپرده در خود منشاء فسادوعامل بزرگ ومهمی است برای تبهکاری .وتبهکار مهمترازآن ،ازسوی فرد نادان ونا آگاهی است که به عبادت وپارسایی تظاهر می کند .ایندو فرقه برای برای جامهع انسانی وکسانی که در دین وآئین خود از آنها سر مشق می گیرند وبه آنها متکی هستند ،فتنه وخطر بزرگی به شمار می روند.وچون مردم از آنها الگو می گیرند بدینطریق جامعه رل به انحطاط و فساد می کشانند.
4- حسن خلق وفروتنی
معلم باید بیش از آنکه گفته می شود با شاگردان خود ،خوش خلق ومتواضع باشد.ورفق ومدارا ی کامل با آنان را نصب العین خویش قرار دهد واز این رهگذر به تذهیب نفس بپردازد .زیرا یک عالم ودانشمند صالح وشایسته در این عصر وزمانه به منزله پیامبری از پیامبران الهی است .
5- دریغ نورزیدن از تعلیم علم
رسالت ووظیفه معلمی ایجاب می کند که نباید ازتعلیم وآموزش هیچکس به خاطر آنکه ممکن است احیانا واجد وقصد ونیت درست وخداپسندانه ای نباشد دریغ ورزید زیرا تصحیح هدف وجهت گیریهای سنجیده وخداپسندانه برای بسیاری از افراد تازه کار وکسانی که درفراگیری علم ،مبتدی هستند دشوار می باشد به جهت اینکه جان وروح آنها به علت خرد سللی ویا فقران بینش کافی در دین از لحاظ درک سعادت ونیکبختی آتیه ووعزت وسرفرازی روز قیامت ،بسیار نارسا وضعیف می باشد.
6- کوشش در بذل واعطاءوانفاق علم
باید معلم ،سرمایه فواندوخته های خود را بهافرادی که شایسته ونیازمند به علم ودانش هستند ،بذل وانفاق کند ودرنشر علم واعطاءآن به افرادمحتاج فبخل نورزد ودانش را ومعارف را از دیگران کتمان نکند .بلکه سعی خود را درجهت نشر آن به کار گیرد.زکات علم یاد دادن آن به دیگران است.
7- احتراز از مواضع تهمت ولزوم هماهنگی رفتار وگفتار معلم .
برفرض انکه معلم دارای عذر شرعی هم باشد .نباید میان گفتار وکردارش تفاوت ودو گانگی وجود داشته باشد بلکه باید همواره سعی نماید بر طبق گفتار وامر ونهی عمل نماید.مثلا او نمی تولند عملی را نهی کند که خود مرتکب می شود ویا انجام عملی را واجب وحتمی بداند و خود پایبند به آن نباشد. بنابر این اگر معلمی دیگران را به امری دعوت کرد و خود به دلائلی نتوانست شرکت کند باید حتما در جلسه بعدی از دیگران عذر خواهی نماید تا این شبهه برطرف گردد.زیرا که معلم به عنوان نقش الگویی که دارد در شاگردانش منعکس می گردد.لذا همه گونه رفتار او باید نماینده گفتار او باشد.
8- شهامت معلم در اظهار حق ،وجلوگیری از تخلف
معلم ،باید به مقدار وسع وتوانایی خویش ،حق رابدون مجامله وسازشکاری نسبت به احدی از خلق الله اظهار کند اگر مشاهده کرد کسی از حق ،رویگردان است ویادر کیفیت طاعت ازخداوند متعال کوتاهی می کند ونارسایی بوجود می آورد باید در وحله اول از طریق لطف ومحبت وبا عمل مهر ونرمش اورا نصیحت کند .ودرصورتی که این مهر ومحبت اثر نکرداز راه دیگری که عاریازلطف باشد با تخلکاری وخشونت اورا در رهنمون گشتن به حق یاری دهد واگر اینوسیله هم موثر واقع نشد باید ازاو دوری کند واگر با فاصله گرفتن از او اثری مشاهده نکرد باید کاملا اورا نهی کرده واز رفتار او جلو گیری نماید تا او را به حق باز گرداند.
باشد تا در آینده به وظایف معلم با شاگردان بپردایم
به امید دیدار خدا یار و نگهدار
نوراله برخوردار آموزگار کلاس ششم